بعضی شبها به تو فکر میکنم، به هزارو چندمین باری که خوابت را دیدم، به میلیونها یادی که در طول روز از خاطرم گذشت، آنوقت چشمهایم را که میبندم، پشت پلک هایم، میبینمت، که انجا ایستادهای، بیقراری میکنی، براندازت میکنم، دستانم را دور سرم محکم گره میکنم تا شاید فشارش به چشمهایم برسد تا بغلی تداعی شود، کافیست iday را پلی کرده تا صدایت چرخ بخورد در گوشهایم. طنین خندههایت لبهایم را تا بناگوش کش میدهد، کاش فراتر از خیال بودی، تشویشی به دل، تقریری به حال.
"به مثابهی ماه میمانی، متراکم و قوی"
#محیکس
"به مثابهی ماه میمانی، متراکم و قوی"
#محیکس
رقیقم میکنی، سوسپانسیونی ناهمگن از تعارضات و تمایلات که با نگاهی همفاز و همگن میشوم.
#محیکس
#محیکس
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
nancy – enta eh
انت ايه مش كفايه عليك تجرحني حرام عليك انت ايه
انت ايه دموعي حبيبي تهون عليك
طب وليه انا راضيه انك تجرحني وروحي فيك
طب وليه يعني ايه راضيه بعذابي بين ايديك
لو كان ده حب ياويلي منه
لوكان ده ذنبي مااتوب عنه
لو كان نصيبي اعيش ف جراح حاعيش في جراح
مش حرام
مش حرام انك تخدعني ف حبي ليك مش حرام
مش حرام الغرام وسنين حياتي وعشقي ليك
ضاع قوام ولا كان لعبه ف حياتك بتداويك
ضاع قوام الحنان وحضن قلبي واملي فيك
لو كان ده حب ياويلي منه
لوكان ده ذنبي مااتوب عنه
لو كان نصيبي اعيش ف جراح حاعيش في جراح
تو کیستی؟ این همه که من را آزار می دهی برایت کافی نیست این سنگدلی ست, تو کیستی؟
تو کیستی؟ چطور اشکهای من برایت اینقدر بیارزش هستند عزیزم؟
و چرا راضیام با اينكه مرا اذیت ميكنی و تمام وجودم متعلق به توست؟
چرا من به مورد ظلم قرار گرفتن در دستان تو رضایت میدهم؟
ای وای اگر مفهوم عشق این باشد
اگر گناه من دوست داشتن توست هرگز توبه نخواهم کرد
اگر سرنوشت من این باشد که با عذاب تو زندگی کنم زندگی خواهمکرد
فکر نمی کنی سنگدلی است؟
سنگدلی است که من را درعشقت فریب میدهی
تمام دوست داشتن و سالهای زندگی وعشقم به سرعت از بین رفتند یا بازیچه ای برای راحتی تو بودند
تمام محبت و جایی که در قلبم داشتی، تمام آرزوهایم به سرعت نابود شدند
ای وای اگر مفهوم عشق این باشد
اگر گناه من دوست داشتن توست هرگز توبه نخواهم کرد
اگر سرنوشت من این باشد که با عذاب تو زندگی کنم زندگی خواهم کرد
برگردان از Hoda.z
@Deep_Mo✨
انت ايه دموعي حبيبي تهون عليك
طب وليه انا راضيه انك تجرحني وروحي فيك
طب وليه يعني ايه راضيه بعذابي بين ايديك
لو كان ده حب ياويلي منه
لوكان ده ذنبي مااتوب عنه
لو كان نصيبي اعيش ف جراح حاعيش في جراح
مش حرام
مش حرام انك تخدعني ف حبي ليك مش حرام
مش حرام الغرام وسنين حياتي وعشقي ليك
ضاع قوام ولا كان لعبه ف حياتك بتداويك
ضاع قوام الحنان وحضن قلبي واملي فيك
لو كان ده حب ياويلي منه
لوكان ده ذنبي مااتوب عنه
لو كان نصيبي اعيش ف جراح حاعيش في جراح
تو کیستی؟ این همه که من را آزار می دهی برایت کافی نیست این سنگدلی ست, تو کیستی؟
تو کیستی؟ چطور اشکهای من برایت اینقدر بیارزش هستند عزیزم؟
و چرا راضیام با اينكه مرا اذیت ميكنی و تمام وجودم متعلق به توست؟
چرا من به مورد ظلم قرار گرفتن در دستان تو رضایت میدهم؟
ای وای اگر مفهوم عشق این باشد
اگر گناه من دوست داشتن توست هرگز توبه نخواهم کرد
اگر سرنوشت من این باشد که با عذاب تو زندگی کنم زندگی خواهمکرد
فکر نمی کنی سنگدلی است؟
سنگدلی است که من را درعشقت فریب میدهی
تمام دوست داشتن و سالهای زندگی وعشقم به سرعت از بین رفتند یا بازیچه ای برای راحتی تو بودند
تمام محبت و جایی که در قلبم داشتی، تمام آرزوهایم به سرعت نابود شدند
ای وای اگر مفهوم عشق این باشد
اگر گناه من دوست داشتن توست هرگز توبه نخواهم کرد
اگر سرنوشت من این باشد که با عذاب تو زندگی کنم زندگی خواهم کرد
برگردان از Hoda.z
@Deep_Mo✨
وقتی میتونسته اشتباهت رو ببخشه ولی نبخشیده، یعنی منتظر بوده اشتباه کنی، که بره …
عزیزم؛
من هیچوقت اولین نفر بهت پیام نمیدم چون از ایگنور شدن میترسم ولی بهت قول میدم اگه تو پیام بدی اینقدر خوب باهات برخورد کنم که یادت بره تو پیش قدم شدی :)
من هیچوقت اولین نفر بهت پیام نمیدم چون از ایگنور شدن میترسم ولی بهت قول میدم اگه تو پیام بدی اینقدر خوب باهات برخورد کنم که یادت بره تو پیش قدم شدی :)
اگر قرار است بيايى بيا!
