پای سگ بوسید مجنون
خلق گفتندش چه بود؟
گفت این سگ گاهگاهی
کوی لیلی رفته بود...
خلق گفتندش چه بود؟
گفت این سگ گاهگاهی
کوی لیلی رفته بود...
گسلایت چیست؟ (Gaslight)
یک شگرد نیرنگ بازانه است به اینصورت که کسی شمارا میرنجاند ، سپس قانعتان میکند که تقصیر خودتان بوده است.بدین ترتیب کاری میکند تا نه تنها در پی احقاق حق خود برنیایید بلکه به عقل خودتان نیز شک کنید.
یک شگرد نیرنگ بازانه است به اینصورت که کسی شمارا میرنجاند ، سپس قانعتان میکند که تقصیر خودتان بوده است.بدین ترتیب کاری میکند تا نه تنها در پی احقاق حق خود برنیایید بلکه به عقل خودتان نیز شک کنید.
❤1
همین که چهرهات از ذهنم پاک میشود، آرامشم را از دست میدهم، اگر نیایی طاقت خواهم آورد؛ اما چه طاقتی؟ در بطن اندوه، در برهوت دل.
#آلبر_کامو
#آلبر_کامو
Hearts of Stone
Oceans of Slumber
You smile when you want to scream
And you lie so hard it cracks your teeth
You try everyday in vain
With thorns for hands and blades for veins
@Deep_Mo✨
And you lie so hard it cracks your teeth
You try everyday in vain
With thorns for hands and blades for veins
@Deep_Mo✨
فکر می کنم به تو بیشترین «نمیر، زنده بمان» هایم را گفته ام.
آخر تو غمگین ترین دختری بودی که شناخته بودم.
آخر تو غمگین ترین دختری بودی که شناخته بودم.
اگر روزی خواستی گریه کنی
مرا صدا بزن
قول نمی دهم بتوانم بخندانمت
ولی می توانم با تو بگریم
اگر روزی برآن شدی که بگریزی
در این که مرا صدا بزنی
هیچ درنگ مکن
قول نمی دهم از تو بخواهم که بمانی
ولی می توانم با تو بگریزم
اگر روزی نمی خواستی با کسی سخنی بگویی مرا صدا بزن
تا با هم سکوت کنیم.
ولی اگر روزی مرا صدا زدی
و من پاسخت ندادم
به نزد من بشتاب
زیرا قطعاً من به تو نیاز خواهم داشت...
مرا صدا بزن
قول نمی دهم بتوانم بخندانمت
ولی می توانم با تو بگریم
اگر روزی برآن شدی که بگریزی
در این که مرا صدا بزنی
هیچ درنگ مکن
قول نمی دهم از تو بخواهم که بمانی
ولی می توانم با تو بگریزم
اگر روزی نمی خواستی با کسی سخنی بگویی مرا صدا بزن
تا با هم سکوت کنیم.
ولی اگر روزی مرا صدا زدی
و من پاسخت ندادم
به نزد من بشتاب
زیرا قطعاً من به تو نیاز خواهم داشت...
Outro (Zire Asemoone Shahre Moon)
Hoomaan
Contigo se siente como el cielo✨
Gimicci Freestyle
021kid
منو نمیتونه کسی بخره، چون خدا رحیمه، جیبم استرلینگ🤤
@Deep_Mo✨
@Deep_Mo✨
-بستنىش ریخته بود و هایهای گریه میکرد.
تو آغوش گرفتمش و گفتم «میدونم ناراحتی دایی. هرچقدر میخوای گریه کن؛ ولی وقتی اشکهات تموم شد، میریم یکی دیگه میگیریم. باشه؟»
با صدای لرزون جواب داد «باشه؛ ولی مگه اولی رو یادم میره؟»
نه دایی، نه!
آدما هیچوقت اولی رو یادشون نمیره.
تو آغوش گرفتمش و گفتم «میدونم ناراحتی دایی. هرچقدر میخوای گریه کن؛ ولی وقتی اشکهات تموم شد، میریم یکی دیگه میگیریم. باشه؟»
با صدای لرزون جواب داد «باشه؛ ولی مگه اولی رو یادم میره؟»
نه دایی، نه!
آدما هیچوقت اولی رو یادشون نمیره.