۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
می خواهی بفهمی
چقدر برایش عزیزی
ببرش میان جمعی که از تو سرتر
بسیار است
ببین کنار دوستان قدیمی و نزدیکش
با تو مثل خلوت و دوتایی ، خوب است
یا به چشم هایت آن جا
طور دیگری می نگرد؟
ببین از تو پیش خوب ها چه می گوید.
امتحانش کن ببین
روزهای بد و سرد هم حواسش با توست
یا بهانه ی لرز می تراشد و می گذرد؟
خوب دقت کن
سهمی آیا از خوشی های او داری
یا فقط ناله و آه و درد نصیبت شده است؟
حالا می خواهی بفهمی
چقدر او برای تو عزیز است،
بی خیال این مسخره بازی ها شو.
فکر کن دوباره دیر کرده
برو پای پنجره با دندان
بیفت به جان پوست دور ناخن هایت
@Deep_Mo
#رسول_ادهمی
دلتنگى هاى آخرِ شبِ هر كس،
هيچ شعبه ى ديگرى ندارد!
يكى عكس ميبيند...
يكى آهنگ گوش ميدهد...
ديگرى پيغامها را مرور ميكند...
يكى...
انتخاب با شماست!
@Deep_Mo
#علي_قاضي_نظام
به همين سادگي ،
هر شب
از كسي كه دوستش داريم
دورتر مي شويم ،
همان لحظه كه با خودمان مي گوييم ؛
بگذار امشب هم پيامي نفرستم
تا ببينم كِي خودش آنقدر دلتنگ ميشود
تا از من خبري بگيرد .. !
@Deep_Mo
#فريد_صارمى
تدی: من عشقم رو با پول نمیخرم، برای به دست آوردنش میجنگم :)
@Deep_Mo #WestWorld #S01E01
1:22 AM
Pls get the fuck out of ma head..
I'm trying to sleep
شبا از خستگي بدون شب بخير خوابش ميبرد
خستگياشم دوس داشتم
@Deep_Mo
اسکارِ گُنگ تَرین حالتِ زِندگی میرسه به وَقتی کہ نِمیدونی دوسِت دارھ یا دوسِت ندارھ
دَرحالی کہ هی رل میزنه و ول میکنه از یه طَرَفم تورو هی چک میکنه :)
2:2
Gn y'all
۷:۷
مثلا بهش فکر کنی، یهو نوتیفیکیشن بیاد ازش🙄
👍1
relationship Goals 😏
@Deep_Mo
قوری به سماور زغالی بگذار
سینی و دو فنجان سر قالی بگذار
صبح آمده از خودت پذیرایی کن
جای دل من که نیست خالی بگذار
#صبح_بخير

@Deep_Mo
چه نسبتی باهاش داری؟!
+هی میره برمیگرده خر میشم برمیگردم میره!
@Deep_Mo
عاشق شده‌ايد تا به حال؟ لابد شده‌ايد ديگر. اولش چشم‌تان مى‌افتد به يك نفر. «آن» يك
نفر. وسط ميهمانى يا در جمع دوستانِ جانى مثلن. آن‌جاست و حواسش انگار به شما
نيست اما همه‌ى حواس شما آن‌جاست. دوستانش و ديگرانش مى‌كشندش و مى‌برندش
اين‌طرف و آن‌طرف. مى‌خواهيد داد بزنيد آنِ من است او، هى مكشيدش، هى مبريدش.
هورمون‌ها - آه، هورمون‌هاى شيميايى عزيز! - دارند زير و زبرتان مى‌كنند. چيزى در
سرتان كه يحتمل اسمش عقل است مدام دارد داد مى‌زند «گفتم اين عشق مرا زير و زبر
خواهد كرد.» نگفتم؟ نگفتـم؟ نگفتــم؟! «هيچ مگو» ببينم، خفه شو!
عقل به چه كارتان مى‌آيد وقتى داريد ديوانه مى‌شويد از درك ضرورتِ تماميت‌خواهِ عشق كه همواره هم بى‌خبر از راه مى‌رسد لامصب. هَن؟ هيچ.
البته كه به هيچ كار نمى‌آيد، آن هم وقتى هواى
پيرامون‌تان آكنده از عطر مريم‌هاى عاشقى است.

مريم را از گلدان درآورده‌ايد تا به حال؟ لابد درآورده‌ايد ديگر. ديگر از مريم كه
خوشبوتر نداريم. داريم؟ شما اما همين مريم را كه از آبِ گلدان دربياوريد، كافى‌ست بوى
ساقه‌هايش بالا بيايد و بخورد به مشام‌تان. بوى آبِ توى گلدان. انگار كن كه بوى گندابى
كه از دريچه‌هاى كانال فلان خيابانِ تهران بالا مى‌زند. همان‌قدر شنيع. همان‌قدر
مشمئزكننده. عه! بالاش آن‌جور پايينش اين‌جور؟ مگر همين بالاش نبود كه بوش آدم را
از هوش مى‌برد؟ بله كه بود. اما صورتى در زير هم دارد آن‌چه در بالاستى.

پيش‌ترها نوشته بودم از خانم بينوش، «آبى» خانمِ مرحوم كيشلوفسكى. كه به عاشق
قديمى سينه‌چاكش مى‌گفت چشم‌هات را باز كن و ببين كه من هم مثل بقيه‌ام: عرق
مى‌كنم, گاهى هم بوى گند مى‌دهم. انگار مثلن داشت مى‌گفت ببين كه منِ
مريمِ خوش عطر و بو را از گلدان كه دربياورى آبم را عوض كنى، الى آخر - همان‌ها
كه گفتيم. خانم بينوش بعد از اين ديالوگش مى‌گذارد و مى‌رود طبعن. دارد نيمه‌ى پرِ
گلدان را مى‌بيند ديگر: نيمه‌ى پر از گنداب. يك بختِ بلندى دارد اما خانمِ آبى: بختِ
كشف شدن. عاشقش چون اكتشاف معشوق را بلد است. بلد است كه مريم‌بودگى نه آن
بوى مدهوش‌كننده‌ى بالاست، نه اين بوى‌ناكىِ مشمئزكننده‌ى پايين. مريم‌بودگى يك كيفيت
مستقل است كه با عاشقيّتِ عاشق ارتباط مستقيم دارد.

يك كلام: عاشق، كاشف است. حوصله‌ى كشف نداريد، ادعاى عاشقى نكنيد.
@Deep_Mo
#حسین_وحدانی
👍1
پرو پاچه؟
زیادش خوبع😛😌
موهای فر؟؟
زیادش خوبع 😛😌
حتی #بهمن_دودول ـم!!
زیادش خوبع 😅😌😛