۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
پای سگ بوسید مجنون
خلق گفتندش چه بود؟
گفت این سگ گاه‌گاهی
کوی لیلی رفته بود...
گسلایت چیست؟ (Gaslight)

یک شگرد نیرنگ بازانه است به اینصورت که کسی شمارا می‌رنجاند ، سپس قانعتان‌ می‌کند که تقصیر خودتان بوده است.بدین ترتیب کاری می‌کند تا نه تنها در پی احقاق حق خود برنیایید بلکه به عقل خودتان نیز شک‌ کنید.
1
همین که چهره‌ات از ذهنم پاک می‌شود، آرامشم را از دست می‌دهم، اگر نیایی طاقت خواهم آورد؛ اما چه طاقتی؟ در بطن اندوه، در برهوت دل.

#آلبر_کامو
6
Hearts of Stone
Oceans of Slumber
You smile when you want to scream
And you lie so hard it cracks your teeth
You try everyday in vain
With thorns for hands and blades for veins
@Deep_Mo
فکر می کنم به تو بیشترین «نمیر، زنده بمان» هایم را گفته ام.
آخر تو غمگین ترین دختری بودی که شناخته بودم.
The Idol 2023
اگر روزی خواستی گریه کنی
مرا صدا بزن
قول نمی دهم بتوانم بخندانمت
ولی می توانم با تو بگریم

اگر روزی برآن شدی که بگریزی
در این که مرا صدا بزنی
هیچ درنگ مکن
قول نمی دهم از تو بخواهم که بمانی
ولی می توانم با تو بگریزم

اگر روزی نمی خواستی با کسی سخنی بگویی مرا صدا بزن
تا با هم سکوت کنیم.

ولی اگر روزی مرا صدا زدی
و من پاسخت ندادم
به نزد من بشتاب
زیرا قطعاً من به تو نیاز خواهم داشت...
Outro (Zire Asemoone Shahre Moon)
Hoomaan
Contigo se siente como el cielo
With you, it feels like heaven
Gimicci Freestyle
021kid
منو نمیتونه کسی بخره، چون خدا رحیمه، جیبم استرلینگ🤤
@Deep_Mo
-بستنى‌ش ریخته بود و های‌های گریه می‌کرد.
تو آغوش گرفتمش و گفتم «می‌دونم ناراحتی دایی. هرچقدر می‌خوای گریه کن؛ ولی وقتی اشک‌هات تموم شد، می‌ریم یکی دیگه می‌گیریم. باشه؟»
با صدای لرزون جواب داد «باشه؛ ولی مگه اولی رو یادم می‌ره؟»

نه دایی، نه!
آدما هیچ‌وقت اولی رو یادشون نمی‌ره.
-عصن چشات قشنگ نبود! دروغ می‌گفت دلم.
+🌚🥹
🕊2🐳2
چیزی را بهانه کن، برگرد، وانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکی یا نه برای شناسنامه برداشتن برگشتی، بیا طاقچه را به هم بریز و همین طور جلوی چشم من این سو و آن سو برو، به روی خودت نیاور که دلت می خواهد چمدانت را باز کنی، بمانی، به هوای خستگی در کردن و کلافه از کجاست، کو گفتن ها بنشین، آری بنشین، نشستن یعنی بودن، کمی بیشتر بودن، یعنی نیم نگاهی دوباره به هم انداختن، یعنی گرفتن دست های تو  و آغاز جان من نرو بمان های من.

رسول ادهمی
چرا من در یاد هیچکس نیستم ولی از آدم ها یادی به تمامی درازای شب در خاطرم نقش بسته؟
غرق میشم توی سریال هام و وقتی تمومشون میکنم، دوباره شروع میشی! دوباره انگار وسط جنگ با خودمم و تموم‌ خاطراتت حکم تیرهایی نامریی بر پیکره‌ی روحم رو دارن، از هر طرف! با هماهنگی و نظم خاصی بهمم میریزن، انگار نه انگار از وقتی نیستی این هزارو چندمین قسمت سریالم بود و انگار نه انگار که این خاطرات قدمتی طولانی تر از زمان دارند و ژرفای زخم هایش عمیق تر از سکوتت!
بهای بهبودی از این غم کهنه اندوهی بود که پرداختم و این رنج ارزشیست افزوده برای کیفیت حسی که نمی‌میرد!

احساسش میکنم در لابلای روزمرگی ها،
احساست میکند در انزوای بی کسی ها؟
#محیکس
2
Tchador
Pascal de Loutchek, Pierre Bluteau
کاوری زیبا از قطعه‌ی «سلطان قلب ها» ساخته‌ی انوشیروان روحانی
@Deep_Mo