۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
Forwarded from یوتیوب فارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تلنت
تلفیق #گرافیک و #رقص!
خودم 30 بار این ویدیو رو تو یه روز دیدم!😳

#یوتیوب_فارسی
بهترین‌های یوتیوب با #زیرنویس فارسی
🆔 @UTFarsi

عضویت:
telegram.me/joinchat/A1R2_jvdIoI5S4cEM1WG0g
اشتباهش را میبخشیدم ؛
قهر که میکرد برای آشتی پیش قدم‌میشدم؛
بحث که میکردیم کوتاه میامدم؛
یک زمان اما چشم باز کردم و دیدم
آنقدر از هم فاصله گرفته ایم
که برای حرف زدنِ با من فریاد میکشد
نبخشیدم؛ پیش قدم نشدم؛
کوتاه نیامدم
فقط بی صدا بارو بندیلم را جمع کردم
و رفتم
"آن موقع وقتِ رفتن بود بدونِ هیچ معطلی"
#سحر_رستگار
"فراموشی"
واژه ی غریبی ست
باور کنید زودتر از آنچه فکرش را بکنید
فراموش می شوید
ولی نوبت خودتان که باشد،
مگر میشود فراموش کرد
مگر می شود..

#حمید_جدیدی
_چرا اينقد سنگدلي؟
+چون بهترين راه براي اينكه قلبت نشكنه اينه كه وانمود كني قلبي نداري
فقط خنده هات باشه توو زندگيم
واسه اينكه خوشبخت شم كافيه...
قول داد که امشب
به خوابم می آید
حالا
از شوقِ اینکه قرار است
در رویا ببوسمش
خوابم نمی برد...!
#علی_سلطانی
الفردو : فقط براي تو يه قصه اي رو ميگم توتو
يه روز سربازي كه نگهبان بود دختر پادشاه رو ديد كه رد ميشه خوشگلترين دختري بود كه ديده بود و درجا عاشق اون شد ولي يه سرباز ساده در مقابل دختر پادشاه كيه ؟
خوب بلاخره موفق شد با دختر پادشاه ملاقات كنه
وقتي ديدش بهش گفت كه بدون اون نميتونه زندگي كنه
پرنسس خيلي تحت تاثير حرفش قرار گرفت به سرباز گفت اگه بتونه ١٠٠ روز و ١٠٠ شب زير بالكن من صبر كني در نهايت من مال تو ميشم
با اين حال سرباز رفت و يه روز صبر كرد دو روز بعد ١٠ روز بعد ٢٠ روز هر شب كه پرنسس پايين رو نگاه ميكرد اون تكون نخورده بود تو باد برف بارون همش اونجا بود پرنده ميريد رو سرش زنبور نيشش ميزد ولي اون تسليم نشد در اخر بعد از ٩٠ شب اون كاملا خشك و سفيد شده بود جوي اشك از چشمش جاري شد ولي نميتونست كه نگهش داره حتي قدرت نداشت بخوابه در تمام مدت پرنسس نگاهش ميكرد بلاخره شب ٩٩ ام بود سرباز بلند شد صندليش رو برداشت و رفت
توتو:بعد اين همه مدت ؟
الفردو:اره بعد اين همه مدت رفت و نپرس كه معنيش چي ميشه كه منم نميدونم
زيبايى اش مسخ كننده بود، آنقدرى كه مى توانست دستِ كم، چند ثانيه تو را مسحور و غرقِ تماشا كند. من كنارش زيبا بودم. هر آدمى تنها كنارِ يك نفر زيباست
آنوقت مى شود گفت، جهان هر چه كه هست، زيباست
#سيد_محمد_مركبيان
اجازه
هست
که
عشقت
نصیب من
باشد ؟...
#امید_صباغ_نو
هر چی پیش ‌بری غما کمتر‌ نمیشن .. نمیشن ..
نِ‌ می شَن ... !
-با من چی ؟ اگه .. ‌با هم پیش بریم چی ؟ :}