Sometimes you don't say what you feel, you just feel what you feel.
نمایشنامهام قصهی سادهای دارد:
مرد توی آینه به زن توی آینه میگوید دوستت دارم. زن توی آینه میخندد.
مرد و زن بیرون آینه عبوس و ساکتند.
نویسنده مینویسد: زمان چیزهای بسیاری را از ما میدزدد.
سپس نور میرود و صحنه تاریک میشود تا ما گریه های هم را نبینیم...
و شب بخیر به تو و گریههای جلوی آینهات
مرد توی آینه به زن توی آینه میگوید دوستت دارم. زن توی آینه میخندد.
مرد و زن بیرون آینه عبوس و ساکتند.
نویسنده مینویسد: زمان چیزهای بسیاری را از ما میدزدد.
سپس نور میرود و صحنه تاریک میشود تا ما گریه های هم را نبینیم...
و شب بخیر به تو و گریههای جلوی آینهات
من از وقتی تو نوشتههایم را میخوانی، مینویسم. از وقتی اولین نامه را نوشتم، نامهای که نمیدانستم مفهومش چیست!
نامهای که معنایش را تنها در چشمان تو میشد یافت. من هیچ گاه بیش از سه جمله اول این نامه چیزی ننوشتهام. هیچ باوری نداشتن، منتظر چیزی نبودن، امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.
کلمهها از زندگی ما عقب هستند. تو همیشه از آنچه من از تو انتظار داشتم، جلوتر بودی. تو همیشه غیرمنتظره بودی.
#کریستین_بوبن
نامهای که معنایش را تنها در چشمان تو میشد یافت. من هیچ گاه بیش از سه جمله اول این نامه چیزی ننوشتهام. هیچ باوری نداشتن، منتظر چیزی نبودن، امید داشتن به آن که روزی اتفاقی بیفتد.
کلمهها از زندگی ما عقب هستند. تو همیشه از آنچه من از تو انتظار داشتم، جلوتر بودی. تو همیشه غیرمنتظره بودی.
#کریستین_بوبن
بی توجهی من رو آزار میده، وقتی یه چیزی آزارم بده تنها میشم، سکوت میکنم، سرد میشم، گوله میشم، میافتم تو حوض نقاشی، شنا هم که بلد نیستم، غرق میشم، تموم میشم، تمومم نکن خب؟
TELESM
Shayan Eshraghi & Chvrsi
Ain't gonna change 🤡
@Deep_Mo💀✨
@Deep_Mo💀✨
غم
اینجا نه
که آنجاست
دل
امّا
در سرمای این سیاهخانه میتپد.
در این غُربتِ ناشاد
یأسیست اشتیاق
که در فراسوهای طاقت میگذرد.
بادامِ بیمغزی میشکنیم
یادِ دیاران را
و تلخای دوزخ
در هر رگِمان میگذرد.
#احمد_شاملو
دیِ ۱۳۵۷، لندن
اینجا نه
که آنجاست
دل
امّا
در سرمای این سیاهخانه میتپد.
در این غُربتِ ناشاد
یأسیست اشتیاق
که در فراسوهای طاقت میگذرد.
بادامِ بیمغزی میشکنیم
یادِ دیاران را
و تلخای دوزخ
در هر رگِمان میگذرد.
#احمد_شاملو
دیِ ۱۳۵۷، لندن
صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم
که ز دیدن تو بیهوش و ز گفتن تو مستم
دل تنگ خویشتن را به تو میدهم، نگارا
بپذیر تحفه من، که عظیم تنگ دستم
که ز دیدن تو بیهوش و ز گفتن تو مستم
دل تنگ خویشتن را به تو میدهم، نگارا
بپذیر تحفه من، که عظیم تنگ دستم
- تو که قلبت از سنگه.
+ اسمی که روی سنگ نوشته بشه پاک نمیشه!
+ اسمی که روی سنگ نوشته بشه پاک نمیشه!
شب هرگز مطلق نیست؛
سرانجام هر غمی
به پنجره ای باز
ختم می شود،
پنجره ای که آنجا می درخشد
همیشه رویایی باقی می ماند.
👤پل الوار
سرانجام هر غمی
به پنجره ای باز
ختم می شود،
پنجره ای که آنجا می درخشد
همیشه رویایی باقی می ماند.
👤پل الوار
غُلام چشم آن تُرکم، که در خواب خوش مستی!!
نگارين گُلشنش روی استُ، مِشکين سايبان ابرو…
نگارين گُلشنش روی استُ، مِشکين سايبان ابرو…
کاش "همه چیز" قبل از اینکه خراب بشه بهمون میگفت کمکش کنیم.
🕊3❤1