-گفت اینقدر کم کم فراموش شدیم که اصلا نفهمیدیم که هنوز فراموش شدیم یا نه، حتی خودشم نفهمید که فراموشمون کرده یا نه؟
-وقتی همه فراموشم کردند، تو باز هم مرا به یادت بیاور، مگر معنای دوست داشتن فراموش نکردن پیوسته نبود؟
"من به ماری فکر میکردم، به صدایش، به گونه هایش، به دستها و موهایش، به حرکاتش و به تمام کارهایی که باهم کرده بودیم.”
-عقاید یک دلقک
-عقاید یک دلقک
- من درباره تو به آن ها نگفته ام
اما تورا ديده اند كه در چشمانم شنا ميكني،
من درباره تو به آنها نگفته ام
اما تورا در كلماتم ديده اند...
عطرِ عشق نميتواند پنهان بماند!
#نزار_قبانی
اما تورا ديده اند كه در چشمانم شنا ميكني،
من درباره تو به آنها نگفته ام
اما تورا در كلماتم ديده اند...
عطرِ عشق نميتواند پنهان بماند!
#نزار_قبانی
- من همونم که هرشب یادش میره چقدر دوسش نداری و دوباره عاشقت میشه...
"در ظریفترین حالت تو چیزهاییست
که اسیرم میکند.
چیزهایی چنان نزدیک،
که نمیتوانم بدان دست یابم.."
که اسیرم میکند.
چیزهایی چنان نزدیک،
که نمیتوانم بدان دست یابم.."
- بعد از به آغوش کشیدن تو بود
که من فهمیدم
گاهی میشود روی زمین بود و
ابر ها را بوسید...
که من فهمیدم
گاهی میشود روی زمین بود و
ابر ها را بوسید...
- او را نه تنها "دوست دارم" بلکه
همه ذراتِ تنم او را میخواهد..
همه ذراتِ تنم او را میخواهد..
- خیلی فوق العاده ست؟
+ نه...
- خیلی زیباست؟
+ نه...
- خیلی باهوشه؟
+ نه...
- پس چرا اون؟!
+ بعضی وقتها فقط عاشق میشی؛ همین...
📽 Girl on the Bridge (1999)
+ نه...
- خیلی زیباست؟
+ نه...
- خیلی باهوشه؟
+ نه...
- پس چرا اون؟!
+ بعضی وقتها فقط عاشق میشی؛ همین...
📽 Girl on the Bridge (1999)