من عوض تمام آدمهایی که هرروز از کنارت رد می شوند،
با عجله،
بی آنکه حتی تو را ببینند
و شاید به تو تنه هم بزنند،
دوستت دارم !
من جای کارگرهای ساختمان
نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند... جای همه آنهایی که تو را نمی شناسند،
جای همه آنهایی که تو را میبینند،
جای همه آنها که نمی بینند،
من جای همه دوستت دارم !
من جای آنهایی که یک گوشه دیگر این دنیا زندگی میکنند
و نمی دانند
تو دقیقا "تمام دنیای منی" دوستت دارم !
من جای کودکی که
نابینا متولد می شود،
چشم می گردانم برای دیدنت !
من عوض تمام آدمهای روی زمین دلم برایت تنگ می شود.
من تنهای تنها،
جای همه آنهایی که دوستت ندارند،
می پرستمت ! "هیچکس"
نمی تواند مثل من،
این همه ساده،
برای کسی دیوانگی کند...
#نسترن_علیخانی
با عجله،
بی آنکه حتی تو را ببینند
و شاید به تو تنه هم بزنند،
دوستت دارم !
من جای کارگرهای ساختمان
نیمه کاره ی توی کوچه تان دلم برایت لک می زند... جای همه آنهایی که تو را نمی شناسند،
جای همه آنهایی که تو را میبینند،
جای همه آنها که نمی بینند،
من جای همه دوستت دارم !
من جای آنهایی که یک گوشه دیگر این دنیا زندگی میکنند
و نمی دانند
تو دقیقا "تمام دنیای منی" دوستت دارم !
من جای کودکی که
نابینا متولد می شود،
چشم می گردانم برای دیدنت !
من عوض تمام آدمهای روی زمین دلم برایت تنگ می شود.
من تنهای تنها،
جای همه آنهایی که دوستت ندارند،
می پرستمت ! "هیچکس"
نمی تواند مثل من،
این همه ساده،
برای کسی دیوانگی کند...
#نسترن_علیخانی
من می توانم نسبت به تو بی تفاوت باشم
چون از تو فقط
و فقط غرور در خاطرم مانده...
اما تو
هرگز نمی توانی !
هر بار كه اسمی شبيه اسم به قول خودت خارجكی من بشنوی ،
كسی با تعجب به تو سلام كند !
هر زمان كه روزت شود
و هديه ای بگيری ياد من می افتی !
هر زمان كه تنها شوی باز هم به كارهايم خواهی خنديد !
دنيای بچه گانه ی من بزرگی تو را ويران خواهد كرد ؛
هر زمان كه تكيه كلام هايت را مرور كنی ...
هر زمان كه كسی شبيه خنگ ها نگاهد كند
و از سوسك بال دار بترسد !
كسی كه خنگ ترين باهوش دنيا باشد ...
كسی كه شعر بنويسد
و عاشق اعداد بی سر و ته باشد !
تو نمی توانی نسبت به من بی تفاوت باشی ...
نمی توانی !
#ساینا_سلمانی
چون از تو فقط
و فقط غرور در خاطرم مانده...
اما تو
هرگز نمی توانی !
هر بار كه اسمی شبيه اسم به قول خودت خارجكی من بشنوی ،
كسی با تعجب به تو سلام كند !
هر زمان كه روزت شود
و هديه ای بگيری ياد من می افتی !
هر زمان كه تنها شوی باز هم به كارهايم خواهی خنديد !
دنيای بچه گانه ی من بزرگی تو را ويران خواهد كرد ؛
هر زمان كه تكيه كلام هايت را مرور كنی ...
هر زمان كه كسی شبيه خنگ ها نگاهد كند
و از سوسك بال دار بترسد !
كسی كه خنگ ترين باهوش دنيا باشد ...
كسی كه شعر بنويسد
و عاشق اعداد بی سر و ته باشد !
تو نمی توانی نسبت به من بی تفاوت باشی ...
نمی توانی !
#ساینا_سلمانی
تمام شب آنجا میان سینه من کسی
ز نومیدی نفس نفس می زد
کسی به پا می خاست
کسی تو را میخواست...
