۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
گفتم تو را دوست دارم،
صدای مرا نقاشی کن،
دل تنگ توام اندوه مرا نقاشی کن،
به تو می اندیشم در غم دیگران
پندار مرا نقاشی کن.
گفتی: در خلایی که هوا نیست،
نه من تو را می خوانم،
 نه تو مرا می شناسی،
برایم چراغی بیاور،
بی نور، چگونه نقاشی کنم ؟

#محمد_ابراهیم_جعفری
- دلتنگي؛
خوشه انگور سياه است.
لگد كوبش كن،
لگد كوبش كن،
بگذار ساعتی سربسته بماند
مستت مي كند اندوه....

#شمس_لنگرودی
- Miss me!
Like a lost fish missing for own oceon.
دكتر (جهانگير فروهر): دلمون برات تنگ میشه... بهت عادت کرده بودیم... به اخم و تخمات، اولدرم بلدرمات، سگ محلیات؛ ولی گور پدر دلِ ما، دلِ تو شاد

#علی_ حاتمی - سوته دلان 1356
گوشیشو برداشت و شروع کرد به تایپ کردن و نوشت: دوست دارم و دستش رفت روی دکمه‌ی ارسال که یه دفعه با خودش گفت نکنه اشتباه بخوندش؟، پس جمله‌ش رو اصلاح کرد و نوشت: دوسِت دارم و باز به این فکر کرد که نکنه که گوشیش اعراب نداشته باشه و باز تصیحش کرد و نوشت: دوستت دارم، اما بازم به نظرش هنوز خیلی ساده بود حرفش، پس باز ویرایشش کرد و نوشت: خیلی دوستت دارم، اما نه، خیلی به نظرش به اندازه کافی زیاد نبود، پس دوباره نوشتش: خیلی زیاد دوستت دارم، اما اینجوریم حرفش خیلی عادی میشد، پس نوشت: عصرای پنجشنبه خیلی زیاد دوستت دارم، اما اگه میپرسید چرا عصر پنجشنبه دوسش دارم چی؟، پس باز عوضش کرد و نوشت: عصرای پنجشنبه چون از همیشه خوشگلتر میکنی خیلی زیاد دوستت دارم، اما ممکن بود فکر کنه بقیه روزا مثلا قشنگ نیست و دوسش نداره!، پس باز نوشتشو تغییر داد و نوشت: همیشه خوشگلی و عصرای پنجشنبه چون از همیشه خوشگلتر میکنی خیلی زیاد دوستت دارم، اما اگه فکر میکرد فقط چون خوشگله دوسش داره چی؟، پس دوباره دست به کار شد و نوشت: همیشه خوشگلی و اگر خوشگلم نبودی بازم دوستت داشتم و عصرای پنجشنبه چون از همیشه خوشگلتر میکنی خیلی زیاد دوستت دارم، اما اگر بازم میپرسید اگه خوشگل نبودم چرا دوستم داشتی چی پس؟، پس به این فکر کرد که چرا دوستش داره؟، و به این فکر کرد که کیو چرا دوست داره؟، و به این فکر کرد که اصلا پیام رو میخواست برای کی بفرسته و چون آخرش هیچ جوابی برای هیچ کدوم از سوالاش پیدا نکرد، پیامش رو پاک کرد و گوشیش رو گذاشت سرجاش و به گذروندن عصر پنجشنبه‌ش ادامه داد.
اولين چيزی که از شما تو بخش اورژانس می‌پرسن اينه که از ۱ تا ۱۰ به دردت چه شماره‌ای می‌دی...
اين سوال رو صدها بار از من پرسيدن...
و يادمه يه بار وقتی که نمی‌تونستم نفس بکشم و قفسه سينه‌ام تو آتش می‌سوخت
با اينکه نمی‌تونستم حرف بزنم ۹ تا انگشتم رو بالا گرفتم و ۹ رو نشون دادم...
بعدا وقتی بهتر شدم پرستار اومد و بهم گفت که من يه مبارز واقعی هستم.
ازم پرسيد:می‌دونی از کجا می‌دونم؟
چون دردی رو که ۱۰ بود، گفته بودم ۹!
اما حرفش خيلی هم حقيقت نداشت...
بخاطر شجاعتم به اون درد نگفتم ۹...
دليل اينکه گفتم ۹ اين بود که درد شماره ۱۰ رو نگه دارم برای یه وقت دیگه و الان وقتش بود.
۱۰ بزرگ و وحشتناک،
از دست دادن تو بود...
رفتن تو درد شماره ۱۰ من بود.

#TheFaultinOurStars
-And suddenly you were everything I cared about...
- من اگه پسر بودم
تا واسه یه دختر نمیمردم نمیگفتم مواظب خودت باش
چون خیلی جمله ی لعنتییه
وقتی آدم نمیشنوه دیگه دوس نداره مواظب خودش باشه...
‏بخوان مرا، حتی وقتی که دیگر حرفی برای خوانده شدن هم نداشته باشم، که مگر که معنای دوست داشتن خواندن چیزهایی که کس دیگری آن‌ها را نمیخواند نبود؟
-What am I darlin'?
A whisper in your ear?
A piece of your cake?
What am I, darlin'?
The boy you can love?
Or your biggest mistake...?
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
میکُشد مرا،
هزار توی افکار سیاهی که دور تا دور مغزم را احاطه کرده است.
و تو آن باریکه یِ نورِ طلوعِ خورشیدی که از انتهایِ سیاهیِ بی کران میتابی بر پیکرِ بی جانم.
طلوع کن ای خورشید مهربانی
ای آکنده از آفتاب و روشنی
ای فروغ بخش آمال و افکارم.

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
-عشق ینی از هر راهی بری، بازم تهش برسی به دوس داشتنش.

#محیکس
‌‏به من می گفت:
چشم های تو مرا به این روز انداخت؛ این نگاه تو کار مرا به اینجا کشاند! تاب و تحمل نگاه‌های تو را نداشتم... نمی‌دیدی که چشم بر زمین میدوختم!؟
به او گفتم:
در چشم های من دقیق‌تر نگاه کن! جز تو، هیچ چیزی در آن نیست...

#بزرگ_علوی
۰حیف‌حیف‌حیف...