Forwarded from Born to Die (roya)
چند سالتون بود فهمیدید این ایموجی💕 یعنی من همزمان دو نفرو دوست دارم تو یکیشونی؟
@borntodiech
@borntodiech
👍1
Soorat
Ali Lohrasbi
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند🕊
در نقاشی، لحظهای هست که نقاش میداند دیگر تابلویش تمام شده.
چرایش را نمیداند.
فقط به ناتوانی ناگهانیاش در ایجادِ هرگونه تغییر در تابلو، اعتراف میکند.
تابلو و نقاش، وقتی از هم جدا میشوند که دیگر به هم کمکی نمیکنند!
وقتیکه تابلو دیگر نمیتواند چیزی به نقاش ببخشد،
وقتیکه نقاش دیگر نمیتواند چیزی به تابلو اضافه کند.
#کریستین_بوبن
چرایش را نمیداند.
فقط به ناتوانی ناگهانیاش در ایجادِ هرگونه تغییر در تابلو، اعتراف میکند.
تابلو و نقاش، وقتی از هم جدا میشوند که دیگر به هم کمکی نمیکنند!
وقتیکه تابلو دیگر نمیتواند چیزی به نقاش ببخشد،
وقتیکه نقاش دیگر نمیتواند چیزی به تابلو اضافه کند.
#کریستین_بوبن
شدهای شاعرانه عاشقِ من
شدهام عاشقانه شاعرِ تو
شانس میخواهد اینکه یک آدم
بشود شاعر معاصر تو!
بغلم باش و باش تا به ابد
که نفس میکشم به خاطر تو
تنِ تو کشتزار خشخاش است
اعتیادیست بیشتر به اتاق
بین این شهرها و کشورها
با تو خوب است یک سفر به اتاق!
خستهام از جهان و آدمهاش
بغلم کن! مرا ببر به اتاق
وحشیانه بیفت در بغلم
بدنت را عمود کن با عشق
وحشیانه ببوس و گاز بگیر
گردنم را کبود کن با عشق
بعد آرام شو، بچسب به من
بعد سیگار دود کن با عشق
تخت طوفانی است، دستم را
دُور آن گیسوانِ لَخت ببند
تو کوآلای کوچکم هستی
خواب خود را به این درخت ببند
خفه کن با تنت دهانم را
دستهای مرا به تخت ببند
تو اگر کفری و اگر ایمان
باید امشب که بتپرست شوم
جامها را یکی یکی پُر کن
تا به آنجا که مستِ مست شوم
بغلم کن که از تو نیست شدم
بغلم کن که با تو هست شوم
رازها را، نگفتنیها را
توی مستی بگو درِ گوشم
بغضها را بریز در تن من
من که کوهم، همیشه خاموشم
گریه کن روی سینهی لختم
بعد بیهوش شو در آغوشم
تو اگر سیب سرخ را بدهی
حاضرم تا ابد گناه کنم
اگر این عشق، اشتباه من است
با تو خوب است اشتباه کنم
کاشکی صبح لعنتی نرسد
که تو را تا ابد نگاه کنم
آفریده شده زمین و زمان
که مرا با تو آشنا بکند
حل شوم در تن تو، در روحت
که مرا از خودم رها بکند
هیچ چیزی نمیتواند که
این دو دیوانه را جدا بکند
شاد و غمگین، مجاز و غیرمجاز
من که با هر نوار عاشقتم!
چونکه دریای بیکران هستی
مثل ماهی، دچار، عاشقتم
با تن بیقرار عاشقتم
با دل شرمسار عاشقتم
در بلیط قطار عاشقتم
وقت شام و ناهار عاشقتم
موقع انتظار عاشقتم
در مسیر فرار عاشقتم
روی میز قمار عاشقتم
روز و شب، چند بار عاشقتم
در سیاهی غار عاشقتم
در جوک خندهدار عاشقتم
پشت مرز و حصار عاشقتم
زیر سنگ مزار عاشقتم
چونکه دیوانهوار عاشقمی
چونکه دیوانهوار عاشقمی
چونکه دیوانهوار عاشقمی
چونکه دیوانهوار عاشقتم...
#مهدی_موسوی
شدهام عاشقانه شاعرِ تو
شانس میخواهد اینکه یک آدم
بشود شاعر معاصر تو!
بغلم باش و باش تا به ابد
که نفس میکشم به خاطر تو
تنِ تو کشتزار خشخاش است
اعتیادیست بیشتر به اتاق
بین این شهرها و کشورها
با تو خوب است یک سفر به اتاق!
خستهام از جهان و آدمهاش
بغلم کن! مرا ببر به اتاق
وحشیانه بیفت در بغلم
بدنت را عمود کن با عشق
وحشیانه ببوس و گاز بگیر
گردنم را کبود کن با عشق
بعد آرام شو، بچسب به من
بعد سیگار دود کن با عشق
تخت طوفانی است، دستم را
دُور آن گیسوانِ لَخت ببند
تو کوآلای کوچکم هستی
خواب خود را به این درخت ببند
خفه کن با تنت دهانم را
دستهای مرا به تخت ببند
تو اگر کفری و اگر ایمان
باید امشب که بتپرست شوم
جامها را یکی یکی پُر کن
تا به آنجا که مستِ مست شوم
بغلم کن که از تو نیست شدم
بغلم کن که با تو هست شوم
رازها را، نگفتنیها را
توی مستی بگو درِ گوشم
بغضها را بریز در تن من
من که کوهم، همیشه خاموشم
گریه کن روی سینهی لختم
بعد بیهوش شو در آغوشم
تو اگر سیب سرخ را بدهی
حاضرم تا ابد گناه کنم
اگر این عشق، اشتباه من است
با تو خوب است اشتباه کنم
کاشکی صبح لعنتی نرسد
که تو را تا ابد نگاه کنم
آفریده شده زمین و زمان
که مرا با تو آشنا بکند
حل شوم در تن تو، در روحت
که مرا از خودم رها بکند
هیچ چیزی نمیتواند که
این دو دیوانه را جدا بکند
شاد و غمگین، مجاز و غیرمجاز
من که با هر نوار عاشقتم!
