گاهی هم آدم چیزهای اشتباهی را به یاد میآورد، نه اینکه حالا اشتباهی هم باشند، اصلا گاهی آدم اشتباهی بعضی چیزها را به یاد میآورد، چیزی مثل خاطرات هیچ وقت نداشته و حرفهای هیچ وقت زده نشده و شروعهای هیچ وقت شروع نشده و تمامهای همیشه شروع شده، انگار همین به یاد آوردنهای اشتباهی که به لبخندی به یادت میآید که هیچگاه اتفاق نیوفتاده بودند و شروع نشده تمام میشوند و همواره در حال شروع شدن هستند.
امید به رسیدن . . .
از جایی آغاز می شود که تو راه دوم داشته باشی ...
ولی منتظر کسی بمانی که شاید هرگز باز نگردد !
از جایی آغاز می شود که تو راه دوم داشته باشی ...
ولی منتظر کسی بمانی که شاید هرگز باز نگردد !
تو میدونی من نمیرم، هر جا برم باز برمیگردم پیشت ، تحمل ندارم !
واسه همین خیالت تخته
تو دیگه عادت کردی به نبودنای لحظه ای من
مثل پاندول ساعت
اما اگه یه روز منم خیلی خیلی خسته بشم ، اگه برم و نتونم برگردم
چی به سر تو میاد؟
واسه همین خیالت تخته
تو دیگه عادت کردی به نبودنای لحظه ای من
مثل پاندول ساعت
اما اگه یه روز منم خیلی خیلی خسته بشم ، اگه برم و نتونم برگردم
چی به سر تو میاد؟
ما قرار بود قلب دنیا رو بلرزونیم...
ما قرار بود مچ تقدیرو بخوابونیم...
ما قرار بود مچ تقدیرو بخوابونیم...