یک سری رفتارهای مازوخیسمی هم داریم که هر چقدر عزیز دلمان بیشتر آزارمان میدهد بیشتر میچسبیم بهش که در آخر هم حس چسب میدهیم به طرف ، بنده خدا فراری میشود از دستمان :-s
-ن
-ن
دیگه
بهش
پیغام
ن
می
دم
تمام!
*از طرف یک آلزایمری
-ن
بهش
پیغام
ن
می
دم
تمام!
*از طرف یک آلزایمری
-ن
من اشکامو به تو دادم
دیدم چشما همه تو خوابن
ابر ساختم از اتاقم.
دیدم چشما همه تو خوابن
ابر ساختم از اتاقم.
گاهی هم آدم چیزهای اشتباهی را به یاد میآورد، نه اینکه حالا اشتباهی هم باشند، اصلا گاهی آدم اشتباهی بعضی چیزها را به یاد میآورد، چیزی مثل خاطرات هیچ وقت نداشته و حرفهای هیچ وقت زده نشده و شروعهای هیچ وقت شروع نشده و تمامهای همیشه شروع شده، انگار همین به یاد آوردنهای اشتباهی که به لبخندی به یادت میآید که هیچگاه اتفاق نیوفتاده بودند و شروع نشده تمام میشوند و همواره در حال شروع شدن هستند.
امید به رسیدن . . .
از جایی آغاز می شود که تو راه دوم داشته باشی ...
ولی منتظر کسی بمانی که شاید هرگز باز نگردد !
از جایی آغاز می شود که تو راه دوم داشته باشی ...
ولی منتظر کسی بمانی که شاید هرگز باز نگردد !