۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
Tourniquet
Evanescence
Am I too lost to be saved?
@Deep_Mo
Forwarded from VarK.Realm
❤‍🔥1
میگن تا یه چیزو یاد نگیری، یا به اصطلاح امتیاز اون مرحله رو به دست نیاری، نمیری مرحله بعد؛
کاش حداقل میدونستم چیو نمیفهمم شاید اینهمه تکرار تموم میشد، شاید از این سیکل عبثیت خارج میشدم.

#محیکس
به غیر آینه، کس روبروی بستر نیست
و چشم آینه، جز ما به سوی دیگر نیست
چنان در آینه خورده، گره تنم به تنت
که خود، تمیز تو و من، ز هم میسر نیست
هزار بار کتاب تن تو را خواندم
هنوز فصلی از آن کهنه و مکرر نیست
برای تو، همه از خوبی تو می‌گوید
اگرچه آینه چون شاعرت سخنور نیست
ولی تو ز آینه چیزی مپرس، از من پرس
که او به راز تنت، از من آشناتر نیست
کدورتی است اگر، در میانۀ دل‌هاست!
وگرنه جسم من، از جسم تو، مکدر نیست
تن تو بوی خود افشانده در تمام اتاق
وگرنه هیچ گلی، اینچنین معطر نیست
به انتهای جهان می‌رسیم در خلایی
که جز نفس نفس آنجا، صدای دیگر نیست
خوشا رسیدن با هم که حالتی خوش‌تر
ز حالت تو در آن لحظه‌های آخر نیست
وزآن عزیزترین لحظه‌ها، چه خاطره‌ها
که در لفافۀ سیماب و شیشه، مضمر نیست

#حسین_منزوی
2
خسته‌ام، غمگینم، گریه‌تر از غم هستم
برف می‌بارد و من توی جهنّم هستم

اوّل اسم کسی یخ زده بر روی لبم
برف می‌بارد و دنیام سیاه است، شبم!

نامه‌هایی که ندادم به خودم، در دستم
برف می‌بارد و عمری‌ست زمستان هستم

صبر در باور من مرده اگر درد کم است
شب بلند است، ولی طاقت این مرد کم است

دردها دارم و شاید که به درمان نرسد
شب بلند است و قرار است به پایان نرسد

بعد تو گم شدم از خانه و دنیا گم شد
رود سرگشته شدم، ساحل دریا گم شد

پنجره خسته شد از بازیِ بیهوده‌ی خود
یک نفر با چمدان آن‌ورِ درها گم شد

بعد تو شیشه‌ی مشروب بغل کرد مرا
تا سحر یک‌سره نوشید کسی تا گم شد

عشق، چی بود؟ توهّم زده بودم انگار!
قرص را خوردم و امّیدِ به فردا گم شد

اشک من سیل شد و شُست جهان را شب و روز
بویت از خاطره‌ی خانه نمی‌رفت هنوز

وصل می‌کرد کسی زندگی‌ام را به عقب
خوابم آشفته‌ی چشمان تو می‌شد هر شب

در سرم گریه‌ی دلتنگ‌ترین آدم بود
قرص می‌خوردم و بدجور تو را یادم بود...

خسته‌ام، غمگینم، گریه‌تر از دیروزم
خانه سرد است و من از شدّت تب می‌سوزم

برف می‌بارد و شب راه خودش را بلد است
هرچه انکار کنم آخر این قصّه بد است

مرد می‌میرد و شب، نامه‌رسان خواهد شد
خانه‌ام سردترین جای جهان خواهد شد

#فاطمه_اختصاری