- سلامتی حسایی که نیازی به بیان شدن ندارن و حرفایی که هیچوخ زده نمیشن.
[صدای به هم خوردن شیشهی لیوان]
[صدای به هم خوردن شیشهی لیوان]
#داستان
در قلمرو بیمرز ریاضیات، آنجا که خطوط و منحنیها در رقصی جاودان به هم میآمیختند، کتانژانت آن موجود پرشکوه سکنا گزیده بود.
او با زاویههای تند و بیباکش، سلطان مماسها بود؛ شیبها را میکاوید و در گسترهی معادلات، چون شهابی درخشان، فرمانروایی میکرد. لیکن در سینهاش قلبی بیقرار میتپید؛ گویی در پی رازی بود که منطق خشکش از فهم آن عاجز بود. روزی در مرغزاری از معادلات دیفرانسیل، کتانژانت با دلتا آن روح گریزپا و افسونگر، روبرو شد. دلتا، تجلی تغییر بود؛ نه خط بود و نه نقطه، بلکه نسیمی بود که در لحظههای ناچیز جهان را دگرگون میساخت.
او با رقصی نرم و مرموز، چون موجی در دریای اعداد، قلب کتانژانت را به تسخیر درآورد. کتانژانت که در بند ثبات بود در برابر این بیثباتی سر تعظیم فرود آورد و دل در گرو عشقی سوزان نهاد. هر سپیدهدم، کتانژانت با شوق دیدار دلتا، به سوی نقطهای در محور مختصات میشتافت. با قلم معادلات، تار و پود منحنیها را میبافت، به امید آنکه دلتا را در شبکهای از منطق اسیر کند. اما دلتا، چون سایهای در باد گریزان بود. هرگاه کتانژانت گمان میبرد که به او نزدیک شده، دلتا در کسری از لحظه محو میشد، گویی وجودش تنها در آستانهی صفر معنا مییافت. شبی زیر آسمانی که ستارگانش در بینهایت میدرخشیدند، کتانژانت با دلی آکنده از حسرت فریاد برآورد: «ای دلتا، چرا از من میگریزی؟ من که شیب تو را به جان دریافتهام، من که میتوانم تو را در معادلهای ابدی جاودانه سازم!»
دلتا از دوردست با صدایی که چون نغمهای در میان اعداد میپیچید، پاسخ داد: «ای کتانژانت، من تغییرم، روح گذرای لحظهها. تو عاشق رقصم هستی، اما من در بند نمیمانم. اگر مرا به چنگ آری، دیگر دلتا نخواهم بود.»
کتانژانت، با دلی شکسته اما همچنان استوار، به سوی افق بینهایت گام برداشت. هرگز به دلتا نرسید، اما در هر مماس، در هر شیب، شبحی از او را بازمییافت. عشقش، نه در وصال، که در طلب بیپایان معنا گرفت. و قلمرو ریاضیات، تا ابد، حکایت کتانژانت را در گوش اعداد نجوا کرد؛ حکایت عاشقی که شیفتهی تغییر شد، اما هرگز نتوانست آن را در بر گیرد.
در قلمرو بیمرز ریاضیات، آنجا که خطوط و منحنیها در رقصی جاودان به هم میآمیختند، کتانژانت آن موجود پرشکوه سکنا گزیده بود.
او با زاویههای تند و بیباکش، سلطان مماسها بود؛ شیبها را میکاوید و در گسترهی معادلات، چون شهابی درخشان، فرمانروایی میکرد. لیکن در سینهاش قلبی بیقرار میتپید؛ گویی در پی رازی بود که منطق خشکش از فهم آن عاجز بود. روزی در مرغزاری از معادلات دیفرانسیل، کتانژانت با دلتا آن روح گریزپا و افسونگر، روبرو شد. دلتا، تجلی تغییر بود؛ نه خط بود و نه نقطه، بلکه نسیمی بود که در لحظههای ناچیز جهان را دگرگون میساخت.
او با رقصی نرم و مرموز، چون موجی در دریای اعداد، قلب کتانژانت را به تسخیر درآورد. کتانژانت که در بند ثبات بود در برابر این بیثباتی سر تعظیم فرود آورد و دل در گرو عشقی سوزان نهاد. هر سپیدهدم، کتانژانت با شوق دیدار دلتا، به سوی نقطهای در محور مختصات میشتافت. با قلم معادلات، تار و پود منحنیها را میبافت، به امید آنکه دلتا را در شبکهای از منطق اسیر کند. اما دلتا، چون سایهای در باد گریزان بود. هرگاه کتانژانت گمان میبرد که به او نزدیک شده، دلتا در کسری از لحظه محو میشد، گویی وجودش تنها در آستانهی صفر معنا مییافت. شبی زیر آسمانی که ستارگانش در بینهایت میدرخشیدند، کتانژانت با دلی آکنده از حسرت فریاد برآورد: «ای دلتا، چرا از من میگریزی؟ من که شیب تو را به جان دریافتهام، من که میتوانم تو را در معادلهای ابدی جاودانه سازم!»
