خسرو: تمام فکر و ذهنم تویی...
حنا: می پره از سرت !
(دیالوگ فیلم خشم و هیاهو)
حنا: می پره از سرت !
(دیالوگ فیلم خشم و هیاهو)
ترسم بشوم دوباره نزدیک ولی ...
کارم بکشد به جای باریک ولی ...
ترسم که تو را ، هیچ، ببخشید ، ولی ...
بر خرمگس معرکه تبریک ولی ...
عرفان پاکزاد
کارم بکشد به جای باریک ولی ...
ترسم که تو را ، هیچ، ببخشید ، ولی ...
بر خرمگس معرکه تبریک ولی ...
عرفان پاکزاد
دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا
سوختم خود را
برای او غلط کردم، غلط
وحشی بافقی
سوختم خود را
برای او غلط کردم، غلط
وحشی بافقی
یسری دخترا هم فکر میکنن وقتی میرن باشگاه فقط باید اسکات بزنن, مورد میشناسم اینقد اسکات زده وقتی خودش میرسیده خونه کونش تازه از باشگاه خارج میشد
آدماي مهربون در مقابل خوبياي يك طرفشون هيچوقت احساس حماقت نميكنن..
- ناراحت نباش اينقد.
+ حرفت مثل این میمونه که سینه ی یه نفرو پاره کُنی، قلبشو در بیاری، بجویی و توفش کُنی یه گوشه و زیر پات لهش کُنی و بعدم بگی ازت خواهش میکُنم آخ نگو!
+ حرفت مثل این میمونه که سینه ی یه نفرو پاره کُنی، قلبشو در بیاری، بجویی و توفش کُنی یه گوشه و زیر پات لهش کُنی و بعدم بگی ازت خواهش میکُنم آخ نگو!
رو در رو با خود
بادی خنک موج دریا و پرنده های مهاجر
انگشتان سرد دستانم
گزگز پاهایم
بینی سرخ شده از سوز سرما و اشک های خشک شده بر گونه هایم
بغضی سنگین که با پوک های سیگارم قورت میدهم
نفس های تند و لرزان
چشمانی با دیدی بی انتها تا اعماق احساس تو..
خاطرات گذشته
من سابق
تو سابق
خنده های بی پایان مان..ترس ها و گریه ها
صدایی می شنوم از دور
اما نه..این صدا نزدیک تراز من به من است..صدای مرگ منه واقعی..
چشمانم را می بندم..میخندم..
و کودکیم را طلب میکنم..
چشمانم را باز میکنم و اما..دستانم خالیست از ارزو..
#مارال_تیموری
بادی خنک موج دریا و پرنده های مهاجر
انگشتان سرد دستانم
گزگز پاهایم
بینی سرخ شده از سوز سرما و اشک های خشک شده بر گونه هایم
بغضی سنگین که با پوک های سیگارم قورت میدهم
نفس های تند و لرزان
چشمانی با دیدی بی انتها تا اعماق احساس تو..
خاطرات گذشته
من سابق
تو سابق
خنده های بی پایان مان..ترس ها و گریه ها
صدایی می شنوم از دور
اما نه..این صدا نزدیک تراز من به من است..صدای مرگ منه واقعی..
چشمانم را می بندم..میخندم..
و کودکیم را طلب میکنم..
چشمانم را باز میکنم و اما..دستانم خالیست از ارزو..
#مارال_تیموری