۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
Forwarded from HollyWeed (Sarina🦋)
گفت مشکل همیشه نبودن آدما نیست، مشکل یه وقتایی اونجاس که بیان و اون آدمی که انتظارشو داشتی نبوده باشن!
درست مثل همونجا که بنان میخونه:
«آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود...»
Don’t worry about ur future with a person who wants u with all your past…

نگرانِ آینده ات با کسی نباش که تو را با همه ی گذشته ات میخواهد...
- من یا از اول نباید می‌دیدمش، یا وقتی دیدم نباید بهش وابسته می‌شدم. زمان رو نمی‌شه به عقب برگردوند، خاطره‌ها رو نمی‌شه دور انداخت. بدیِ دلتنگی اینه که نمی‌شه با کسی قسمتش کرد!

#پویا_جمشیدی
من الان دلم میخواد دوستم داشته باشی،
با هم بریم پیاده روی
خاطره بسازیم...
دیونگی کنیم!
الان دلم میخواد یهو زنگ بزنی بگی دارم میام دنبالت!
الان دلم میخواد باهام وقت بگذرونی،
الان باید باعث بشی هر لحظه عاشق تر از لحظه ی قبل باشم!
نه یه سال بعد، نه حتی شش ماه بعد!
عاشقی زمان داره
زمانش که بگذره نوش دارو بعد مرگ سهراب میشه
اونوقته که میگم ماله خودت

#فاطمه_مقدم
-اشتباه تو؛ تنها به دام انداختن كبوتر نبود. تو گندم را، بى اعتبار كردى!
-مجنون را می‌گفتند که: از لیلی خوب‌ترانند، بر تو بیاریم؟
او می‌گفت که: آخر من لیلی را به صورت دوست نمی‌دارم، لیلی صورت نیست.
لیلی به دست من همچون جامی است، من از آن شراب می‌نوشم.
من عاشق شرابم و شما را نظر بر قدح است.
از شراب آگاه نیستید.


مولانا
در مقام تحقیر واژه" اعتماد" :
- همانا، ک احساسات ما مثل یک جماعت گرسنه و بی اصل و نسب ، مدام در انکار همدیگه اند.
- یا آنگاه ک اعتماد به "قول و قرار" ،،در قبل و بعد ناهار مضحکه میشود .
- اعتماد را آن زمانی میتوان تف کرد، ک با خودت عهد بسته بودی، خط قرمزت ،مادرت باشد ،ولی در مستی فحش های ب او را نادیده گرفتی.
- اعتماد، همان کور و کر شدن در ایستگاهی از الوار است.
#samitext
-بارون میاد نه؟
کاش منو یادت نیاره!
Forwarded from 😷Marlboro 8 🚬 (Malihe)
قانون آسایش :
۱. به من چه!

🆔 @Marlboro_8 🚬
-‏اگر بودی امشب این موقع‌ها احتمالاً برایت می‌نوشتم که چه دل‌تنگم. چه جمعه سنگینی بوده. و چه ترس‌هایی به زیر پوستم خزیده‌اند. اگر بودی به دروغ برایم می‌نوشتی که من زیباترین آدمی هستم که در تمام عمر دیده‌ای. برایم می‌نوشتی که نباید از چیزی بترسم. و من باور می‌کردم. و من قول می‌دادم.

#کیوتی
‏«یادم می‌آید که تو را دوست داشتم. و دلم برای آنْ خود ِمن تنگ می‌شود.»
‏«برای تو همیشه در زندگی ِمن جا هست.
حتّی وقتی که دیگر نمیخواهم خودم توی زندگی‌ام باشم.»
- من به تو دل بستم.
تو نمیدانستی؛
معنی باور را...!

#محیکس