به جای گریه نکن بگیم:
"دنیا نمیارزد به رنج پلکهایت."
"دنیا نمیارزد به رنج پلکهایت."
صدایت را دیدم، مرا میشنوی؟
نگاهت را شنیدم، مرا میبینی؟
سرمایت را حس کردم، گرمم میکنی؟
دستانت را گرفتم، پیاده برویم؟
خیابان است، بغلم میشوی؟؟
#محیکس
نگاهت را شنیدم، مرا میبینی؟
سرمایت را حس کردم، گرمم میکنی؟
دستانت را گرفتم، پیاده برویم؟
خیابان است، بغلم میشوی؟؟
#محیکس
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت
خاقانی
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت
خاقانی
اونایی که ساده میگن دوستت دارم، لزوما آدمای سادهای نیستن، انتخاب کردن که سادهش کنن.
تا واسه سختیای جلوترش خلاقیتاشونو به چالش بکشن نه غیرممکن.
که درست شدنش مهم نیس، مهم موندگار شدنشه.
#محیکس
تا واسه سختیای جلوترش خلاقیتاشونو به چالش بکشن نه غیرممکن.
که درست شدنش مهم نیس، مهم موندگار شدنشه.
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
میگفت هیچکس حاضر نیست از اعتقاداتش برگرده! چون اینجوری میشه یه بچه پنج ساله که هیچی نمیفهمه و باید همه چیو از اول بهش یاد بدی. واسهی همین ترجیح میده دنیای خودش رو ادامه بده و یه آدم با حداقل معیاراش پیدا کنه، تا اینکه قبول کنه اون بچه پنج سالهه شه!
دنیاهای موازی وجود دارن، از دنیایی که منم تا دنیایی که با تو ساختم فقط یه تو فاصلهست! این توعه؛ اینقدر دور شده ازت که دیگه هیچوقت نمیتونی برسی بهش. هیچوقت نمیتونی برگردی عقب و واسهی اونهمه ذوق، احساس خرج کنی. نهایت احساست میرسه به کسی که نصف توام عاشقت نیستو حتی اونقدر نمیشناستت که بفهمه داری از احساست مایه میزاری!!! اونموقعس که تو میمونیو یه لبخند به درازیِ پهنایِ لوپات!
میدونی چجوری میشه تو زمان سفر کرد؟ انرژی منفی لازمه، انرژی منفیت منو برگردوند عقب، اونقدر عقب که تکتک لحظه ها مرور شدن تو ذهنم، عینهو ترشح دیامتی تو ناحیهی زیری مغزم! اونقدر عقب رفتم که دیگه تویی وجود نداره، از تو اون پارک که واسه اولین بار دیدمت پاک شدی...
تو و تموم خاطره های بعدت!
حالا تو موندیو خاطرههای بدت!
#محیکس
دنیاهای موازی وجود دارن، از دنیایی که منم تا دنیایی که با تو ساختم فقط یه تو فاصلهست! این توعه؛ اینقدر دور شده ازت که دیگه هیچوقت نمیتونی برسی بهش. هیچوقت نمیتونی برگردی عقب و واسهی اونهمه ذوق، احساس خرج کنی. نهایت احساست میرسه به کسی که نصف توام عاشقت نیستو حتی اونقدر نمیشناستت که بفهمه داری از احساست مایه میزاری!!! اونموقعس که تو میمونیو یه لبخند به درازیِ پهنایِ لوپات!
میدونی چجوری میشه تو زمان سفر کرد؟ انرژی منفی لازمه، انرژی منفیت منو برگردوند عقب، اونقدر عقب که تکتک لحظه ها مرور شدن تو ذهنم، عینهو ترشح دیامتی تو ناحیهی زیری مغزم! اونقدر عقب رفتم که دیگه تویی وجود نداره، از تو اون پارک که واسه اولین بار دیدمت پاک شدی...
تو و تموم خاطره های بعدت!
حالا تو موندیو خاطرههای بدت!
#محیکس
سه دسته حرف داریم، اونایی که میدونیم چی هستن و میدونیم به کی میخوایم بگیمشون، اونایی که میدونیم چی هستن و نمیخوایم به کسی بگیمشون و اونایی که نمیدونیم چی هستن و میخوایم به کسی بگیمشون، که اولی آدم رو ادامه میده و دومی آدم رو خلاص میکنه و سومی آدم رو دچار.
-1Momas
@Deep_Mo
-1Momas
@Deep_Mo
Forwarded from bitrait