۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
دلــبر
یـه اینقــد
به فکـــر ما نباشد

اِنصــــــــــــافانه سَــت؟!

#چهرازی❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این شبِ
پوشیده از برگِ گلِ کوکب...
دلم
دیوانه بودن
با تو را
می خواست...

#مهدی_اخوان_ثالث
تو معنی زیبایی محضی عزیزم
تو فراتر از رویا و فرضی عزیزم
تو عطر عجیب خاک و بارونی عزیزم
مگه میشه بزارم تو نمونی؟❤️
‎من مغزم دستاي كارگره
‎اين دستا يه روز كار دستت ميده
بي هوا داريم تا بي هوا !
اين بي هوا كه ميروي
كه ماسك اكسيژن از سقف پايين بايد بيافتد
كه نمي افتد
كه نميافتي از سرم
...
يا آن بي هوا كه ببوسي ام
بي هوا كه بگويي: شام كتلت درست ميكني برايم؟
بي هوا كه صدايم كني
كه برگردم
كه نمي كني
كه نمي گردم
اين بي هوا ها را چه به آن بي هوا ها!؟
ها!؟
...
اين بي هوا ماندن
بلاتكليف و بي چيزي كه از سقف پايين بيافتد
با آن بي هوا كه ببوسي ام
كجايش يكي ست !؟؟

مهديه لطيفي
سمبوسه ی داغ کنار خیابان
سس قرمزِ بیرون زده از گوشه ی لب هایش
نگاه
نکاه
_لبم سُسی شده؟
_اره
_پاکش کن برام
_بیار جلو لبتو
_نه...با دستمال نه...سم بوسه! میفهمی؟..سم بوسه!
بوسه ی گرم در پیاده رو سرد
صدای مامور
بی توجهی ما
نزدیک آمدن مامور
نگاه زیر چشمی به مامور اما ناتوان از جدا شدن
جدامان کرد
به زور
_سوار شید باید بریم کلانتری
با لهجه حرف میزد
خندید
از خنده اش خنده ام گرفت
نگاه های سربازهای خسته در حیاط کلانتری
چشمک دژبان وصدایِ ارامش
_نترس یه تعهد میگیرن ولتون میکنن
ترسیده بود
استرس داشت
مامور دیگر با شکمی گنده و دمپایی لا انگشتی
_چه نسبتی دارید با هم؟
نگاهم کرد
انگار سوال او هم بود
_همه چیزمه
_تو شناسنامت زده همه چیزته؟
_شناسناممه!
_چی؟
_هویتمه
_که هویتته؟
_نباشه نیستم
با نگاه خیره بعد از من تکرار کرد
_نباشه نیستم
عصبانیت مامور
_تست الکل بگیرید
_تست الکل چیه؟
_تو حالت خوش نیست...مستی
_اره مستم...از من نه...از چشمای اون خانوم باید تست الکل بگیرید!
_خانوم پاشو زنگ بزن خانوادت بیان
ترسیده بود
آب دهانش را به سختی قورت میداد
_ببخشید توروخدا
گریه اش گرفت
دستش را مقابل صورتش گرفت و زیر گریه زد
نگاهم میکرد و گریه میکرد
چه خبطِ شیرینی
_دستتو بردار از رو صورتت جانم
گریه
_میگم دستتو بردار یه لحظه
دستش را کنار زد
_قربون اون دماغ تپل و سرخ شدت برم که انقد میاد به پفِ زیر چشمات
پیچیدن صدای سیلی در سالن کلانتری
گوشم سوت کشید
من سیلی خوردم او صورتش را گرفت!
_ببرینش بازداشگاه تا تلکیفشون روشن شه
جلو آمد
نگاه
نگاه
_دوسِت دا...
کنار پیاده رو
_آقا..اقا
صدای مامور
_پاشو آقا اینجا نشین...بلند شو
به خودم آمدم
صورتم را گرفتم
گوشم سوت میکشید...
نباشه نیستم...!
نیستی...هستم...
نیستی..هستم؟
.
#علی_سلطانی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Voice message
بده به من قول که اگه بیام پیشه تو
کنارت
میدی به من بهشتتو فقط با یه نیم نگاهت ❤️
اینکه میگن باید جفتتون بخواین تا بشه الکیه
فقط حرفه...
به این موهای سفید نگاه نکن،این چروکارم ندیده بگیر...
جوون که بودم خاطرخواه یکی از دخترای فامیل بودم،
از خنده های ریزش موقع مهمونیای سالی یه بار،
میفهمیدم اونم بی میل نیست...
پشت لبم که سبز شد رفتم نشستم جلوی مادرمو گفتم حاج خانوم؛
مهر فلانی افتاده به دلم...
حاج خانومم یه لبخند زد و گفت چشم
به موقعش...
موقعش بالاخره رسید سه چهار تا تار سفید کردیم تا موقعش رسید،
ولی رسید...
بابای دلبر از این بدقلقا بود،
همون اول گفت نه و به اشک تو چشای دلبرِ ما حتی نیم نگاهم نکرد...
یه نه گفت و ده سال اسیرمون کرد ده سالی که جز به عمر من و دلبر به تارای سفیدمونم اضافه شد...
ده سالی که نتیجش نشد رسیدن،نتیجش شد عروس شدن دلبر...
به سن و سالم نگاه نکن،به اون حاج خانومی که داره چاییم میریزه نگاه نکن،
به خودتم نگاه نکن که برام یه نوه آوردی،
همه آدما عاشق میشن،ولی فقط یه بار...
جون میکنن برسن به همون یه باره،
ولی نه از این خبرا نیست که تو بخوای دلبرم بخواد همه چی حل شه...
بدترین جای این زندگی اونجاست که زندگی تواِ،ولی دیگران براش تصمیم میگیرن،
زندگی تواِ ولی یکی دیگه میزنه نابودش میکنه، و پیش خودشم نمیگه که بابا من چیکارم این وسط،
چیکارم که دارم سنگ میندازم میون خوشبختیشون...
هنوزم جمع میشیم کنار هم،
هنوزم میخنده مثل اون موقع ها ولی غم تو چشاش پیرم کرد،
خوشبخت نشدنمون باهم نه،
ولی خوشبخت نشدنِ دلبر بدجور پیرم کرد...
#فاطمه_جوادی