-که هیچ چیز دیگر نه آنقدر بد است که آدم فکرش را بکند و نه آنقدری خوب است که آدم فکرش را میکند، همه چیز جایی بی تو درست در میان تمام آن چیزهاست، که دیگر که هیچ چیز نه آنقدرها بد است و نه آنقدرها خوب، که همه چیز تنها معمولی و عادی شده است، انگار که تنها هی صبحت شب بشود و شبت صبح، بی دلیلی برای لبخندت و بی حسیی برای اندوهت، که تنها خودت ماندهای و خودت و دیگر هیچ، خالی فکری که از تمام جهاتش به هیچ کجا میرسند و اگر هم که میرسیدند، میلی بر رفتنش نبود، که آدم بی ذوق دیگر چیز زیادی از آدم بودنش برایش باقی نمانده است، مگر زنده بودنش...
بی آن که شکی در آن باشد ، بکرترین جاذبه برای خیره شدن و غرق شدن در اطلس جغرافیایی ، "تصویر ماه در دریاست"
جغرافیایی ک نه دست هرزه ای ب پوستش خورده و نه انگشت طفلی چشمانش را زخمی.
انتهایش همچون مرزیست ک هر ناامیدی را کنجکاو میکند تا که کفش هایش را در آورد، میان این جاده نورانی راه رود و نصف دنیا را کشف کند....
به گونه ای بعُدها را در هم ادغام میکند ک به صراحت میتوان ، بی ارزش بودن زمان را لمس کرد...
و آنچنانی با بدنی عریان محو تماشایت میکند که تا سال ها ، برای هیچ دیو و دلبری پنجره اتاقت را باز نکنی...
در تعجبم از معشوقه بودنش، آنگاه ک هیچ موجی بر ساحل نمیماند...
موج هایی ک از دور زجه میزنند برای خشکی
ولی به محض رسیدن ، له له میزنند برای دوباره بلعیده شدن.
این ها را من ، برای دل خوش کنک خودم نمیگویم
باید باشی
باید خارج از خودت باشی
باید یک شب مهتابی باشد
و باید دیوانه شوی تا دریا دوستت داشته باشد...
#samitext
جغرافیایی ک نه دست هرزه ای ب پوستش خورده و نه انگشت طفلی چشمانش را زخمی.
انتهایش همچون مرزیست ک هر ناامیدی را کنجکاو میکند تا که کفش هایش را در آورد، میان این جاده نورانی راه رود و نصف دنیا را کشف کند....
به گونه ای بعُدها را در هم ادغام میکند ک به صراحت میتوان ، بی ارزش بودن زمان را لمس کرد...
و آنچنانی با بدنی عریان محو تماشایت میکند که تا سال ها ، برای هیچ دیو و دلبری پنجره اتاقت را باز نکنی...
در تعجبم از معشوقه بودنش، آنگاه ک هیچ موجی بر ساحل نمیماند...
موج هایی ک از دور زجه میزنند برای خشکی
ولی به محض رسیدن ، له له میزنند برای دوباره بلعیده شدن.
این ها را من ، برای دل خوش کنک خودم نمیگویم
باید باشی
باید خارج از خودت باشی
باید یک شب مهتابی باشد
و باید دیوانه شوی تا دریا دوستت داشته باشد...
#samitext
من فکر میکنم هر کی که عاشق میشه دیوونه ست! عاشق شدن واقعاً کار احمقانهایه. یه جور دیوونگیه که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده است...
📽 Her | 2013
📽 Her | 2013
سیگاری روشن کردم. نگاه عجیبی به من کرد و گفت: «سیگارم که میکشی؟»
با خنده گفتم: «تازه شروع کردم.»
گفت: «با این سن و سال کمت تکمیل تکمیلی.»
خندیدم و چیزی نگفتم. لیوان از دستم گرفت و برای خودش مشروب ریخت و چوب سیگارشو از لای دندانها در آورد و گفت: «تو زندگی هر غلطی میکنی بکن، اما سیگار نکش، یا خیلی کم بکش. من شبانهروز دو سیگار بیشتر نمیکشم.
یکی اول شب که مشروب میخورم، یکیم نصفههای شب که از خواب بیدار میشم و میرم رو بالکن، سیگاری روشن میکنم و میشینم به تماشای شهر و همینجوری تو خیال به تکتک خونهها سر میکشم و وارد تکتک اتاقها میشم و همه رو از پیر و جوان و زن و مرد دید میزنم، تا به خود میآم سیگارم تموم شده و میتونم آروم بگیرم و دوباره بتونم بخوابم.»
#آشغالدونی
#غلامحسین_ساعدی
با خنده گفتم: «تازه شروع کردم.»
گفت: «با این سن و سال کمت تکمیل تکمیلی.»
خندیدم و چیزی نگفتم. لیوان از دستم گرفت و برای خودش مشروب ریخت و چوب سیگارشو از لای دندانها در آورد و گفت: «تو زندگی هر غلطی میکنی بکن، اما سیگار نکش، یا خیلی کم بکش. من شبانهروز دو سیگار بیشتر نمیکشم.
یکی اول شب که مشروب میخورم، یکیم نصفههای شب که از خواب بیدار میشم و میرم رو بالکن، سیگاری روشن میکنم و میشینم به تماشای شهر و همینجوری تو خیال به تکتک خونهها سر میکشم و وارد تکتک اتاقها میشم و همه رو از پیر و جوان و زن و مرد دید میزنم، تا به خود میآم سیگارم تموم شده و میتونم آروم بگیرم و دوباره بتونم بخوابم.»
#آشغالدونی
#غلامحسین_ساعدی
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (• pegahsaniee)
شایَد نِمیخواهی
بدانی حال و روزَم را،
من هم
نِمیخواهم
بگویم بی تو میمیرَم ..
#سعید_خاکسار
@pegah_saniee
بدانی حال و روزَم را،
من هم
نِمیخواهم
بگویم بی تو میمیرَم ..
#سعید_خاکسار
@pegah_saniee
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (• pegahsaniee)
- خودم خواستم كه با تَمامِ وجود با تويى كه نَبود عاشقانه بمانَم .
Forwarded from 😷Marlboro 8 🚬 (Malihe)
-آدم چیزا رو با خاطرات به یاد میاره، با مربوط کردنشون به یه چیز دیگه، نه با خودشون تنها، انگار اون آهنگی که توی تاکسی پخش میشد و داشتی باهاش مسخره بازی درمیاوردی براش و لبخندش ربط دهندهترین چیز دنیا بود که هر چیز نامطلوب و بیربطی رو برای آدم خاطرهای خوشایند میکرد که آدم تا میومد بفهمه چی شده، دیگه ازش گذشته بود و همهی چیزی که مونده بود ازش، لبخندی بود و فراموشیی مزمن برای چیزهایی که نباید دیگه به یادشون میآوردی.
Forwarded from HollyWeed (Haniyeh)
'اگه دوستت داشته باشه دنبالت میاد"
و هر دوشون همین فکرو میکنن!
و هر دوشون همین فکرو میکنن!
- هرگاه شخصی به شخص دیگر عشق بورزد، شخص دوم عشقی با همان اندازه و در جهت مخالف به شخص سوم وارد ميكند.