بهمن بكش! شبهای من لبریز بیخوابیست!
بهمن بكش! كه «كِنت»ها امروز قلّابیست!
بهمن بكش! بیخوابیام مدیون سردرد است
بهمن بكش! شبهای بیسیگار نامرد است!
بهمن بكش! كه جیبمان خالیتر از خالیست
بهمن بكش! سیگار ارزان واقعا عالیست!
بهمن بكش! كه فكر را درگیر خواهد كرد
بهمن بكش! بویش زنان را سیر خواهد كرد!
بهمن بكش! از فلسفه لبریز خواهی شد
بهمن بكش! نوروز من، پاییز خواهی شد
بهمن بكش! كه قهوه، بیسیگار، بیماریست!
بهمن بكش! دنیایمان یك زیر سیگاریست!
بهمن بكش! دلبند این آغوش خواهیشد
بهمن بكش! كه زیر پا خاموش خواهی شد
بهمن بكش! وقتی كه در را بر همه بستی
بهمن بكش! در بین گریه، از سر مستی!
بهمن بكش! این آخرین نخهای این درد است
بهمن بكش! خِس خِس برای سینهی مرد است!
بهمن بكش! كه سرفههایم باز می سوزند
بهمن بكش! لبهایمان را زود میدوزند!
بهمن بكش! كه غصه را از یاد خواهی برد
بهمن بكش! بهمن بكش!
كه زود خواهی مُرد!
#محسن_عاصی
بهمن بكش! كه «كِنت»ها امروز قلّابیست!
بهمن بكش! بیخوابیام مدیون سردرد است
بهمن بكش! شبهای بیسیگار نامرد است!
بهمن بكش! كه جیبمان خالیتر از خالیست
بهمن بكش! سیگار ارزان واقعا عالیست!
بهمن بكش! كه فكر را درگیر خواهد كرد
بهمن بكش! بویش زنان را سیر خواهد كرد!
بهمن بكش! از فلسفه لبریز خواهی شد
بهمن بكش! نوروز من، پاییز خواهی شد
بهمن بكش! كه قهوه، بیسیگار، بیماریست!
بهمن بكش! دنیایمان یك زیر سیگاریست!
بهمن بكش! دلبند این آغوش خواهیشد
بهمن بكش! كه زیر پا خاموش خواهی شد
بهمن بكش! وقتی كه در را بر همه بستی
بهمن بكش! در بین گریه، از سر مستی!
بهمن بكش! این آخرین نخهای این درد است
بهمن بكش! خِس خِس برای سینهی مرد است!
بهمن بكش! كه سرفههایم باز می سوزند
بهمن بكش! لبهایمان را زود میدوزند!
بهمن بكش! كه غصه را از یاد خواهی برد
بهمن بكش! بهمن بكش!
كه زود خواهی مُرد!
#محسن_عاصی
کاش میشد
وقتی کسی را دوست داریم
همزمان باشد و
اوهم دوستمان داشته باشد،
از عشقش بگوید
از بودن بگوید
روزی هزار بار برایت یاد آوری کند
که چقدر بودنت
و خواستنت حسِ خوبی ست...
اما ما گُم شدیم در عشق و خواستن های یک طرفه یمان
ما تَوهم عشق زدیم
کاش وقتی کسی را دوست داریم
اوهم همزمان دوستمان داشته باشد
غیرِ این باشد
به دیگری جان میدهد
و از دیگریجان میگیرد...
وقتی کسی را دوست داریم
همزمان باشد و
اوهم دوستمان داشته باشد،
از عشقش بگوید
از بودن بگوید
روزی هزار بار برایت یاد آوری کند
که چقدر بودنت
و خواستنت حسِ خوبی ست...
اما ما گُم شدیم در عشق و خواستن های یک طرفه یمان
ما تَوهم عشق زدیم
کاش وقتی کسی را دوست داریم
اوهم همزمان دوستمان داشته باشد
غیرِ این باشد
به دیگری جان میدهد
و از دیگریجان میگیرد...
آدم ها میترسند کتاب بخوانند.
میترسند شعر بخوانند.
برای همین اکثرشان سیگار میکشند...
باور کنید
تحمل سرطان ریه آسان تر از یادآوری خاطرات است...
میترسند شعر بخوانند.
برای همین اکثرشان سیگار میکشند...
باور کنید
تحمل سرطان ریه آسان تر از یادآوری خاطرات است...
غمگین تر از آن لحظه در زندگی ام پیدا نمیشد .
با خودم گفتم : باید بنویسم !
خودکار در دستم این پا و آن پا می کرد ..
گفتم : معطل چه هستی !
هیچکس در من به من جوابی نداد . انگار که همه ی من رفته بودند کنار پنجره ای سیگار بکشند و هیچ کس حواسش به اینهمه غم ناب و تر و تازه نبود که آدم را وسوسه میکرد گریه کندش بین دو ورق کاهی و شعر بگوید و شعر بگوید و شهر بگوید ...
#د_لایت
با خودم گفتم : باید بنویسم !
خودکار در دستم این پا و آن پا می کرد ..
گفتم : معطل چه هستی !
هیچکس در من به من جوابی نداد . انگار که همه ی من رفته بودند کنار پنجره ای سیگار بکشند و هیچ کس حواسش به اینهمه غم ناب و تر و تازه نبود که آدم را وسوسه میکرد گریه کندش بین دو ورق کاهی و شعر بگوید و شعر بگوید و شهر بگوید ...
#د_لایت