۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.89K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
کاش برسه روزی که بجای اینکه تایپ کنم دوستت دارم، مواظب خودت باش، برم دوش بگیرم موهامو شونه کنم ازون عطری که دوسش داری بزنم و یکی از تیشرتای تورو بپوشم و چراغارو خاموش کنم تو بغلت مچاله شم.
نفسای ارومتو بشمارم؛ زیر گوشت اروم حرف بزنم از شبایی که نبودی از وقتایی که خوشحال بودمو دلم میخواست توام کنارم بودی تا تکمیل میشد خوشحالیم و پر میشدن چشمای سیاهم از ستاره های سفید که از ذوق بودنت بود.
برات بگم از دلتنگیام و توام گوش کنی و باصدای خمار از خوابت تاییدشون کنی دلم ضعف بره براتو لباتو ببوسم، ببوسم و گم شم توی موهای مشکیت
تو عطرت که همه اتاقمو پر کرده.
قشنگ ترین توصیف رابطه های لانگ دیستنس رو محمود درویش گفته:
"تورا دوست دارم با وجود آنکه تورا به آغوش نکشیدم، تو را همیشه نمیبینم، دوستت دارم چون برایت نوشتم و برایت خواندم و بخاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم!
تورا دوست دارم در حالی که دور هستی، ولی نزدیک ترین به قلبم!"
🥰2
سیوش کن “ Mon espoir “
به زبان فرانسوی یعنی کسی که بین مشکلاتت و حال بدت بهش فکر می‌کنی همه چیز برات قابل تحمل تر می‌شه، کسی که باعث می‌شه ادامه بدی، همه چیز رو قشنگ تر بگذرونی. یعنی کسی که دلیل نفس کشیدنته.
کاش بودی و دوتایی 21savage گوش‌ می‌دادیم و هروقت که می‌گفت 21 میبوسیدمت ☺️
خانه ما از درون ابر است و بیرون آفتاب...

#صائب_تبریزی
رقیق شده‌ام، مثل عطری چند روز مانده که تنها اگر کسی آن را قبلا شنیده باشد، آن را می‌فهمد هنوز، و حالا نه کسی که آن را قبلا شنیده باشد مانده است و نه کسی که دیگر بتواند آن را بشنود، انتهای آدم‌های انیمیشنن کوکو، آن جا که آخرین نفر هم از یادش می‌رود و فراموشی آغاز می‌شود، چندم تابستانی مطلوب، مثل همین عطر تب‌دار اطلسی‌ها تازه آب خورده و بوی نعناهای در لیوان حل شده، آغاز و انتهای همه چیز، قاطی شده با صدای شب، جیرجیرکی در دوردست و داروگی در ناکجا، و خیال‌هایی که دیگر آدم در آن‌ها گم نمی‌شود ولی ادامه می‌دهندش تا نیمه‌های یک شب گرم تابستانی

#یک_مماس
1
Lose You
Sam Smith
‏از یک جایی به بعد هم آدم همیشه باید شروع کننده باشد، انگار که اگر چیزی را شروع نکند دیکر وجود نخواهد داشت، روزها را، کارها را، آدم‌ها را، تمام همه‌ی چیزها را؛ و در نهایت یک روز که از خواب بیدار می‌شود، دیگر خسته‌تر از آن خواهد بود که شروع کننده‌ی چیزی باشد و وجود نداشتنش را به تمام چیزهای دیکر ترجیح خواهد داد و شروع به محو شدن خواهد کرد، فراموش شده‌یی که دیگر چیزی را شروع نخواهد کرد.