#فروغ_فرخزاد
ز نومیدی نفس نفس می زد
کسی به پا می خاست
کسی تو را میخواست...
#فروغ_فرخزاد
بعضی روزها
دلم برای تو تنگ میشود!
مثل دیروز
که دلم تنگ شده بود
و تو نبودی..
مثل امروز
که دیشب خوابت را دیدم
و تو آمده بودی!
مثل فردا..
بعضی روزها
دلم برای تو تنگ مي شود ..
دلم برای تو تنگ میشود!
مثل دیروز
که دلم تنگ شده بود
و تو نبودی..
مثل امروز
که دیشب خوابت را دیدم
و تو آمده بودی!
مثل فردا..
بعضی روزها
دلم برای تو تنگ مي شود ..
دلبر:یه خونه نُقلی میگیرم.
نُقلی نه واس خاطرپولش ها،یه بیست مترجاباشه،نتونی ازم دور شی،هر طرف و نگاه کنم ببینمت.❤️
#چهرازي
نُقلی نه واس خاطرپولش ها،یه بیست مترجاباشه،نتونی ازم دور شی،هر طرف و نگاه کنم ببینمت.❤️
#چهرازي
درست وقتی می گویی فراموشش کردم
آهنگی پخش می شود
کسی مثل او می خندد
یک نفر عطری می زند که بوی او را می دهد و همه فراموشی هایت هدر می رود.
#یار_قدیمی ❤️
آهنگی پخش می شود
کسی مثل او می خندد
یک نفر عطری می زند که بوی او را می دهد و همه فراموشی هایت هدر می رود.
#یار_قدیمی ❤️
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
اسکارِ گُنگ تَرین حالتِ زِندگی میرسه به وَقتی کہ نِمیدونی دوسِت دارھ یا دوسِت ندارھ
دَرحالی کہ هی رل میزنه و ول میکنه از یه طَرَفم تورو هی چک میکنه :)
دَرحالی کہ هی رل میزنه و ول میکنه از یه طَرَفم تورو هی چک میکنه :)
من هیچ وقت جنگجوی خوبی نبودم!
فرمانده
هر بار که دستور شلیک می داد
من به آخرین نامه ی سرباز دشمن فکر میکردم:
"همسر عزیزم
به دخترمان بگو
پدرت به زودی باز خواهد گشت"
#داود_سوران
فرمانده
هر بار که دستور شلیک می داد
من به آخرین نامه ی سرباز دشمن فکر میکردم:
"همسر عزیزم
به دخترمان بگو
پدرت به زودی باز خواهد گشت"
#داود_سوران
صبح صدایت کردم،
اصلاً به روی خودم نیاورم که نیستی...!
عباس معروفی
اصلاً به روی خودم نیاورم که نیستی...!
عباس معروفی
سرش پایینه و سرگرم کارشه
صداش میکنم
بر میگرده سمتم
- جونم ؟!
- یه چیزی بگم ؟!
- یه چیزی نه شما صد تا چیز بگو خانومم ؟!
- میشه بخندی ؟!
با تعجب از حرفم به خنده میفته …
- واسه چی اینو گفتی الان ؟!
- آخه میدونی ؟!
- چیو ؟!
- ” تو که می خندی انگاری منو خوشبختی میبوسه ”
قهقهه میزنه و همونجور که داره میاد سمتم میگه :
- آهااااااای ؟! جز من یکی دیگه خیلی بیجا میکنه عشقمو ببوسه …
وایسا ببینم…
#عباس_نادی #ارسالی
صداش میکنم
بر میگرده سمتم
- جونم ؟!
- یه چیزی بگم ؟!
- یه چیزی نه شما صد تا چیز بگو خانومم ؟!
- میشه بخندی ؟!
با تعجب از حرفم به خنده میفته …
- واسه چی اینو گفتی الان ؟!
- آخه میدونی ؟!
- چیو ؟!
- ” تو که می خندی انگاری منو خوشبختی میبوسه ”
قهقهه میزنه و همونجور که داره میاد سمتم میگه :
- آهااااااای ؟! جز من یکی دیگه خیلی بیجا میکنه عشقمو ببوسه …
وایسا ببینم…
#عباس_نادی #ارسالی