رفيقام دونهِ دونهِ دارن سيگارو تَرك ميكُنن منم تصميمو گرفتم،
رفيقاي جديد پيدا ميكنم
رفيقاي جديد پيدا ميكنم
خواب دیدم که تو مردی ..
و نه مردن به طریقی که بمیری ؛
بلکه مردن به طریقی که از آن آدم احساسی در آینه ی خانه ی خود ، دست کشیدی
و تمام برگهای گل روی تاقچه ات زرد شده ..
و کمد پر شده از ساز و تمام یادگاری هایم ..!
و به دیوار اتاقت که از پنجره اش شبهای سخت ،
ماه می آید و گیتار برایت میزند ،
نت کبودی های سختی
رنگ آبی میزند ..
خواب دیدم که تو مردی..
خواب دیدم که تو مردی..
خواب دیدم ؛
خواب دختر ،
حکم تعبیرش چیست ؟
و نه مردن به طریقی که بمیری ؛
بلکه مردن به طریقی که از آن آدم احساسی در آینه ی خانه ی خود ، دست کشیدی
و تمام برگهای گل روی تاقچه ات زرد شده ..
و کمد پر شده از ساز و تمام یادگاری هایم ..!
و به دیوار اتاقت که از پنجره اش شبهای سخت ،
ماه می آید و گیتار برایت میزند ،
نت کبودی های سختی
رنگ آبی میزند ..
خواب دیدم که تو مردی..
خواب دیدم که تو مردی..
خواب دیدم ؛
خواب دختر ،
حکم تعبیرش چیست ؟
"تاکسی درررررر بست بیا بالا..
..آره بعدم به من گفت هشصد تومن یه لباس ؟
..خاله یه فال بخر !
[صدای خمیازه ی بی آر تیا ]
الوووو ! گوشیت چرا خاموشه !
..آلبالو دارم آلبالووو !
..ببخشید انقلاب از کدوم سمت برم ؟
مامان بستنیم داره آب میشههه ! "
نه ؛
دیوانه نشدم .
همینطور که راه میرفتم و گوش میدادم در امتداد ولیعصر ، با خودم گفتم هر کسی این صداها را نمیشنود .
صدای همهمه ی جمعیت ، مخصوص آدم بیکار تنهاییست
که گمشده اش را فراموش کرده است ؛
و این خیابان هنوز داد میزند در گوشم .
پا به پایم درخت ها راه می آیند ؛
عصر خوبیست .
و کمی شلوغ تر میشود در این لحظات راه رفتن کنار جمعیت ،
خلوت تنهایی م .
و چهار شنبه ای می آید که بعد از نیمه شبش چهارشنبه ای دیگر است
پنج شنبه در هفته ی تنهایان که جایی ندارد ، اما
تا دلت بخواهد جمعه داریم ... تا دلت بخواهد !
..آره بعدم به من گفت هشصد تومن یه لباس ؟
..خاله یه فال بخر !
[صدای خمیازه ی بی آر تیا ]
الوووو ! گوشیت چرا خاموشه !
..آلبالو دارم آلبالووو !
..ببخشید انقلاب از کدوم سمت برم ؟
مامان بستنیم داره آب میشههه ! "
نه ؛
دیوانه نشدم .
همینطور که راه میرفتم و گوش میدادم در امتداد ولیعصر ، با خودم گفتم هر کسی این صداها را نمیشنود .
صدای همهمه ی جمعیت ، مخصوص آدم بیکار تنهاییست
که گمشده اش را فراموش کرده است ؛
و این خیابان هنوز داد میزند در گوشم .
پا به پایم درخت ها راه می آیند ؛
عصر خوبیست .
و کمی شلوغ تر میشود در این لحظات راه رفتن کنار جمعیت ،
خلوت تنهایی م .
و چهار شنبه ای می آید که بعد از نیمه شبش چهارشنبه ای دیگر است
پنج شنبه در هفته ی تنهایان که جایی ندارد ، اما
تا دلت بخواهد جمعه داریم ... تا دلت بخواهد !
و من
روبهروی تو
میتوانم تمام شعرهای نگفتهی دنیا را یکجا بگویم...
روبهروی تو
میتوانم تمام شعرهای نگفتهی دنیا را یکجا بگویم...
غمگین تر از آن لحظه در زندگی ام پیدا نمیشد .
با خودم گفتم : باید بنویسم !
خودکار در دستم این پا و آن پا می کرد ..
گفتم : معطل چه هستی !
هیچکس در من به من جوابی نداد . انگار که همه ی من رفته بودند کنار پنجره ای سیگار بکشند و هیچ کس حواسش به اینهمه غم ناب و تر و تازه نبود که آدم را وسوسه میکرد گریه کندش بین دو ورق کاهی و شعر بگوید و شعر بگوید و شهر بگوید ...
#د_لایت
با خودم گفتم : باید بنویسم !
خودکار در دستم این پا و آن پا می کرد ..
گفتم : معطل چه هستی !
هیچکس در من به من جوابی نداد . انگار که همه ی من رفته بودند کنار پنجره ای سیگار بکشند و هیچ کس حواسش به اینهمه غم ناب و تر و تازه نبود که آدم را وسوسه میکرد گریه کندش بین دو ورق کاهی و شعر بگوید و شعر بگوید و شهر بگوید ...
#د_لایت
عاشق تر از زوج چای و سیگار تو این کره خاکی ندیدم
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
12 – SYMPHONY_NO_9
سمفونی ۹ بتهوون
آخرین سمفونی اونه و به نظرم بهترینشون
کسی هست که دوس نداشته باشه اینو؟ 🙄❤️
آخرین سمفونی اونه و به نظرم بهترینشون
کسی هست که دوس نداشته باشه اینو؟ 🙄❤️