۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
- سین نکردن پی ام کسی ک دوسش داری انقدرا هم سخت نیست
کافیه یکم اشک بریزی و گوشیتو توی مخلوط کن بندازی :)
‏یه فعل قشنگ پیدا کردم که ظاهرا در ادبیات انگلیس تازه تاسیسه. Gatsbying . گتسبی رمان گتسبی بزرگ رو یادتون میاد؟ همونی که مهمونی شلوغ می‌داد تا شاید معشوقه‌ش «دیزی» رو ببینه. وقتی در فضای مجازی چیزی منتشر می‌کنیم که همه می‌بینن اما برای یه نفر خاصه، «گتسبی کردیم».
هر آدمی شاید در عمرش فقط یک بار می تواند کسی را به تمامی دوست بدارد. تمامش را، حتا تیرگی های روحش را بپرستد. خدا بسازد از آدمی که می داند آسمانی نیست. نگاهش کند و دلش ضعف برود و بی آن که داشتن یا نداشتن آغوشش چندان مهم باشد، از حال خوب او به آرامش برسد. محو شود، پنهان شود، گم شود در زوایای تنِ او حتی اگر به نگاهی از دور قناعت کند. دل خوش کند حتا به بوسه های ناممکن قبل از خواب، به عکسی روی گوشی موبایلی. هر کسی شاید فقط یک بار، با یک آدم، پرنده می شود.

#حمید_سلیمی
- و تو چه میدانی که داریخماخ در حد جریلماخ یعنی چه؟

داریخماخ: دلتنگی
جریلماخ: پاره شدن
- رنجورم و با تاب و توانی که ندارم
دلتنگ توام ای تو همانی که ندارم
باس بلد بودیمت
نبودیم
امشب اومدیم بگیم اگه اونجوری نبود که تو خواستی
واسه لج کردن نبود
بلد نبودیم
یعنی کسی یادمون نداده بود
کسی نبوده عین تو ، نه قبل تو ، نه بعد تو...

#حمید_سلیمی
حسم به تو؛ تعریف نشدنی،
حست به من چی؟ چنتا خطه؟!
-تو هر لحظه در ذهن من تداعی میشوی و من دربرابرش توان هیچ کاری را ندارم. دلم میخواهد توصیفت کنم، اما انگار هیچ کلمه ای وجود ندارد که تمام احساسم را برای تو در آن جای دهم." به همین خاطر است که حتی اگر سالها برایت بنویسم، هیچگاه نقطه ای برای پایان وجود نخواهد داشت." این است توصیف من درباره ی او.
میدونی؟
از آدما فقط اون حسایی که باهاشون داشتی میمونن تهش.
اون حسایی که لمس کردی کنارشون
اون حسایی که تجربه کردی
اون حسایی که اولینا رو ساختن
اون حسایی که واست خاطره شدن
اون حسایی که همیشه تو ذهنت میمونن و نه کمرنگ‌ میشن و نه تغییر میکنن
اون حسایی که ابدین!!!!!

#محیکس
بعضی وقتا فکر میکنم همه‌ی احساساتی که لازمه رو تجربه کردم .
و از اینجا به بعد دیگه احساس جدیدی نخواهَم داشت. هر چی هست؛
فقط یه نسخه‌ی ضعیف‌تر از احساساتیه که قبلا داشتم...
#her
-آدم ها هميشه نمى مانند، يكجا در را باز مى كنند و براى هميشه مى روند!
- شبها كه دلتنگت ميشوم
از اين شانه به آن شانه
فقط غَلت ميزنم ...
مثلِ يك ماهىِ جدا شده از دريا
بايد ببينى جان دادنم را!
- are you afraid to fall in love?
+ I’m afraid of being the only one who falls...