من خش خش رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریه ی غرق دود را
من هرکه عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
#فاطمه_اختصاری
سیگار بهمن و ریه ی غرق دود را
من هرکه عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
#فاطمه_اختصاری
یه جوری داره روزا سریع میگذره که قشنگ معلومه خود خدا هم حوصله ش سر رفته میخواد زودتر تموم بشه
دنیاي حقیقي و مجازي نداره
اونیکه بیشعوره، همه جا بیشعوره!
اونیکه بیشعوره، همه جا بیشعوره!
عشق تعریف کردنی نیست
خودش باید بیاد
وقتی ام میاد خدا میدونه کی میره.
عشق اونی نیس ک تو کتابا میخونی يا
اونی کن بین همه میبینی
اونیه که قلبت حسش میکنه
قبل از اینکه عاشق بشی زندگی نرمال بود
میگذشت همه چی واست جلوه ی عادی داشت،
ولی بعدش...
انگاری قلب تو قفل بوده
فقط اون یه نفر کلید قلبتو داشته...
میاد و قلبتو باز میکنه
میشینه تو قلبت
كل قلبتو میگیره
دیگه جا واسه هیچی و هیچ کس نیست...
یه جوری ک هیچی نمیبینی جز اون
هیچی نمفهمی جز اون
از اون روز به بعد دیگه حتی زندگیتم عوض میشه
عادت هات
همه چیت
اصلا دنیارو یه جور دیگه میبینی
یه حال خوشه انگار
اما تو اوج خوب بودنش نابودت میکنه
عین یه پروانه میشی که دور یه شمع داره میچرخه
پروانه عاشق نور شمع شده هیچی جز اون نمیبینه
میچرخه و حواسش نیس داره میسوزه
تو میشی پروانه
میچرخی و اصلا حواست نیست
داری از داغی شمع میسوزی
عشق يه واژه نیست، یه حسه که قلبتو درگیر میکنه
که وقتی قلبت گیر کرد، زندگیت نخ کش میشه..
عشق تعریف کردنی نیست،
حس کردنیه!
خودش باید بیاد
وقتی ام میاد خدا میدونه کی میره.
عشق اونی نیس ک تو کتابا میخونی يا
اونی کن بین همه میبینی
اونیه که قلبت حسش میکنه
قبل از اینکه عاشق بشی زندگی نرمال بود
میگذشت همه چی واست جلوه ی عادی داشت،
ولی بعدش...
انگاری قلب تو قفل بوده
فقط اون یه نفر کلید قلبتو داشته...
میاد و قلبتو باز میکنه
میشینه تو قلبت
كل قلبتو میگیره
دیگه جا واسه هیچی و هیچ کس نیست...
یه جوری ک هیچی نمیبینی جز اون
هیچی نمفهمی جز اون
از اون روز به بعد دیگه حتی زندگیتم عوض میشه
عادت هات
همه چیت
اصلا دنیارو یه جور دیگه میبینی
یه حال خوشه انگار
اما تو اوج خوب بودنش نابودت میکنه
عین یه پروانه میشی که دور یه شمع داره میچرخه
پروانه عاشق نور شمع شده هیچی جز اون نمیبینه
میچرخه و حواسش نیس داره میسوزه
تو میشی پروانه
میچرخی و اصلا حواست نیست
داری از داغی شمع میسوزی
عشق يه واژه نیست، یه حسه که قلبتو درگیر میکنه
که وقتی قلبت گیر کرد، زندگیت نخ کش میشه..
عشق تعریف کردنی نیست،
حس کردنیه!
خونوادم الان دوازده ساله دارن دنبال شناسنامه داداشم میگردن
نمیدونن من 12 سال پیش دادمش کلوپ باش يه سگا گرفتم و دیگه هم نبردم پسش بدم!
نميخريدن برام خب
نمیدونن من 12 سال پیش دادمش کلوپ باش يه سگا گرفتم و دیگه هم نبردم پسش بدم!
نميخريدن برام خب
یعنی واقعا وقتی برف میاد زبونتون رو نمیدید بیرون تا دونههای برف رو بگیرید؟
پیرمردا..
پیرمردا..
