۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
اولين چيزی که از شما تو بخش اورژانس می‌پرسن اينه که از ۱ تا ۱۰ به دردت چه شماره‌ای می‌دی...
اين سوال رو صدها بار از من پرسيدن...
و يادمه يه بار وقتی که نمی‌تونستم نفس بکشم و قفسه سينه‌ام تو آتش می‌سوخت
با اينکه نمی‌تونستم حرف بزنم ۹ تا انگشتم رو بالا گرفتم و ۹ رو نشون دادم...
بعدا وقتی بهتر شدم پرستار اومد و بهم گفت که من يه مبارز واقعی هستم.
ازم پرسيد:می‌دونی از کجا می‌دونم؟
چون دردی رو که ۱۰ بود، گفته بودم ۹!
اما حرفش خيلی هم حقيقت نداشت...
بخاطر شجاعتم به اون درد نگفتم ۹...
دليل اينکه گفتم ۹ اين بود که درد شماره ۱۰ رو نگه دارم برای یه وقت دیگه و الان وقتش بود.
۱۰ بزرگ و وحشتناک،
از دست دادن تو بود...
رفتن تو درد شماره ۱۰ من بود.

#TheFaultinOurStars
-And suddenly you were everything I cared about...
- من اگه پسر بودم
تا واسه یه دختر نمیمردم نمیگفتم مواظب خودت باش
چون خیلی جمله ی لعنتییه
وقتی آدم نمیشنوه دیگه دوس نداره مواظب خودش باشه...
‏بخوان مرا، حتی وقتی که دیگر حرفی برای خوانده شدن هم نداشته باشم، که مگر که معنای دوست داشتن خواندن چیزهایی که کس دیگری آن‌ها را نمیخواند نبود؟
-What am I darlin'?
A whisper in your ear?
A piece of your cake?
What am I, darlin'?
The boy you can love?
Or your biggest mistake...?
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
میکُشد مرا،
هزار توی افکار سیاهی که دور تا دور مغزم را احاطه کرده است.
و تو آن باریکه یِ نورِ طلوعِ خورشیدی که از انتهایِ سیاهیِ بی کران میتابی بر پیکرِ بی جانم.
طلوع کن ای خورشید مهربانی
ای آکنده از آفتاب و روشنی
ای فروغ بخش آمال و افکارم.

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
-عشق ینی از هر راهی بری، بازم تهش برسی به دوس داشتنش.

#محیکس
‌‏به من می گفت:
چشم های تو مرا به این روز انداخت؛ این نگاه تو کار مرا به اینجا کشاند! تاب و تحمل نگاه‌های تو را نداشتم... نمی‌دیدی که چشم بر زمین میدوختم!؟
به او گفتم:
در چشم های من دقیق‌تر نگاه کن! جز تو، هیچ چیزی در آن نیست...

#بزرگ_علوی
۰حیف‌حیف‌حیف...
- میگه اینقدر که قهر بودیم دیگه عادت شده واسمون...
- جایی در اعماق باورهایم
هنوز امیدوارم
هنوز دلتنگم...

#محیکس
“feelings that come back are feelings that never left.”

-Frank Ocean
- مایک میگه:
وقتی به کسی که دوستش داری فکر میکنی قلبت بیدار میشه، سوار مترو میشه تا شیفتشو با مغزت عوض کنه، جای مغزت میشینه و تو مویرگ هات خون های رنگی جاری میکنه: زرد،قرمز،سبز..، به سلول ها دستور میده که بدنتو چراغونی کنند و به شش ها دستور نواختن لالایی میده تا مغز به خواب بره.
ضربان هاش رو برای دیدار تنظیم میکنه و با پاشیدن گرد خوشحالی روی احساساتت لبخند رو بهت هدیه میده.
فکر میکنی بدنت همینطور الکیه؟ نه!
اونی که قلبت رو بیدار میکنه رو جدی بگیر!
[و صدای دور شدن
و صدای دور شدن
و صدای دور شدن]