۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
Forwarded from bitrait
[هنوزم خاطره منو میگاد]
@Deep_Mo
-Ted Mosbey
How i met your mother
«چه رنجی کشیده‌ای از عادتت به من.»

#پابلو_نرودا
من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی

#سعدی
بجز غم خوردن عشقت غمی دیگر نمیدانم
که شادی در همه عالم ازین خوشتر نمیدانم
گر از عشقت برون آیم به ما و من فرو نایم
ولیکن ما و من گفتن به عشقت در نمیدانم
ز بس کاندر ره عشق تو از پای آمدم تا سر
چنان بی پا و سرگشتم که پای از سر نمیدانم
به هر راهی که دانستم فرو رفتم به بوی تو
کنون عاجز فرو ماندم رهی دیگر نمیدانم
دلی که او بود همدردم، چنان گم گشت در دلبر
که بسیاری نظر کردم، دل از دلبر نمی‌دانم

#عطار
Forwarded from bitrait
[صدات خنده‌ت]
@Deep_Mo
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
‏یجایی شجریان پدر میخونه:
" گذری کن که خیالی شدم از تنهایی"
و شما تا تنهایی رو با پوست و استخونتون حس نکرده باشین متوجه منظورش نمیشین.
نشسته‌ای به جانم
امان از این دل!
میگفت هیچکس حاضر نیست از اعتقاداتش برگرده! چون اینجوری میشه یه بچه پنج ساله که هیچی نمیفهمه و باید همه چیو از اول بهش یاد بدی. واسه‌ی همین ترجیح میده دنیای خودش رو ادامه بده و یه آدم با حداقل معیاراش پیدا کنه، تا اینکه قبول کنه اون بچه پنج سالهه شه!
دنیاهای موازی وجود دارن، از دنیایی که منم تا دنیایی که با تو ساختم فقط یه تو فاصله‌ست! این توعه؛ اینقدر دور شده ازت که دیگه هیچوقت نمیتونی برسی بهش. هیچوقت نمیتونی برگردی عقب و واسه‌ی اونهمه ذوق، احساس خرج کنی. نهایت احساست میرسه به کسی که نصف توام عاشقت نیستو حتی اونقدر نمی‌شناستت که بفهمه داری از احساست مایه میزاری!!! اونموقعس که تو میمونیو یه لبخند به درازیِ پهنایِ لوپات!
میدونی چجوری میشه تو زمان سفر کرد؟ انرژی منفی لازمه‌، انرژی منفیت منو برگردوند عقب، اونقدر عقب که تک‌تک لحظه ها مرور شدن تو ذهنم، عینهو ترشح دی‌ام‌تی تو ناحیه‌ی زیری مغزم! اونقدر عقب رفتم که دیگه تویی وجود نداره، از تو اون پارک که واسه اولین بار دیدمت پاک شدی...
تو و تموم خاطره های بعدت!
حالا تو موندیو خاطره‌های بدت!

#محیکس
Roar of pain.
Feels like hell.
Sounds like scratching.
کات کردن مثل درآوردن نوار چسب از کاغذ میمونه. شاید برای اولین بار بخشی از کاغذ همراه چسب بره، ولی "به مرور" نه اون چسب توانایی چسبیدنش رو داره و نه اون کاغذ توانایی کَنده شدن، و این یعنی از دست دادن کیفیت!
کیفیتی که به دست آوردنش سخته و از دست دادنش مثل آب خوردن!
حیف بودیم.
حیف تر شدیم.

#محیکس
Forwarded from bitrait
When you clone a person, it'll be there as a fiction!
"FO EVA"
That's why details have the most important part of well-knowing a character beside what it express as a personality!
#محیکس
@Deep_Mo
I will remember you As a symbol of the oblivion of a love ...

تو را به یاد خواهم آورد؛
به عنوان نمادی از فراموشی یک عشق ...
گفت باور نمیکنی، ولی از دست دادن هم به اندازه‌ی به دست آوردن آرامش بخشه، فقط چیزی نیست که همون لحظه اتفاق بیوفته، انگار که به دست آوردن، چایی کله مورچه‌ای باشه که زودی رنگ میگیره و از دست دادن، چایی لاهیجان که باید کلی بمونه تا دم بکشه و عطر و رنگش درست در بیاد، یه پر فراموشی بهار نارنجم که بندازی توش که دیگه همه چی تمومه.