۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
مردها همیشه می خواهند که اولین عشق یک زن باشند، ولی زن ها دوست دارند که اخرین معشوقه ی یک مرد باشند.
#اسکار_وایلد
من حسودم؛
و حسودی می کنم،به شانه ای که موهایت را لمس می کند!به ماتیكِ سُرخى كه...
من حسودى مى كنم به خيابان ها و کوچه هایی که تو،قدم روی چشمِ آنها مى گذاری! و شالي كه جاى من،تو را به آغوش مى كشد.. اصلاً من؛
حسودي ميكنم به تمامِ تويى كه خودت را دارى.
#دلارام_باقری
ما آدم هایی هستیم که صبح تا شب توی مدرسه، دانشگاه، خیابان، محل کار و مراکز خرید بازی داده می شویم. آدم هایی که دیگران هر چقدر بخواهند قلب و روح و فکرمان را می توانند به بازی بگیرند.
ما به هزار امید و آرزو دانشگاه قبول می شویم و بعدش وقت پیدا کردن کار جایمان می گذارند.
ما آدم های ردی تمام مصاحبه های کاری هستیم. آدم هایی که پشتمان آدم هایی ایستاده اند که پشتشان به جایی گرم تر گرم است.
ما آدم هایی هستیم که سوادمان به درد هیچ موسسه و اداره و شرکتی نمی خورد چون باباهایمان به اندازه ی کافی پول نداشتند و توی هیچ سازمانی هم کسی آن ها را نمی شناخت. ما آدم هایی هستیم که از درس، پول، عشق، کار و موفقیت دور نگه مان داشته اند و تا فهمیدند هوشمان از پولمان بیشتر است دورمان زدند.

ما رفیق فابریک هیچ آدم درست و حسابی ای نبوده ایم: آدمی که هنرمند باشد و یکی از تابلوهای رنگ و روغنش را مجانی بیاورد آویزان کند به دیوار خالی بالای مبل چند نفره مان، یا صاحب یک رستوران باشد و هفته ای یک بار بروی رستورانش و به صندوقدار اشاره کند با ما حساب نکند.

ما رفیق فابریک هیچ آرایشگری نبودیم تا روز تولدمان موهایمان را کوتاه کند و شرابی رنگ بزند، هیچ کدام از دوستان ما نه کتابفروشی داشته اند، نه کافه، نه ویلای شمال، نه بی ام دبلیوی کروک.
ما آدم هایی هستیم که هر روز با بی عدالتی های جورواجور دست و پنجه نرم می کنیم. هر روز شاهد مردن آدم هایی هستیم که تا سال ها شاید حق زندگی داشته اند، هر روز شاهد نبرد نابرابر آدم ها در مقابل همدیگریم. ما هر روز از روز قبل تنهاتر می شویم، تلفنمان کمتر از روز قبل زنگ می خورد، قربانی آدم های بیشتری می شویم.
ما آدم هایی هستیم که هر روز که می گذرد موارد بیشتری به انتهای لیست آرزوهایمان اضافه می شود که هیچگاه کنارش تیک زده نخواهد شد. آدم هایی که هر روز از درهای بیشتری بیرون می رویم و هرگز به آن اتاق، به آن میز، به پشت آن کامپیوتر برنمی گردیم. هرکدام از ما برای هر کدام دیگرمان این روزها یک قاتل بالفطره ایم.

پشت پا می گیریم برای هم و از این که آن دیگری با سر کف آسفالت پیاده رو می خورد زمین قاه قاه می خندیم. ما آدم هایی هستیم که یک روز بالاخره می میریم و عزیز می شویم!
#زهرا_کمالی
+میدونی مشکل اصلی چیه؟ همه ی مساله این چاله رو لپاته
-چیکار کنم؟ میخندم در میاد.
+ پس نخند ، واسه کسی جز من نخند
+ هنوز دوستم داری!
- خیلی زیاد!
ولی جنسش با قبل یکم فرق داره.
اینبار از رفتن نمی ترسم.
از تنهایی نمی ترسم.
از پیری هم...
تنها چیزی که منو می ترسونه...
صدای گریه های مادرمه،
اونم وقتی دارن خاکم میکنن
کاش زودتر از اون بمیرم
#حمید_جدیدی
دلتنگی چیز عجیبیست
مخصوصا اگر برای روزهای رفته باشد
میدانی برنمیگردند
میدانی تکرار نمیشوند
میدانی روز به روز اثراتش هم از بین میرود
میدانی کم کم فقط میشود خاطره ای برای شستشوی چشم هایت
برای خالی شدن کیسه اشکت و باز پرشدنش
برای خفگی براثر بغض
اما باز هم در به در دنبال آن روزهایی
روزهایی که غم فقط تا اطراف قلبت نفوذ میکرد
#رها_صابری
نميدانم چه مينويسم
تيك و تاك ساعت همينطور بغل گوشم صدا ميدهد
ميخواهم آنرا بردارم
از پنجره پرت بكنم بيرون،
اين صداي هولناك كه گذشتن زمان را در كله ام با چكش ميكوبد!

#صادق_هدایت
برف
هرچه
نرم‌تر و
سبک‌تر
ببارد
سخت‌تر و
سنگین‌تر
می‌ماند...
غم
هم...
#پوریا_عالمی
انقدر دست و پا برای رفتن نزن
مثل چهار سالگی
که عروسکم در تاکسی جاماند و دیگر هیچوقت پیدا نشد
برایِ همیشه
در من جامانده ای
عروسکم!
#محیا_زند
تو مثل يه کتاب بودی،
هر بار که میخواستم بخونمت،
يه جورِ دیگه بودی،
بستگی به فازم داشت که چجوری بخونمت..
#یار_قدیمی
میدونی چیه خیلی وقتا به خودم میگم
اگه توو غیر عادی ترین حالت
زُل بزنم به چشمات اتفاقای عجیبی واسم میفته ، مثلن اون موقع میتونم از یه ارتفاع همسطح از منطقم به احساسم سقوط کنم ...
اکثر آدما از رازی به اسم «مرگ» زیاد خوششون نمیاد ؛
اولین باری که دیدمش انگار فرشته ی مرگم رو دیدم چون میتونستم درست یجایی وسط دستاش برای همیشه از شَر وضع حاکمم خارج شم ؛
میدونی چیه ما یه سرباز به دنیا میایم و بسته به تلاشهای خودمون میتونیم وزیر ازش بریم ؛
اون همیشه پی جنگه ولی تنها اشتباهی که دائم باهاش رو به رو هِ ، درگیر شدن درست وسط یه بَزم به وسعت خودشه
گاهی منم به این بازی دعوت میکنه ولی
من فروتنانه هر بار بهش میبازم چون اینو میدونم یه روزی با بُردن من سربازش تبدیل به وزیر میشه ، اون موقع جفتمون قویتریم ...
به داشتنت امیدوارم
مانند پیرمردی که سال هاست
در دل قطب جنوب!
هر روز...
برای معشوقه اش در شاخ آفریقا اسپند دود میکند!
همان قدر دور...
همان قدر نزدیک...

#حامد_نیازی
‏شب از اونجایی شروع میشه که با خودش یاد آدمایی رو میاره که توی روز سعی میکنی فراموششون کنی
"چشمهایش قاتل اند ! "
پسرک فریاد زد .
احدی گوشش بدهکار نبود
احدی چشمان دختر را ندید ..
..
شبیه زنی در آینه ام
که ابروهایش را برمیدارد و
فکر میکند دنیا
در چشم های تو
تغییر خواهد کرد...

#لیلا_کردبچه