من اگر دههی چهلی بودم قطعا روشنفکر نمیشدم
گاو
طبیعت بیجان
آرامش در حضور دیگران نمیساختم
گوگوش که صدا میشد
حالا یه مرداب شدم
ی اسر نیمه جون
در کافهای سیاه مست میکردم
موتورم را روشن میکردم
و تمام کسانی که حتی به تو فکر
ببین حتی فکر
حتی فکر کرده بودند
را با چاقو سلاخی میکردم
بعد به کافه برمیگشتم
با دستان خونی
و نام تو را روی میز کافه مینوشتم
تو قبل از اجرا روی آن میز مینشینی
نامت را میبینی
و
به جستجوی من در شهر میخوانی
فکر نکنم فراموش کنی که من
به صدات
به دستهات
به سر انگشتهات عاشقم
تو میخوانی در تمام شهر
پیدا نمیشوم
شهری عاشقت میشوند
خیالم راحت است که غصه دیدن جسدم را نخواهی خورد
فکر میکنی گم شدهام
من اما با پای خویش خودم را غرق میکنم
دریاچه
در سرخی غروب
ارغوانی میشود
حالا هر روز به من فکر میکنی
حالا هر روز بیتابانه به تو فکر میکنم
#سجاد_افشاریان
گاو
طبیعت بیجان
آرامش در حضور دیگران نمیساختم
گوگوش که صدا میشد
حالا یه مرداب شدم
ی اسر نیمه جون
در کافهای سیاه مست میکردم
موتورم را روشن میکردم
و تمام کسانی که حتی به تو فکر
ببین حتی فکر
حتی فکر کرده بودند
را با چاقو سلاخی میکردم
بعد به کافه برمیگشتم
با دستان خونی
و نام تو را روی میز کافه مینوشتم
تو قبل از اجرا روی آن میز مینشینی
نامت را میبینی
و
به جستجوی من در شهر میخوانی
فکر نکنم فراموش کنی که من
به صدات
به دستهات
به سر انگشتهات عاشقم
تو میخوانی در تمام شهر
پیدا نمیشوم
شهری عاشقت میشوند
خیالم راحت است که غصه دیدن جسدم را نخواهی خورد
فکر میکنی گم شدهام
من اما با پای خویش خودم را غرق میکنم
دریاچه
در سرخی غروب
ارغوانی میشود
حالا هر روز به من فکر میکنی
حالا هر روز بیتابانه به تو فکر میکنم
#سجاد_افشاریان
که می شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید
که می شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید
که می شود وسط ِ وان، دچار فلسفه شد
که زیر آب فرو رفت... واقعا خفه شد!
که مثل من، ته ِ آهنگ ِ «راک» گریه کنی!
جلوی پاش بیافتی به خاک... گریه کنی
#سيد_مهدى_موسوى
که می شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید
که می شود وسط ِ وان، دچار فلسفه شد
که زیر آب فرو رفت... واقعا خفه شد!
که مثل من، ته ِ آهنگ ِ «راک» گریه کنی!
جلوی پاش بیافتی به خاک... گریه کنی
#سيد_مهدى_موسوى
هزارو يك شبِ من پر از صداىِ تو بود
گريه ى هر شبِ من فقط براىِ تو بود..⚫️
گريه ى هر شبِ من فقط براىِ تو بود..⚫️
صداي پيانـــو
رقص موهايت
و من همراه با نـُت ها ميخوانم
دو
رِ
تو
مي گردم..
رقص موهايت
و من همراه با نـُت ها ميخوانم
دو
رِ
تو
مي گردم..
احمقانه تر از
برگشتن "قاتل" به صحنه جرم،
برگشتن "عاشق" به جاهاییه که
توش کلی خاطره مشترک داره ...!
برگشتن "قاتل" به صحنه جرم،
برگشتن "عاشق" به جاهاییه که
توش کلی خاطره مشترک داره ...!
یکی از سخت ترین خود کشی ها ، سعی در کشتن خودت تو ذهن کسیه که دوستت داره ولی تو دوسش نداری
اى كه از كوچه ى معشوقه ى ما مى گذرى،
قسمتِ ما نشد اين عشق...
حلالت باشد!
على صفرى
قسمتِ ما نشد اين عشق...
حلالت باشد!
على صفرى
دیدی،
دیدی شبی در حرف و حدیث مبهم
بی فردا گمت کردم ؟
دیدی در آن دقایقِ دیر باور گریه
گمت کردم ؟
دیدی آب آمد و
از سر دریا گذشت و تو نیامدی..
سیدعلی صالحی
دیدی شبی در حرف و حدیث مبهم
بی فردا گمت کردم ؟
دیدی در آن دقایقِ دیر باور گریه
گمت کردم ؟
دیدی آب آمد و
از سر دریا گذشت و تو نیامدی..
سیدعلی صالحی
سالهاست منتظرِ آمدنِ روزهایِ بهترم ؛
ولی نمیدانم چرا هنوز هم ،
دیروزها بهترند ...
احمد محمود
ولی نمیدانم چرا هنوز هم ،
دیروزها بهترند ...
احمد محمود
مردم هرگز حرفها و نصایح شما را قبول نمی کنند، مگر اینکه وکیل مدافع، یا دکتر باشید و آنها برای شنیدن صحبت های شما پول خرج کرده باشند.
#جورج_برنارد_شاو
#جورج_برنارد_شاو