دل دل نكن...
فقط طورى بيا كه هنوز هيچكس،
چنين آمدنى را به خود نديده باشد!
و دوستم داشته باش
چنانكه هنوز هيچكس چنين دوست داشتنى را
به خواب هم نديده باشد...
#امیر_وجود
دل دل نكن...
فقط طورى بيا كه هنوز هيچكس،
چنين آمدنى را به خود نديده باشد!
و دوستم داشته باش
چنانكه هنوز هيچكس چنين دوست داشتنى را
به خواب هم نديده باشد...
#امیر_وجود
تو گفتی:
من به غیر از دیگرانم
چُنینم در وفاداری, چنانم...
تو غیر از دیگران بودی که امروز
نه میدانی,
نه میپرسی نشانم؟!
#فریدون_مشیری
من به غیر از دیگرانم
چُنینم در وفاداری, چنانم...
تو غیر از دیگران بودی که امروز
نه میدانی,
نه میپرسی نشانم؟!
#فریدون_مشیری
خندوندن یه نفر بعد از اینکه تازه گریه کرده یکی از قشنگ ترین چیزاییه که وجود داره
.
"تنها. مثل ماه در آسمان روز، مثل فضانوردی گمشده روی ماه، مثل مادر فضانورد در آسایشگاه، مثل پرستاری که به مادر فضانورد سوپ میدهد و به پیری خودش فکر میکند، مثل مردی که عاشق پرستار است اما میداند نباید بگوید، مثل همسر مرد عاشق که خسته شده از دیر آمدنهای مدام او."
میگه حالا این زنجیرهی مضحک تنهایی رو تعریف کردی که چی؟ مثلا کسی نمیدونه "انسان ذاتا تنهاست و جز لحظاتی کوتاه، تمام عمر در بیابانی بیعابر به گلدان خالی علاقه آب میدهد؟" این همه گله و گلایه، تهش که چی؟ کلافهای از تنهایی؟ تنها نباش. نیگا، دنیا پر از آدمهای رنگیه. میگم من تنها نیستم، فقط خسته شدم کمی. میگه کمی خسته یعنی چقدر خسته؟ میگم یعنی کمتر از این که بمیرم، بیشتر از اون که زندگی کنم. میگه ای دیوونه، آخر یه صخره میشی وسط رودخونهی درکه.
"یه کوسهی پیر کور توی یه دریاچه متروک دور کف آب خوابیده و به این فکر میکنه که از یاد رفته بودن ترسناک نیست، این که تو رو با زشتیهات به یاد بیارن ترسناکه. بعد یادش میاد کسی اون رو یادش نمیاد، چشماش رو میبنده و خواب میبینه یه فضانورد غمگینه که نشسته روی ماه و به زمین نگاه میکنه و زیر لب میگه لطفا من رو از یاد نبر. اما یادش نمیاد این رو داره به کی میگه."
ای لبان نیمهباز تو ارض مقدس جنون، نهنگی که ترکش کردی دیری است در آفتاب وحشی ساحل خفته است. بیا او را صدا بزن.
این کلمات را چندصدهزارسال قبل، اولین تنهای تاریخ روی دیوار غار دورافتادهای نوشته است.
تنها: دارنده کلماتی سوزان، بدون آدمی امن برای شنیدن.
#حمید_سلیمی
"تنها. مثل ماه در آسمان روز، مثل فضانوردی گمشده روی ماه، مثل مادر فضانورد در آسایشگاه، مثل پرستاری که به مادر فضانورد سوپ میدهد و به پیری خودش فکر میکند، مثل مردی که عاشق پرستار است اما میداند نباید بگوید، مثل همسر مرد عاشق که خسته شده از دیر آمدنهای مدام او."
میگه حالا این زنجیرهی مضحک تنهایی رو تعریف کردی که چی؟ مثلا کسی نمیدونه "انسان ذاتا تنهاست و جز لحظاتی کوتاه، تمام عمر در بیابانی بیعابر به گلدان خالی علاقه آب میدهد؟" این همه گله و گلایه، تهش که چی؟ کلافهای از تنهایی؟ تنها نباش. نیگا، دنیا پر از آدمهای رنگیه. میگم من تنها نیستم، فقط خسته شدم کمی. میگه کمی خسته یعنی چقدر خسته؟ میگم یعنی کمتر از این که بمیرم، بیشتر از اون که زندگی کنم. میگه ای دیوونه، آخر یه صخره میشی وسط رودخونهی درکه.
"یه کوسهی پیر کور توی یه دریاچه متروک دور کف آب خوابیده و به این فکر میکنه که از یاد رفته بودن ترسناک نیست، این که تو رو با زشتیهات به یاد بیارن ترسناکه. بعد یادش میاد کسی اون رو یادش نمیاد، چشماش رو میبنده و خواب میبینه یه فضانورد غمگینه که نشسته روی ماه و به زمین نگاه میکنه و زیر لب میگه لطفا من رو از یاد نبر. اما یادش نمیاد این رو داره به کی میگه."
ای لبان نیمهباز تو ارض مقدس جنون، نهنگی که ترکش کردی دیری است در آفتاب وحشی ساحل خفته است. بیا او را صدا بزن.
این کلمات را چندصدهزارسال قبل، اولین تنهای تاریخ روی دیوار غار دورافتادهای نوشته است.
تنها: دارنده کلماتی سوزان، بدون آدمی امن برای شنیدن.
#حمید_سلیمی