چشماتو ببند...
به یاد بیار.
چشماشو...
لبخندشو...
آغوششو...
به یاد بیار.
چشماشو...
لبخندشو...
آغوششو...
از مزارع پنبهی شیلی،
تا کارخانه ی شماره ۱۷ شانگهای،
و زیرِ چرخ خیاطی زنی تُرک
پیراهنی بودم ،
که به "تو" فکر می کردم...
#محمد_عسکری
تا کارخانه ی شماره ۱۷ شانگهای،
و زیرِ چرخ خیاطی زنی تُرک
پیراهنی بودم ،
که به "تو" فکر می کردم...
#محمد_عسکری
من درباره ی تو به ان ها چیزی نگفتم
اما تورا دیده اند که در چشمانم شنا می کنی...
اما تورا دیده اند که در چشمانم شنا می کنی...
استيون در بهار مرا بوسید
رابین در پاییز
اما کالین فقط نگاهم کرد
او هیچگاه مرا نبوسید
بوسه استيون توی شوخی گم شد
بوسه رابین توی بازی
اما بوسهای که در چشم های کالین بود
شب و روز تعقیبم می کند
#سارا_تیزدیل
رابین در پاییز
اما کالین فقط نگاهم کرد
او هیچگاه مرا نبوسید
بوسه استيون توی شوخی گم شد
بوسه رابین توی بازی
اما بوسهای که در چشم های کالین بود
شب و روز تعقیبم می کند
#سارا_تیزدیل
نیازمندی>= وابستگی>= علاقه>= عشق
عشق>>> دوستی>> علاقه>> یه آدم معمولی
هچوقت "علاقه" اولی رو با دومی اشتباه نگیرین. فرقش مثل این میمونه:
1×2 = -2×1
با این:
1.2 = 2.1
چون اولی واقعیه و دومی بخشی از واقعیت. و وقتی از دستش بدی، یچیز واقعی رو از دست دادی نه نسخهی چندم از چندمین واقعیتی که دیگه هیچ شباهتی بهش نداره حتی...
#محیکس
عشق>>> دوستی>> علاقه>> یه آدم معمولی
هچوقت "علاقه" اولی رو با دومی اشتباه نگیرین. فرقش مثل این میمونه:
1×2 = -2×1
با این:
1.2 = 2.1
چون اولی واقعیه و دومی بخشی از واقعیت. و وقتی از دستش بدی، یچیز واقعی رو از دست دادی نه نسخهی چندم از چندمین واقعیتی که دیگه هیچ شباهتی بهش نداره حتی...
#محیکس
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Photo
Movie:
500 days of summer 😍
500 days of summer 😍
گفتم میگه انتخابم نیستی و نمیشی [نخواهی بود حتی],
گفت برو، وقتی انتخاب اولش نباشی، انتخاب آخر بودن بدترینه. اینکه ناچار شه بهت خیلی فرق داره با اینکه دچارت باشه!
#محیکس
گفت برو، وقتی انتخاب اولش نباشی، انتخاب آخر بودن بدترینه. اینکه ناچار شه بهت خیلی فرق داره با اینکه دچارت باشه!
#محیکس