تمام شب آنجا میان سینه من کسی
ز نومیدی نفس نفس می زد
کسی به پا می خاست
کسی تو را میخواست...
#فروغ_فرخزاد
ز نومیدی نفس نفس می زد
کسی به پا می خاست
کسی تو را میخواست...
#فروغ_فرخزاد
بعضی روزها
دلم برای تو تنگ میشود!
مثل دیروز
که دلم تنگ شده بود
و تو نبودی..
مثل امروز
که دیشب خوابت را دیدم
و تو آمده بودی!
مثل فردا..
بعضی روزها
دلم برای تو تنگ مي شود ..
دلم برای تو تنگ میشود!
مثل دیروز
که دلم تنگ شده بود
و تو نبودی..
مثل امروز
که دیشب خوابت را دیدم
و تو آمده بودی!
مثل فردا..
بعضی روزها
دلم برای تو تنگ مي شود ..
دلبر:یه خونه نُقلی میگیرم.
نُقلی نه واس خاطرپولش ها،یه بیست مترجاباشه،نتونی ازم دور شی،هر طرف و نگاه کنم ببینمت.❤️
#چهرازي
نُقلی نه واس خاطرپولش ها،یه بیست مترجاباشه،نتونی ازم دور شی،هر طرف و نگاه کنم ببینمت.❤️
#چهرازي
درست وقتی می گویی فراموشش کردم
آهنگی پخش می شود
کسی مثل او می خندد
یک نفر عطری می زند که بوی او را می دهد و همه فراموشی هایت هدر می رود.
#یار_قدیمی ❤️
آهنگی پخش می شود
کسی مثل او می خندد
یک نفر عطری می زند که بوی او را می دهد و همه فراموشی هایت هدر می رود.
#یار_قدیمی ❤️
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
اسکارِ گُنگ تَرین حالتِ زِندگی میرسه به وَقتی کہ نِمیدونی دوسِت دارھ یا دوسِت ندارھ
دَرحالی کہ هی رل میزنه و ول میکنه از یه طَرَفم تورو هی چک میکنه :)
دَرحالی کہ هی رل میزنه و ول میکنه از یه طَرَفم تورو هی چک میکنه :)
من هیچ وقت جنگجوی خوبی نبودم!
فرمانده
هر بار که دستور شلیک می داد
من به آخرین نامه ی سرباز دشمن فکر میکردم:
"همسر عزیزم
به دخترمان بگو
پدرت به زودی باز خواهد گشت"
#داود_سوران
فرمانده
هر بار که دستور شلیک می داد
من به آخرین نامه ی سرباز دشمن فکر میکردم:
"همسر عزیزم
به دخترمان بگو
پدرت به زودی باز خواهد گشت"
#داود_سوران
صبح صدایت کردم،
اصلاً به روی خودم نیاورم که نیستی...!
عباس معروفی
اصلاً به روی خودم نیاورم که نیستی...!
عباس معروفی
سرش پایینه و سرگرم کارشه
صداش میکنم
بر میگرده سمتم
- جونم ؟!
- یه چیزی بگم ؟!
- یه چیزی نه شما صد تا چیز بگو خانومم ؟!
- میشه بخندی ؟!
با تعجب از حرفم به خنده میفته …
- واسه چی اینو گفتی الان ؟!
- آخه میدونی ؟!
- چیو ؟!
- ” تو که می خندی انگاری منو خوشبختی میبوسه ”
قهقهه میزنه و همونجور که داره میاد سمتم میگه :
- آهااااااای ؟! جز من یکی دیگه خیلی بیجا میکنه عشقمو ببوسه …
وایسا ببینم…
#عباس_نادی #ارسالی
صداش میکنم
بر میگرده سمتم
- جونم ؟!
- یه چیزی بگم ؟!
- یه چیزی نه شما صد تا چیز بگو خانومم ؟!
- میشه بخندی ؟!
با تعجب از حرفم به خنده میفته …
- واسه چی اینو گفتی الان ؟!
- آخه میدونی ؟!
- چیو ؟!
- ” تو که می خندی انگاری منو خوشبختی میبوسه ”
قهقهه میزنه و همونجور که داره میاد سمتم میگه :
- آهااااااای ؟! جز من یکی دیگه خیلی بیجا میکنه عشقمو ببوسه …
وایسا ببینم…
#عباس_نادی #ارسالی
حِس دُختره سه ساله ای رو دارم
که عروسکشو جلو چِشش ازش گرفتن
دادن به کَسه دیگه :)
که عروسکشو جلو چِشش ازش گرفتن
دادن به کَسه دیگه :)