چقد فرقه تو شخصیت آدمایی که وقتی یه چیزو بلد نیستن فوکوسشون بیشتر میشه یا ایگنور میکننش...
یکی خودخواهه یکی خودخواسته.
#محیکس
یکی خودخواهه یکی خودخواسته.
#محیکس
Aaj Phir
Arijit Singh & Samira Koppikar
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند👳♂🕊
یادمه مامان غذا درست میکرد خودش نمیخورد، میگفت اونقدر پای گاز ایستادم سیر شدم! فقط غذا نیست، گاهی درست کردن یه رابطه هم اونقدر زمان و انرژی میبره که وقتی پخت، سیر میشی، نفر بعدی میاد میخورتش! از درست کردن رابطهها، از درست کردن آدما، از سیر بودن وقتی یه رابطهی پخته جلومه خستهم! یا باید دستپخت یکی دیگه رو بخورم، یا باید آدم آماده سفارش بدم!
استراگون: به من دست نزن! از من سوال نکن! با من حرف نزن! پیشم بمون!
ولادیمیر: تا حالا ترکت کردم؟
استراگون: نه... ولی تو بدترش رو انجام دادی ؛ گذاشتی که من برم.
#ساموئل_بکت | در انتظار گودو
ولادیمیر: تا حالا ترکت کردم؟
استراگون: نه... ولی تو بدترش رو انجام دادی ؛ گذاشتی که من برم.
#ساموئل_بکت | در انتظار گودو
Forwarded from |مَتی🖤جآنآ|
ماجرا اینه که اگه بخوای به چیزایی که آرزوشم نمیکردی برسی، اولین چیزی که باید قربانی کنی اینه که نمیتونی همه چیو باهم داشته باشی.
باید بپذیری که تو داستان یه آدم دیگه تحقیر شی، تو داستان یکی دیگه سطح پایین باشی، یجا دیگه آدم عوضی و بیشعور، یه جا آدم ضایع و بدردنخور و الی اخر
باید بپذیری که تو داستان یه آدم دیگه تحقیر شی، تو داستان یکی دیگه سطح پایین باشی، یجا دیگه آدم عوضی و بیشعور، یه جا آدم ضایع و بدردنخور و الی اخر
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
- یه عکس میفرستی؟
+ من همونم، عوض نمیشمکه!
-نبینمت؟
+ برو همون قبلیا رو ببین!
- قبلیا تکراری شدن خو
+ تکرار بعضی وقتا قشنگه.
- مثه وویسات؟ اونجاهاش که فحش داره و تموم وجودتو گذاشتی رو تلفظ غلیظ؟
+ اینقد گوش کن تا پاره شی!!!!
- من اصن نصف، فقط یه نصفِ دلتنگ. اینجوری همهم واست تنگه.
+ سرتو با یه چیزی گرم کن. مثلا برو آهنگ گوش کن، عکس ببین، چمیدونم کتاب بخون. از سرت میفته!
- تو همه چی هستی آخه... زمان سرش نمیشهکه! هر ثانیهی نبودنت یه ساعت میگذره و چند ماهی که نیستی عینهو چند سال! حس میکنیش توام؟
+ خیال کردی اونقد مهمی که نبودنت اذیتم کنه؟ اووونقد مهم نیستی که بودنت اذیتم میکنه!
- الان چیکار کنم؟
+ نباش
- نبودنم چیزیو حل میکنه؟ چیزیو حل کرده؟
+ ببین از یه عکس به کجا رسوندیم؟
- بفرس خو
+ درررد بگیری..
[و عکسی جون میفرستد که تلالو نگاهش به اعماق قلبت رسوخ میکند]
#محیکس
+ من همونم، عوض نمیشمکه!
-نبینمت؟
+ برو همون قبلیا رو ببین!
- قبلیا تکراری شدن خو
+ تکرار بعضی وقتا قشنگه.
- مثه وویسات؟ اونجاهاش که فحش داره و تموم وجودتو گذاشتی رو تلفظ غلیظ؟
+ اینقد گوش کن تا پاره شی!!!!
- من اصن نصف، فقط یه نصفِ دلتنگ. اینجوری همهم واست تنگه.
+ سرتو با یه چیزی گرم کن. مثلا برو آهنگ گوش کن، عکس ببین، چمیدونم کتاب بخون. از سرت میفته!
