۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
‏لابد یک تخصصی هم هست به اسم تخصص ادامه دادن چیزهای تمام شده، چیزی از جنس نگه داشتن شیشه‌های خالی عطر، از جنس ادامه دادن دوستی‌های به پایان رسیده، از جنس دوباره دیدن سریال‌های تمام شده، از جنس دوباره خواندن حرف‌های گذشته...، چیزهایی از این جنس که نه اینکه دیگر که به درد آدم بخورند و تنها برای آدم یک نشانه هستند برای برگشتن و گاهی لبخند زدن و بیشتر وقت‌ها تنها ترس از بعدش و خالی ماندن عادت تکرارشان است، نقطه‌ی برگشت ناقصی که خودت هم نمیدانی که به چه دردت می‌خورند دیگر اما باز هم نگهشان داشته‌یی.

#یک_مماس
1
«من نمی توانم تو را فراموش کنم، نه به این دلیل که حافظه ای قوی دارم، بلکه به این دلیل که قلبی دارم که هرگز کسانی را که یک بار در آن ساکن شده اند انکار نمی کند.»

#محمود_درویش
1
Kavinsky - Odd Look feat. The Weeknd (Official Audio - HD)
Record Makers
Remember all that moments that we passed and no one could remember them except US!
@Deep_Mo
توی شطرنج یه اصطلاحی هست میگن
حرکت بعدیت از اشتباه قبلیت مهم‌‌تره...
توی زندگی هم همینه!
خراب کردی؟ خب کردی…
حالا ببین بعدش چی‌کار می‌کنی!
تو اثبات آنی که همه چیز نسبی‌ ست
بی تو، همه چیز طوری ست
با تو، طوری دیگر….
🤔1
مى‌گفتی
«شب‌ات خوب جان من»
‏بيشتر از خوب بودن شب،
‏انديشه‌ى اين‌كه جان تو هستم
‏در من ريشه مى‌كرد و سبز می‌شد

#ازدمير_آصاف
گوش‌هایت را کمی نزدیک دهانم بیاور.
دنیا،
دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود.

#لیلا_کردبچه
Mahi
Naser Zeynali
من از تموم دنیا،
تورو طلب دارم💋
@Deep_Mo
👍1
«رنج تنهاست و رنجور، تنها تر.»

#حمید_سلیمی
آدمای سمی همیشه داستان رو از جایی تعریف می‌کنن که تو دیگه نتونستی تحمل کنی و واکنش نشون دادی؛ اما هیچ‌وقت نمی‌گن خودشون چطوری تورو از نظر روحی و احساسی نابود کردن. اونا قصه رو طوری می‌گن که انگار همه چیز تقصیر تو بوده، اما پشت این سقوط احساسی تو مدت ها بی انصافی و زخم هایی هست که فقط تو می‌دونی چقدر عمیق بوده.
چراغ ها را خاموش کردم؛
زنگ زدم و یک راست رفتم سر اصل مطلب و با صدای بلند گفتم دوستت دارم.
بعد قطع کردم و چراغ ها را روشن کردم؛
چای دم کردم و به اینکه در تاریکی چقدر راحت می شود اعتراف کرد، فکر کردم...

-چراغ ها را خاموش کن و به من زنگ بزن.
#مهدی_صادقی
Apretón
Mohix
- برای لحظه هایی که غرق در دوگانگی و پارادوکس، انزوایی جدید را کشف کرد.
@Deep_Mo
انسان‌ها به هر جای دنیا که بروند در آخر به
همان جایی برمیگردند که به آن تعلق دارند
به همان شهر،
به همان خانه،
به همان قلب
به همان آغوش…