۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-خیلی وقته که دیگه چیزی مهم نیست، ولی بعضی روزا هنوز هم جای این مهم نبودن درد میگیره، انگار دردی که فراموشش کرده باشی و ساعت سه و هجده دقیقه‌ی نصفه شب با دردش از خواب بیدار بشی و هرکاری کنی دیگه نه دردش خوب بشه و نه خوابت ببره و درد ادامه داشته باشه و ادامه داشته باشه، تا یه روزی که نمیدونی کیه، ساعت سه و سی و هشت دقیقه‌ی عصر دوباره خوابت ببره و وقتی بیدار میشی، دیگه خبری از درد نیست و همه چیز دوباره گذشته باز و فراموش میکنی و زمان تا یک سه و هجده دقیقه‌ی دیگه متوقف میشه و همیشه میدونی و منتظرشی که برگرده باز، با اینکه دیگه اصلا منتظرش نیستی.
-حقِ "به گند کشیدنِ زندگیِ خود"، حقی زائل نشدنی برای هر انسان هست!

📽 Amelie
-انسان واقعاً نیاز داره که بغل بشه و بهش بگن: عیبی یوخ.
-و کفایت بود نوازش دستانت، تمام فکرهایم را....
زندگی از آن ثانیه پیچیدگیش رو عریان میسازد که ، به تو "حق انتخاب میدهد" و زانوی انگشت اشاره ات را میلرزاند.
دقیقا همین جاست که اگر به اندازه ضخامت بال زنبوری از ریل اعتقادات (اعتقاداتی ورای هر نگاه معتقدی) دور شوی، هرگز بازیاب نخواهی شد و برای همیشه خواهی مرد.

#samitext
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-کسی که دوستش می‌داری هم حقی بر تو دارد، از جمله این که دوستت نداشته باشد!!
كاش نيوتن براي عشق هم قانون سوم تعريف ميكرد؛

كه وقتي من تو را دوست دارم

تو حق عكس العملي جز دوست داشتن من نداشته باشي...
-از بلندای نگاه تو؛
پرت شدم!
-که هیچ چیز دیگر نه آنقدر بد است که آدم فکرش را بکند و نه آنقدری خوب است که آدم فکرش را میکند، همه چیز جایی بی تو درست در میان تمام آن چیزهاست، که دیگر که هیچ چیز نه آنقدرها بد است و نه آنقدرها خوب، که همه چیز تنها معمولی و عادی شده است، انگار که تنها هی صبحت شب بشود و شبت صبح، بی دلیلی برای لبخندت و بی حسیی برای اندوهت، که تنها خودت مانده‌ای و خودت و دیگر هیچ، خالی فکری که از تمام جهاتش به هیچ کجا میرسند و اگر هم که می‌رسیدند، میلی بر رفتنش نبود، که آدم بی ذوق دیگر چیز زیادی از آدم بودنش برایش باقی نمانده است، مگر زنده بودنش...
بی آن که شکی در آن باشد ، بکرترین جاذبه برای خیره شدن و غرق شدن در اطلس جغرافیایی ، "تصویر ماه در دریاست"

جغرافیایی ک نه دست هرزه ای ب پوستش خورده و نه انگشت طفلی چشمانش را زخمی.

انتهایش همچون مرزیست ک هر ناامیدی را کنجکاو میکند تا که کفش هایش را در آورد، میان این جاده نورانی راه رود و نصف دنیا را کشف کند....

به گونه ای بعُدها را در هم ادغام میکند ک به صراحت میتوان ، بی ارزش بودن زمان را لمس کرد...

و آنچنانی با بدنی عریان محو تماشایت میکند که تا سال ها ، برای هیچ دیو و دلبری پنجره اتاقت را باز نکنی...

در تعجبم از معشوقه بودنش، آنگاه ک هیچ موجی بر ساحل نمیماند...
موج هایی ک از دور زجه میزنند برای خشکی
ولی به محض رسیدن ، له له میزنند برای دوباره بلعیده شدن.

این ها را من ، برای دل خوش کنک خودم نمیگویم
باید باشی
باید خارج از خودت باشی
باید یک شب مهتابی باشد
و باید دیوانه شوی تا دریا دوستت داشته باشد...
#samitext
من فکر می‌کنم هر کی که عاشق میشه دیوونه ست! عاشق شدن واقعاً کار احمقانه‌ایه. یه جور دیوونگیه که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده است...

📽 Her | 2013
سیگاری روشن کردم. نگاه عجیبی به من کرد و گفت: «سیگارم که می‌کشی؟»
با خنده گفتم: «تازه شروع کردم.»
گفت: «با این سن و سال کمت تکمیل تکمیلی.»
خندیدم و چیزی نگفتم. لیوان از دستم گرفت و برای خودش مشروب ریخت و چوب سیگارشو از لای دندان‌ها در آورد و گفت: «تو زندگی هر غلطی می‌کنی بکن، اما سیگار نکش، یا خیلی کم بکش. من شبانه‌روز دو سیگار بیشتر نمی‌کشم.
یکی اول شب که مشروب می‌خورم، یکی‌م نصفه‌های شب که از خواب بیدار می‌شم و می‌رم رو بالکن، سیگاری روشن می‌کنم و می‌شینم به تماشای شهر و همین‌جوری تو خیال به تک‌تک خونه‌ها سر می‌کشم و وارد تک‌تک اتاق‌ها میشم و همه رو از پیر و جوان و زن و مرد دید می‌زنم، تا به خود می‌آم سیگارم تموم شده و می‌تونم آروم بگیرم و دوباره بتونم بخوابم.»

#آشغالدونی
#غلامحسین_ساعدی
حواستون ب هم هس؟
خیلی وقته ک "نه"
-Love you more than ocean EVEN!
#محیکس
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (• pegahsaniee)
شایَد نِمی‌خواهی
بدانی حال و روزَم را،
من هم
نِمی‌خواهم
بگویم بی تو می‌میرَم ..

#سعید_خاکسار

@pegah_saniee
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (• pegahsaniee)
- خودم خواستم كه با تَمامِ وجود با تويى كه نَبود عاشقانه بمانَم .