۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
399 subscribers
5.89K photos
266 videos
37 files
112 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
تو را گم می‌کنم هر روز و پیدا می‌کنم هر شب
بدین سان خوابها را با تو زیبا می‌کنم هر شب

تبی این گاه را چون کوه سنگین می‌کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می‌کنم هر شب

تماشایی است پیچ و تاب آتش‌ها خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب

دلم فریاد می‌خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می‌کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می‌گردی؟
که من این واژه را تا صبح معنا می‌کنم هر شب

#محمدعلی_بهمنی
‏بعضی حرفا رو هم میدونی که نباید بگیشون و اگه بگیشون همه چی میریزه به هم، اما آخرم دلت طاقت نمیاره و میگیشون و همه چی میریزه به هم، آخرشم هر بار به خودت میگی این دفعه دیگه بار آخرم بود و آخرش هم هیچ آخرین دفعه‌ای هم براش وجود نداره هیچ‌ وقت دیگه...
- ما را ز خیال تو چه پروای شراب است؟
تو به تحریک فلک، فتنه‌ی دوران منی!
من به تصدیق نظر، محو تماشای توام...

#فروغی_بسطامی
‏⁧ #تاسیان
[‏گیلکی]، حالتی که به خاطر نبودن کسی به انسان دست می دهد. دل و دماغ هیچ کاری را نداشتن. دلتنگی غریب، غم فزاینده.
- قایقِ قسمت، اگر دور کند از تو مرا؛
رود را سمت تو برعکس شنا خواهم کرد.
Forwarded from bitrait
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
تحریر خیال خط او نقش بر آب است

@Deep_Mo
[بازم با حرفات،
خودم یادم رفت]
[بازم من که دنیام با حرفات بهم ریخت،
با هر جمله‌ای که تو گفتی،
دلم ریخت]
«چه دیر آمدی و من اینک
به دلتنگی‌ات عاشق...»

#عزیز_نسین
[دورافتاده‌ای؛
مثل اتفاقی که به من مربوط نیست]