۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
- زمین در دفترِ خاطراتش نام روزهایی که حالش خوب بود را بهار گذاشت
و زیرش با قلمی سبز نوشت؛
"آدمی نیست که عاشق نشود فصلِ بهار"

#سمانه_مظلوم
گر در طَلَبِ منزلِ جانی، جانی
گر در طلب لُقمه نانی، نانی
این نُکته رمز اگر بِدانی، دانی
هرچیز که در جُستن آنی، آنی


#مولانا
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (• pegahsaniee)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (• pegahsaniee)
- اونکه ناچارِ بخنده، اما گریه‌ست خَنده‌هاش، اون مَنم، اون منم، اون منم .
به کسی در وسطِ آینه‌ها سنگ زدن!
به زنی منتظرِ هیچ‌کست زنگ زدن

به زنی با لب خشکیده و چشمی قرمز
به زنی گریه‌کنان روی کتابِ «حافظ»

به زنی سرد شده در دلِ تابستانت!
به زنی رقص‌کنان در وسطِ بارانت

به زنی خسته از این آمدن و رفتن‌ها
به زنی بیشتر از بیشتر از تو، تنها!

#مهدی_موسوی
[دارم لاو میسازم، شدم گاسپار نوعه]
از یک جایی به بعد هم گفتن بعضی از حرف‌ها بی معنی میشوند، که نه در ذات خودشان معنایی نداشته باشند که در کلمه آن چیزی را که پیشتر میرساندند و حال باید برسانند را دیگر نمیرسانند، انگار که ناگهان تنها پوسته‌ی خالی آن‌ها مانده باشد و دیگر چیزی درونشان نمانده باشد، قوطی خالی نوشابه‌ای که تنها بین دو کودک در انتهای دو کوچه رد و بدل میشود و تلق تلق صدا میکند، کلماتی که دیگر فقط آوای هجاییشان مانده است.
Forwarded from bitrait
[من داد زدم نشنیدی منو،
تو کر شده بودیو من انگا کور بودم!]

@Deep_Mo
احببتك بكل الطرق و أولها الصمت!

به همه روش‌ها دوستت داشتم و اولین‌شان «سکوت» بود!

#لاادری
مرد برای زن نوشت: دلیلی برایت وجود ندارد که دلت برایم تنگ بشود جز اینکه ساعت چهار و پنجاه و چند دقیقه دلم اینطور برایت خواسته باشد، و دل آدم چه چیزهای غیرممکنی را برایت میخواهد.

زن بعد از بیست و دو دقیقه برایش نوشت: دلیلی وجود ندارد، اما بی دلیل دلم برایت تنگ شد.

مرد بعد از سی و هشت ثانیه لبخندی زد، روزش بی‌دلیل زیبا شده بود...
ده فرمان حضرت حافظ به معشوق:

۱_ زُلف بر باد مده
۲_ ناز بنیاد مکن
۳_ می‌ مخور با همه کس
۴_ زلف را حلقه مکن
۵_ طره را تاب نده
۶_ یار بیگانه مشو
۷_ غم اغیار مخور
۸_ شمع هر جمع مشو
۹_ یاد هر قوم مکن
۱۰_ شهره‌ی شهر مشو
‏بوسه های ما بیهوده بود
شبیه بارانی که پای درخت خشکیده‌ای ببارد