۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
These are wounds you can NOT nurse!
وقتی میتونسته اشتباهت رو ببخشه ولی نبخشیده، یعنی منتظر بوده اشتباه کنی، که بره …
عزیزم؛
‏من هیچ‌وقت اولین نفر بهت پیام نمیدم چون از ایگنور شدن میترسم ولی بهت قول میدم اگه تو پیام بدی اینقدر خوب باهات برخورد کنم که یادت بره تو پیش قدم شدی :)
اگر قرار است بيايى بيا!
دل دل نكن...
فقط طورى بيا كه هنوز هيچكس،
چنين آمدنى را به خود نديده باشد!
و دوستم داشته باش
چنانكه هنوز هيچكس چنين دوست داشتنى را
به خواب هم نديده باشد...

#امیر_وجود
تو گفتی:
من به غیر از دیگرانم
چُنینم در وفاداری, چنانم...
تو غیر از دیگران بودی که امروز
نه می‌دانی,
نه می‌پرسی نشانم؟!


#فریدون_مشیری
خندوندن یه نفر بعد از اینکه تازه گریه کرده یکی از قشنگ ترین چیزاییه که وجود داره
.

"تنها. مثل ماه در آسمان روز، مثل فضانوردی گمشده روی ماه، مثل مادر فضانورد در آسایشگاه، مثل پرستاری که به مادر فضانورد سوپ می‌دهد و به پیری خودش فکر می‌کند، مثل مردی که عاشق پرستار است اما می‌داند نباید بگوید، مثل همسر مرد عاشق که خسته شده از دیر آمدن‌های مدام او."

میگه حالا این زنجیره‌ی مضحک تنهایی رو تعریف کردی که چی؟ مثلا کسی نمی‌دونه "انسان ذاتا تنهاست و جز لحظاتی کوتاه، تمام عمر در بیابانی بی‌عابر به گلدان خالی علاقه آب می‌دهد؟" این همه گله و گلایه، تهش که چی؟ کلافه‌ای از تنهایی؟ تنها نباش. نیگا، دنیا پر از آدمهای رنگیه. میگم من تنها نیستم، فقط خسته شدم کمی. میگه کمی خسته یعنی چقدر خسته؟ میگم یعنی کمتر از این که بمیرم، بیشتر از اون که زندگی کنم. میگه ای دیوونه، آخر یه صخره میشی وسط رودخونه‌ی درکه.

"یه کوسه‌ی پیر کور توی یه دریاچه متروک دور کف آب خوابیده و به این فکر می‌کنه که از یاد رفته بودن ترسناک نیست، این که تو رو با زشتی‌هات به یاد بیارن ترسناکه. بعد یادش میاد کسی اون رو یادش نمیاد، چشماش رو می‌بنده و خواب می‌بینه یه فضانورد غمگینه که نشسته روی ماه و به زمین نگاه می‌کنه و زیر لب میگه لطفا من رو از یاد نبر. اما یادش نمیاد این رو داره به کی میگه."

ای لبان نیمه‌باز تو ارض مقدس جنون، نهنگی که ترکش کردی دیری است در آفتاب وحشی ساحل خفته است. بیا او را صدا بزن.
این کلمات را چندصدهزارسال قبل، اولین تنهای تاریخ روی دیوار غار دورافتاده‌ای نوشته است.

تنها: دارنده کلماتی سوزان، بدون آدمی امن برای شنیدن.

#حمید_سلیمی
گفت آدم زودتر از آن چیزی که فکرش را بکند از یاد میرود، که ده بار که صدایت نکرده باشد فراموشیت آغاز شده است و در بار پانزدهم به زحمت به یاد خواهی آمد و بیست و سومین بار شبحی دور خواهی بود و بیست و هشتمین بار اندوهی بی دلیل خواهی بود و سی و یکمین بار دیگر همه چیز تمام شده است و فراموشی به انتهای خودش رسیده است.
مشروع ليلى - لباس

تتذكري لما قلتيلي
انك رح تتزوجيني
بلا فلوس وبلا بيت
یادته بهم گفتی بدون خونه و پول باهام ازدواج میکنی؟

تتذكري كنتي تحبيني
مع اني مش داخل دينك
دوست داشتنمو یادته با اینکه اعتقادی به دینت نداشتم؟

تتذكري كيف كنا هيك
یادته چجوری اونجوری بودیم؟

تتذكري لما امك
شافتني نايم بتختك
یادته وقتی مامانت منو توی تختت دید؟

وقالتلي انسى عنك
اون بهم گفت فراموشت کنم

واتفقنا نضلنا هيك
و ما توافق کردیم که همینجوری بمونیم

بلا ادوار وبلا طنطنات
بدون قانون و مزخرف

بلا كرافات وصبحيات
بدون ملاقات

بلا ملايين
بدون میلیون ها چیز

بلا فساتين
بدون لباس

مسكتيلي ايدي ووعديتيني بشي ثورة
تو دستامو گرفتی و قوله یه انقلابو دادی

كيف نسيتي كيف نسيتيني
چطور فراموش کردی؟ چطور فراموشم کردی؟

ومشطتينيلي شعري وبعتيني عالدوام
و تو موهامو شونه کردی و منو سرکار فرستادی

كيف بتمشطي مشطيني
موهامو مثه موهای خودت شونه کردی

مسكتيلي ايدي ووعديتيني بشي ثورة
تو دستامو گرفتی و قوله یه انقلابو دادی

كيف نسيتي كيف نسيتيني
چطور فراموش کردی؟ چطور فراموشم کردی؟

بلا ملايين
بدون میلیون ها چیز

بلا فساتين
بدون لباس

بتتذكري لما قلتيلي
انك ناوية تتركيني
یادته وقتی گفتی میخوای ترکم کنی؟

بلا فلوس وبلا بيت
بدون پول و بدون خونه؟
Artificial Animals Riding on Neverland🥰
البته که آدمِ بالغ چرتکه دست نمیگیره که ببینه کی چندبار گفته دوسِت دارم، کی آخرین‌بار گفته بریم بیرون و آخرین پیامش کِی سین شده،
ولی آدمیزاده دیگه؛ بالاخره یه‌جایی فکر میکنه وسطِ یه رابطه یه‌طرفه‌ گیر‌کرده‌ و طرف داره زوری تحملش میکنه.
یه‌ دیالوگی بود تو فیلمِ گناه‌اصلی که میگفت:
«من کنارِ تو، یه آدمِ دیگه‌ام؛ آدمی شبیه‌تر به خودم»
و آدمیزاد، چقد عمرشو تلف میکنه تا بفهمه همین کافیه که یکیو پیدا کنه تا کنارش، نزدیک‌ترین نسخه به خودِ واقعیش باشه.
"مأساتی و مأساتُک أننی؛ أحبک بصوره
أكبر من أن أخفيها وأعمق من أن تطمريها"

گرفتاری من و تو این است؛
به شکلی دوستت دارم که
بزرگ‌تر از آن‌ است که پنهانش کنم
و عمیق‌تر از آن است که دفنش کنی

#غسان_کنفانی
رویا كنار تنهايی‌مان می‌نشيند؛
چيزی برای كنارگذاشتن،
چيزی برای فراموش‌كردن،
در ما پيدا می‌كند؛
و چيزی به‌ جای زندگی،
در ما جا میگذارد.

#شهرام_شیدایی