۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
تو اثبات آنی که همه چیز نسبی‌ ست
بی تو، همه چیز طوری ست
با تو، طوری دیگر….
🤔1
مى‌گفتی
«شب‌ات خوب جان من»
‏بيشتر از خوب بودن شب،
‏انديشه‌ى اين‌كه جان تو هستم
‏در من ريشه مى‌كرد و سبز می‌شد

#ازدمير_آصاف
گوش‌هایت را کمی نزدیک دهانم بیاور.
دنیا،
دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود.

#لیلا_کردبچه
Mahi
Naser Zeynali
من از تموم دنیا،
تورو طلب دارم💋
@Deep_Mo
👍1
«رنج تنهاست و رنجور، تنها تر.»

#حمید_سلیمی
آدمای سمی همیشه داستان رو از جایی تعریف می‌کنن که تو دیگه نتونستی تحمل کنی و واکنش نشون دادی؛ اما هیچ‌وقت نمی‌گن خودشون چطوری تورو از نظر روحی و احساسی نابود کردن. اونا قصه رو طوری می‌گن که انگار همه چیز تقصیر تو بوده، اما پشت این سقوط احساسی تو مدت ها بی انصافی و زخم هایی هست که فقط تو می‌دونی چقدر عمیق بوده.
چراغ ها را خاموش کردم؛
زنگ زدم و یک راست رفتم سر اصل مطلب و با صدای بلند گفتم دوستت دارم.
بعد قطع کردم و چراغ ها را روشن کردم؛
چای دم کردم و به اینکه در تاریکی چقدر راحت می شود اعتراف کرد، فکر کردم...

-چراغ ها را خاموش کن و به من زنگ بزن.
#مهدی_صادقی
Apretón
Mohix
- برای لحظه هایی که غرق در دوگانگی و پارادوکس، انزوایی جدید را کشف کرد.
@Deep_Mo
انسان‌ها به هر جای دنیا که بروند در آخر به
همان جایی برمیگردند که به آن تعلق دارند
به همان شهر،
به همان خانه،
به همان قلب
به همان آغوش…
منو بدزد از این کوچه و خیابونا
منو بدزد از این زندگی تکراری
منو به حبس بینداز توی آغوشت
شکنجه کن منو! یعنی که دوستم داری!!

منو دوباره بچسبون به سردی دیوار
بذار اون لب وحشیتو باز روی لبم
لگد بزن، بزن و قفل این درو بشکن
جهانی از هیجانو بریز توی شبم

جهنّمم شو! نجاتم بده از این خوبی
منو بساز شبیه خودت: یه آدم بد!
منو بدزد، از این زندگی خلاصم کن
منو ببر به اتاقت، ببند تا به ابد

شبیه هیچ‌کسی نیستم، چقد تنهام!
منو بدزد یهو از میون مهمونی
کبود کن تنمو زیر بارش بوسه
رهام کن وسط تخت با لب خونی...

#سید_مهدی_موسوی
Forwarded from bitrait
«کبود کن تنمو زیر بارش بوسه»
@Deep_Mo
- سلامتی حسایی که نیازی به بیان شدن ندارن و حرفایی که هیچوخ زده نمیشن.

[صدای به هم خوردن شیشه‌ی لیوان]