چونکه دریای بیکران هستی
مثل ماهی، دچار، عاشقتم
با تن بیقرار عاشقتم
با دل شرمسار عاشقتم
در بلیط قطار عاشقتم
وقت شام و ناهار عاشقتم
موقع انتظار عاشقتم
در مسیر فرار عاشقتم
روی میز قمار عاشقتم
روز و شب، چند بار عاشقتم
در سیاهی غار عاشقتم
در جوک خندهدار عاشقتم
پشت مرز و حصار عاشقتم
زیر سنگ مزار عاشقتم
چونکه دیوانهوار عاشقمی
چونکه دیوانهوار عاشقمی
چونکه دیوانهوار عاشقمی
چونکه دیوانهوار عاشقتم...
#مهدی_موسوی
❤1
- می پرسی چرا همیشه ترک کردن و رها کردن برام آسونه و بی احساسم؟
چون من هیچوقت واقعا دوست داشته نشدم، هیچوقت کسی رو نداشتم بهش تکیه کنم، هیچوقت کسی اونقدر که باید حواسش بهم نبوده و بهم وابسته نبوده، هیچوقت اون کسی نبودم که کسی برای نگه داشتنم تلاش کنه و راحت فراموش شدم، هیچوقت اون کسی نبودم که مثل معجزه وارد زندگی کسی بشم و همیشه مراقبم باشه، هیچوقت آدمِ داستان کسی نبودم و هیچ اثری روی قلب کسی نذاشتم، من همیشه همینطور بی پناه رها شدم ریرا، هیچوقت هیچ عشقی نصیب من نشد.
چون من هیچوقت واقعا دوست داشته نشدم، هیچوقت کسی رو نداشتم بهش تکیه کنم، هیچوقت کسی اونقدر که باید حواسش بهم نبوده و بهم وابسته نبوده، هیچوقت اون کسی نبودم که کسی برای نگه داشتنم تلاش کنه و راحت فراموش شدم، هیچوقت اون کسی نبودم که مثل معجزه وارد زندگی کسی بشم و همیشه مراقبم باشه، هیچوقت آدمِ داستان کسی نبودم و هیچ اثری روی قلب کسی نذاشتم، من همیشه همینطور بی پناه رها شدم ریرا، هیچوقت هیچ عشقی نصیب من نشد.
+ ولی آخه چرا جدا بشیم؟ ما میتونیم تمام عمر باهم خوشبخت باشیم.
- وقتی دو نفر اینجور که تو میگی به هم بچسبن، عاقبت کارشون به اونجا میکشه که اتومبیل و خونه میخرن و کار و کاسبی و بچه و این جور چیزها راه ميندازن. اون وقت دیگه رابطهشون عشق نیست. اسمش میشه زندگی.
#رومن_گاری
📚خداحافظ گاری كوپر
- وقتی دو نفر اینجور که تو میگی به هم بچسبن، عاقبت کارشون به اونجا میکشه که اتومبیل و خونه میخرن و کار و کاسبی و بچه و این جور چیزها راه ميندازن. اون وقت دیگه رابطهشون عشق نیست. اسمش میشه زندگی.
#رومن_گاری
📚خداحافظ گاری كوپر
باید در موهای تو گم میشدم. باید به نفرین پیداشدن نه میگفتم و میماندم در دقایق تماشای تو، ای شرقیترین بتوارهی مأنوس. باید از تماشای تو مذهبی برای خودم میساختم، تا تمام شود این گمشدگی بیپایان. بیهوده بود تقلای هیولا، برای از تو گریختن. این ناپیدای حزین، دلش برای بوسیدن استخوان ترقوهات لک زده.
ای دور زیبا که انگشتهایت برکه نوازشند، و لبخندت انکار فرسودگی استخوان های غارنشین حزینی که دوستت دارد، و هر بوسهات معبدی برای راهب ساکتی که جز نام تو وردی نخواسته، ای گمشده در نور که روز از نام تو برمیدمد، دوستت دارم بی هر امید رسیدن، و این نومیدی رنجی زیباست که برگزیدهام.
#حمید_سلیمی
ای دور زیبا که انگشتهایت برکه نوازشند، و لبخندت انکار فرسودگی استخوان های غارنشین حزینی که دوستت دارد، و هر بوسهات معبدی برای راهب ساکتی که جز نام تو وردی نخواسته، ای گمشده در نور که روز از نام تو برمیدمد، دوستت دارم بی هر امید رسیدن، و این نومیدی رنجی زیباست که برگزیدهام.
#حمید_سلیمی
«In a room full of art, I'd stare at you»
صبوری کردمت،
ندانستم صبوری کردنم آخر خطا بود.
ندانستم صبوری کردنم آخر خطا بود.
Tah Sigar o Masghati
Amir Tataloo
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند🕊
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Amir Tataloo – Tah Sigar o Masghati
رو کن هرچی بلدی،
بزار از همه دوره دوره دور شم🥰😇
بزار از همه دوره دوره دور شم🥰😇