دلتا از دوردست با صدایی که چون نغمهای در میان اعداد میپیچید، پاسخ داد: «ای کتانژانت، من تغییرم، روح گذرای لحظهها. تو عاشق رقصم هستی، اما من در بند نمیمانم. اگر مرا به چنگ آری، دیگر دلتا نخواهم بود.»
کتانژانت، با دلی شکسته اما همچنان استوار، به سوی افق بینهایت گام برداشت. هرگز به دلتا نرسید، اما در هر مماس، در هر شیب، شبحی از او را بازمییافت. عشقش، نه در وصال، که در طلب بیپایان معنا گرفت. و قلمرو ریاضیات، تا ابد، حکایت کتانژانت را در گوش اعداد نجوا کرد؛ حکایت عاشقی که شیفتهی تغییر شد، اما هرگز نتوانست آن را در بر گیرد.
❤1
اتفاقا باید خانوادهدار باشه، باید عرضه داشته باشه
باید شعور داشته باشه، باید خاکی و اصیل باشه
باید دست و دل باز باشه، باید چشم و دل سیر باشه
باید هدفمند و کاری و باشه،باید هول نباشه و متعهد باشه
باید هم ظاهر هم باطن درست داشته باشه
نگید دوسش دارم کافیه، کافی نیست
هیچوقت کافی نبوده.
باید شعور داشته باشه، باید خاکی و اصیل باشه
باید دست و دل باز باشه، باید چشم و دل سیر باشه
باید هدفمند و کاری و باشه،باید هول نباشه و متعهد باشه
باید هم ظاهر هم باطن درست داشته باشه
نگید دوسش دارم کافیه، کافی نیست
هیچوقت کافی نبوده.
تو خیلی چیزا رو نمیدونی.
تو نمیدونی
چقدر یواشکی نگات کردم.
تو نمیدونی
حتی چقدر اخلاقای بدت واسم قشنگن.
تو نمیدونی
چقدر به داشتنت افتخار میکنم.
تو نمیدونی
چقدر شبا قبل خواب بهت فکر میکنم.
تو نمیدونی
چقدر وقتی ازم دور میشی نگرانت میشم.
تو نمیدونی
چقدر دوست داشتنت تو قلبم ریشه کرده.
تو نمیدونی
چقدر عزیزترینی برام.
تو نمیدونی
چقدر یواشکی نگات کردم.
تو نمیدونی
حتی چقدر اخلاقای بدت واسم قشنگن.
تو نمیدونی
چقدر به داشتنت افتخار میکنم.
تو نمیدونی
چقدر شبا قبل خواب بهت فکر میکنم.
تو نمیدونی
چقدر وقتی ازم دور میشی نگرانت میشم.
تو نمیدونی
چقدر دوست داشتنت تو قلبم ریشه کرده.
تو نمیدونی
چقدر عزیزترینی برام.
نه همه می فهمند
نه همه بلدند
آرام کردنِ طوفانِ درون
کارِ همان کسی است که بویِ پناه میدهد….
نه همه بلدند
آرام کردنِ طوفانِ درون
کارِ همان کسی است که بویِ پناه میدهد….
WAIT FOR U (feat. Drake & Tems)
Future feat. Drake & Tems
1:18 🫀
Yeah, I been trappin' 'round the world
I sit on my balcony and wonder how you feelin'
I got a career that takes my time away from women
I cannot convince you that I love you for a livin' (Will wait for you, for you)
I be on your line, feelings flowin' like a river
You be textin' back you at Kiki on the river (I will wait for you)
Message say delivered (I will wait for you), but I know that you don't get it
Why you introduce us if you knew that you was with him? (I will wait for you, for you, for you)
Made me shake his hand when y'all been f**kin' for a minute (I will wait for you, for you)
Walk me off the plank because you know that I'm a swimmer (I will wait for you)
Supposed to be your dog, but you done put me in a kennel
Girl, put a muzzle on it, all that barkin' over dinner
I was f**kin' with you when you had the tiny Presidential
You got better when you met me and that ain't coincidental
Tried to bring the best out you but, guess I'm not that influential
Guess I'm not the one that's meant for you
Yeah, I been trappin' 'round the world
I sit on my balcony and wonder how you feelin'
I got a career that takes my time away from women
I cannot convince you that I love you for a livin' (Will wait for you, for you)
I be on your line, feelings flowin' like a river
You be textin' back you at Kiki on the river (I will wait for you)
Message say delivered (I will wait for you), but I know that you don't get it
Why you introduce us if you knew that you was with him? (I will wait for you, for you, for you)
Made me shake his hand when y'all been f**kin' for a minute (I will wait for you, for you)
Walk me off the plank because you know that I'm a swimmer (I will wait for you)
Supposed to be your dog, but you done put me in a kennel
Girl, put a muzzle on it, all that barkin' over dinner
I was f**kin' with you when you had the tiny Presidential
You got better when you met me and that ain't coincidental
Tried to bring the best out you but, guess I'm not that influential
Guess I'm not the one that's meant for you