پرسیدم: چقدر دوستم داری،
گفت: یک عمر و ۵ دقیقه!
گفتم: پنج دقیقش چیه باز؟!
گفت: آخه یه جا خوندم بعد از مرگ قلب تا ۵ دقیقه همچنان میتپه...
گفت: یک عمر و ۵ دقیقه!
گفتم: پنج دقیقش چیه باز؟!
گفت: آخه یه جا خوندم بعد از مرگ قلب تا ۵ دقیقه همچنان میتپه...
جوونم و جویای نام/
توی دنیای دیوونه هام,
مثه عشقی که ریختی پام/
تا وردارم و بشی اشتبام.
اشتبام؟
تویی نصفه رام,
واسه رد کردنه همه غصه هام؛
عاشق اون عشوه هام,
یه دنیاس واسم,
مثه نصفه جان,
همه لحظه هام,
یه آمادی, واسه نصفه رام,
برسم به اشتبام,
وردارم غصه هام,
جای عشقی که تو ریختی پام,
حالا باز تنهام؛
تو یه حسه نامب,
همه چی باز پیداس؛
یه لوپه,
مثه اون سیکله رانگ؛
یه دریاس بینمون حسه فانک,
تو مودم؛
یه درک/
ستاره ها/
نخل و ماک,
یه تنها/
همیشه با حسه جانک...
#محیکس
توی دنیای دیوونه هام,
مثه عشقی که ریختی پام/
تا وردارم و بشی اشتبام.
اشتبام؟
تویی نصفه رام,
واسه رد کردنه همه غصه هام؛
عاشق اون عشوه هام,
یه دنیاس واسم,
مثه نصفه جان,
همه لحظه هام,
یه آمادی, واسه نصفه رام,
برسم به اشتبام,
وردارم غصه هام,
جای عشقی که تو ریختی پام,
حالا باز تنهام؛
تو یه حسه نامب,
همه چی باز پیداس؛
یه لوپه,
مثه اون سیکله رانگ؛
یه دریاس بینمون حسه فانک,
تو مودم؛
یه درک/
ستاره ها/
نخل و ماک,
یه تنها/
همیشه با حسه جانک...
#محیکس
❤7
«یه دریاس بینمون حسه فانک»
#Viking_valhalla
#Viking_valhalla
THE LONELIEST
Måneskin
You'll be saddest part of me
@Deep_Mo✨🕊
@Deep_Mo✨🕊
چروک برداشتهام از غم. انگار که ساعتها و روزها و شبهاست که توی آبهای اندوه جهان شناورم.
- بیشتر از همیشه دلم میخواست توی بغلت گریه کنم و بگم که از این وضعیت مزخرف خستهام، اما چون میدونستم قرار نیست هیچوقت اشکامو پاک کنی و منو مطمئن کنی از بودنت، خندیدم و گفتم ناراحت نیستم.
〰️
بهشت را سیاه پوش کنید! شب را صدا زنید!
{ Hung be the heavens with black, yield day to night }
انگلستان، تاکنون پادشاهی با این همه فضیلت از دست نداده بود.
{ England ne’er lost a king of so much worth }
دنباله دار هایی که زمان و فضا را دگرگون میکنند
{ Comets, importing change of times and states, }
ستارگان بدشگونی که پادشاه مارا
{ And with them scourge the bad revolting stars }
به دامان مرگ کشانده اند، تازیانه میزنند.
{ That have consented unto Henry’s death }
➖ Henry VI Pt 1 - Shakespeare
بهشت را سیاه پوش کنید! شب را صدا زنید!
{ Hung be the heavens with black, yield day to night }
انگلستان، تاکنون پادشاهی با این همه فضیلت از دست نداده بود.
{ England ne’er lost a king of so much worth }
دنباله دار هایی که زمان و فضا را دگرگون میکنند
{ Comets, importing change of times and states, }
ستارگان بدشگونی که پادشاه مارا
{ And with them scourge the bad revolting stars }
به دامان مرگ کشانده اند، تازیانه میزنند.
{ That have consented unto Henry’s death }
➖ Henry VI Pt 1 - Shakespeare
امروز هم گذشت؛
یکی دیگر از آخر هفته هایی که دیگر به تو نمیاندیشم،
مدتیست که تمنای وصالت را از خویش رهانیدهام،
عطر تنت را از یاد بردهام،
تبدیل به غریبهی آشنایی شدهای که در روزگاری میپرستیدمش،
طعم لبهایت دیگر رعشه بر اندامم نمیافکند،
در این حوالی خاکستری رنگیست طنین افکن بر وجود، وجودی که دیگر با کرختی انس گرفته و گرما برایش بی معنیست،
میدانی؟
حالا که میاندیشم، زندگی با یادت، خاطرت، خاطراتت، امیدی را دلم زنده نگه میداشت که حالا مدتهاست مرده، ارزشش را نداشت، فراموشی را میگویم.
#محیکس
یکی دیگر از آخر هفته هایی که دیگر به تو نمیاندیشم،
مدتیست که تمنای وصالت را از خویش رهانیدهام،
عطر تنت را از یاد بردهام،
تبدیل به غریبهی آشنایی شدهای که در روزگاری میپرستیدمش،
طعم لبهایت دیگر رعشه بر اندامم نمیافکند،
در این حوالی خاکستری رنگیست طنین افکن بر وجود، وجودی که دیگر با کرختی انس گرفته و گرما برایش بی معنیست،
میدانی؟
حالا که میاندیشم، زندگی با یادت، خاطرت، خاطراتت، امیدی را دلم زنده نگه میداشت که حالا مدتهاست مرده، ارزشش را نداشت، فراموشی را میگویم.
#محیکس