روی سنگ قبرم بنویسید
مقدار نمک دست
کمتر از یک قاشق چایخوری
مقدار نمک دست
کمتر از یک قاشق چایخوری
يك سريا وقتي از زندگيتون ميرن بيرون، اثرات بعديش مثل انفجار هسته اي ميمونه،
كوير ميشي، سرد ميشي و پر از زخم و بيماري...
تُف به اون بعضي ها..
كوير ميشي، سرد ميشي و پر از زخم و بيماري...
تُف به اون بعضي ها..
کشیده میشوم از درد،
شبیه چرک که از زخم...
شبیه آه از آهن...
کشیده می شوم از درد،
شبیه دست که از تو...
شبیه چرک که از زخم...
شبیه آه از آهن...
کشیده می شوم از درد،
شبیه دست که از تو...
خسرو: تمام فکر و ذهنم تویی...
حنا: می پره از سرت !
(دیالوگ فیلم خشم و هیاهو)
حنا: می پره از سرت !
(دیالوگ فیلم خشم و هیاهو)
ترسم بشوم دوباره نزدیک ولی ...
کارم بکشد به جای باریک ولی ...
ترسم که تو را ، هیچ، ببخشید ، ولی ...
بر خرمگس معرکه تبریک ولی ...
عرفان پاکزاد
کارم بکشد به جای باریک ولی ...
ترسم که تو را ، هیچ، ببخشید ، ولی ...
بر خرمگس معرکه تبریک ولی ...
عرفان پاکزاد
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا
سوختم خود را
برای او غلط کردم، غلط
وحشی بافقی
سوختم خود را
برای او غلط کردم، غلط
وحشی بافقی
یسری دخترا هم فکر میکنن وقتی میرن باشگاه فقط باید اسکات بزنن, مورد میشناسم اینقد اسکات زده وقتی خودش میرسیده خونه کونش تازه از باشگاه خارج میشد
آدماي مهربون در مقابل خوبياي يك طرفشون هيچوقت احساس حماقت نميكنن..
- ناراحت نباش اينقد.
+ حرفت مثل این میمونه که سینه ی یه نفرو پاره کُنی، قلبشو در بیاری، بجویی و توفش کُنی یه گوشه و زیر پات لهش کُنی و بعدم بگی ازت خواهش میکُنم آخ نگو!
+ حرفت مثل این میمونه که سینه ی یه نفرو پاره کُنی، قلبشو در بیاری، بجویی و توفش کُنی یه گوشه و زیر پات لهش کُنی و بعدم بگی ازت خواهش میکُنم آخ نگو!
رو در رو با خود
بادی خنک موج دریا و پرنده های مهاجر
انگشتان سرد دستانم
گزگز پاهایم
بینی سرخ شده از سوز سرما و اشک های خشک شده بر گونه هایم
بغضی سنگین که با پوک های سیگارم قورت میدهم
نفس های تند و لرزان
چشمانی با دیدی بی انتها تا اعماق احساس تو..
خاطرات گذشته
من سابق
تو سابق
خنده های بی پایان مان..ترس ها و گریه ها
صدایی می شنوم از دور
اما نه..این صدا نزدیک تراز من به من است..صدای مرگ منه واقعی..
چشمانم را می بندم..میخندم..
و کودکیم را طلب میکنم..
چشمانم را باز میکنم و اما..دستانم خالیست از ارزو..
#مارال_تیموری
بادی خنک موج دریا و پرنده های مهاجر
انگشتان سرد دستانم
گزگز پاهایم
بینی سرخ شده از سوز سرما و اشک های خشک شده بر گونه هایم
بغضی سنگین که با پوک های سیگارم قورت میدهم
نفس های تند و لرزان
چشمانی با دیدی بی انتها تا اعماق احساس تو..
خاطرات گذشته
من سابق
تو سابق
خنده های بی پایان مان..ترس ها و گریه ها
صدایی می شنوم از دور
اما نه..این صدا نزدیک تراز من به من است..صدای مرگ منه واقعی..
چشمانم را می بندم..میخندم..
و کودکیم را طلب میکنم..
چشمانم را باز میکنم و اما..دستانم خالیست از ارزو..
#مارال_تیموری