- تو همه چی هستی آخه... زمان سرش نمیشهکه! هر ثانیهی نبودنت یه ساعت میگذره و چند ماهی که نیستی عینهو چند سال! حس میکنیش توام؟
+ خیال کردی اونقد مهمی که نبودنت اذیتم کنه؟ اووونقد مهم نیستی که بودنت اذیتم میکنه!
- الان چیکار کنم؟
+ نباش
- نبودنم چیزیو حل میکنه؟ چیزیو حل کرده؟
+ ببین از یه عکس به کجا رسوندیم؟
- بفرس خو
+ درررد بگیری..
[و عکسی جون میفرستد که تلالو نگاهش به اعماق قلبت رسوخ میکند]
#محیکس
«هیچکس نمیتواند شما را به اندازه آنکس که برای شما گریه کرده، دوست داشته باشد»
- میشم تنها کسی که اشکتو در نیاورد. پزمو بدی... که آره یه نفر بود که واسم میمرد ولی من نخواستم.
#محیکس
- میشم تنها کسی که اشکتو در نیاورد. پزمو بدی... که آره یه نفر بود که واسم میمرد ولی من نخواستم.
#محیکس
برایم نوشت از سکوتت می ترسم. برایش نوشتم حرفی نمانده و باز جهانم از کلمات تهی شده. برایم استیکر قلب فرستاد که لابد یعنی دوستم دارد.
برایش نوشتم بگو اصلا جز رنج، چه دارد آشنایی؟ بیشتر دانستن درباره کسی چرا حماقت نیست؟ چرا از جزیرهها بیرون آمدیم و از غارها بیرون آمدیم و فکر کردیم شهر بسازیم و خانواده تشکیل بدهیم و ای لعنت به جمله مزخرف "انسان موجودی اجتماعی است".
نوشتم بیخود بزرگ شدیم رییس. تمام دنیا حیاط خانه منیریه بود و کتلتهای شکل قلب دستپخت مادر.
نوشتم حالا باز استیکر قلب میفرستی اما بگو جز رنج چه دارد این دنیا، این پدر شدن، مادر شدن، پیر شدن، تکیدن و فراموش کردن و فراموش شدن و آخرش اسمی روی سنگی. نوشتم خواب بودیم، باهار آمد و رفت.
برایش نفرستادم. همه را پاک کردم و برایش یک بوسه سرخ استیکری فرستادم و نوشتم قلب و بوسه استیکری مثل "مراقب خودت باش" بعد از آخرین وداع است. دردی را درمان نمی کند، اما مرهمی است روی آتش دل. دمت گرم که مرا از یاد نبرده ای.
بعد، مثل ماهی مرده، به رود بدرنگ خیابان پیوستم که به دریای خشک سکوت می ریزد.
همین.
#حمید_سلیمی
برایش نوشتم بگو اصلا جز رنج، چه دارد آشنایی؟ بیشتر دانستن درباره کسی چرا حماقت نیست؟ چرا از جزیرهها بیرون آمدیم و از غارها بیرون آمدیم و فکر کردیم شهر بسازیم و خانواده تشکیل بدهیم و ای لعنت به جمله مزخرف "انسان موجودی اجتماعی است".
نوشتم بیخود بزرگ شدیم رییس. تمام دنیا حیاط خانه منیریه بود و کتلتهای شکل قلب دستپخت مادر.
نوشتم حالا باز استیکر قلب میفرستی اما بگو جز رنج چه دارد این دنیا، این پدر شدن، مادر شدن، پیر شدن، تکیدن و فراموش کردن و فراموش شدن و آخرش اسمی روی سنگی. نوشتم خواب بودیم، باهار آمد و رفت.
برایش نفرستادم. همه را پاک کردم و برایش یک بوسه سرخ استیکری فرستادم و نوشتم قلب و بوسه استیکری مثل "مراقب خودت باش" بعد از آخرین وداع است. دردی را درمان نمی کند، اما مرهمی است روی آتش دل. دمت گرم که مرا از یاد نبرده ای.
بعد، مثل ماهی مرده، به رود بدرنگ خیابان پیوستم که به دریای خشک سکوت می ریزد.
همین.
#حمید_سلیمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند🕊
گفت اگه به خود آدم باشه که هیچ وقت بلند نمیشه اون چراغ کوفتی رو روشن کنه و از اون تاریکی دلگیر لعنتی شب زود شدهی کوفتی پاییز ملعون خونه خودشو نجات بده و هی فقط بیشتر و بیشتر فرو میره توش و میذاره که دلتنگی همشو برای خودش کنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند 🕊