اینکه میگه "کسی باید باشه که سر خستگیاتو به روی سینه بگیره برای دلواپسی هات واسه سادگیت بمیره " میتونسته آیه ی قرآن باشه حتی
دو تا دختر کنار شومینه ن
خسته از خاطرات این خونه
بغلم می کنی که آغوشت
مثل آتیش داغ می مونه
دختر اوّلی شبیه منه
بغضشو قورت داده با لبخند
به خودش مثل بید می لرزه
توی هر کوچه، زیر هر پشه بند
سوژه ی عشقبازی و کتکه
یا باید توی خونه کار کنه
چمدونش رو بسته با گریه
تا به آغوش تو فرار کنه
نمی خواد چند تا لباس بشه
توی رؤیای یه زن خوشبخت
بشه ماشین برای جوجه کشی
جلوی ماهواره، داخل تخت
دختر دومی شبیه توئه
توو سرش انفرادی و خونه
کیفشو توی راه گم کرده
ساعت قرصاشو نمی دونه
توی رگ هاش عصاره ی الکل
رو لبش شعر و دود سیگاره
هر دفه دست می کشم به تنش
جای شلاق تازه ای داره
کلّ دنیاش کتاب و کابوسه
با یه هدفون همیشه توو گوشش
می پره با صدای باد از خواب
منو می گیره توی آغوشش
دو تا دختر کنار شومینه ن
زندگیشون گره زده به غمه
دیگه از هیچ چی نمی ترسن
دستاشون قفل، توی دست همه...
سید مهدی موسوی
خسته از خاطرات این خونه
بغلم می کنی که آغوشت
مثل آتیش داغ می مونه
دختر اوّلی شبیه منه
بغضشو قورت داده با لبخند
به خودش مثل بید می لرزه
توی هر کوچه، زیر هر پشه بند
سوژه ی عشقبازی و کتکه
یا باید توی خونه کار کنه
چمدونش رو بسته با گریه
تا به آغوش تو فرار کنه
نمی خواد چند تا لباس بشه
توی رؤیای یه زن خوشبخت
بشه ماشین برای جوجه کشی
جلوی ماهواره، داخل تخت
دختر دومی شبیه توئه
توو سرش انفرادی و خونه
کیفشو توی راه گم کرده
ساعت قرصاشو نمی دونه
توی رگ هاش عصاره ی الکل
رو لبش شعر و دود سیگاره
هر دفه دست می کشم به تنش
جای شلاق تازه ای داره
کلّ دنیاش کتاب و کابوسه
با یه هدفون همیشه توو گوشش
می پره با صدای باد از خواب
منو می گیره توی آغوشش
دو تا دختر کنار شومینه ن
زندگیشون گره زده به غمه
دیگه از هیچ چی نمی ترسن
دستاشون قفل، توی دست همه...
سید مهدی موسوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Masoud sadeghloo
#New
#New
لطفاً وقتی فکرِ برگشت
به سرِتان میزند
قبلش به حرف هایی که زدید،
به قول هایی که دادید
و پایش نماندید ،
به طعنه های بعد از دعوا
به اشک هایی که در آوردید خوب فکر کنید .
لطفاً وقتی فکرِ برگشت به سرتان میزند برای "آمدن"
نیامده باشید
قبلش "ماندن"را یاد بگیرید!
اگر آمده اید
که دوباره یادی
خاطره ای
حرفی
نشانی
از خود زنده کنید
بهتر است نیایید !
آدم است دیگر ،
خیالش کوچه پس کوچه های شمیران که نیست
پلاکِ خانه ها را یادش نماند !
خیالِ ماندن به سرش میزند
و باز حالُ هوایش ابری میشود.
#حانیه_صادقی
به سرِتان میزند
قبلش به حرف هایی که زدید،
به قول هایی که دادید
و پایش نماندید ،
به طعنه های بعد از دعوا
به اشک هایی که در آوردید خوب فکر کنید .
لطفاً وقتی فکرِ برگشت به سرتان میزند برای "آمدن"
نیامده باشید
قبلش "ماندن"را یاد بگیرید!
اگر آمده اید
که دوباره یادی
خاطره ای
حرفی
نشانی
از خود زنده کنید
بهتر است نیایید !
آدم است دیگر ،
خیالش کوچه پس کوچه های شمیران که نیست
پلاکِ خانه ها را یادش نماند !
خیالِ ماندن به سرش میزند
و باز حالُ هوایش ابری میشود.
#حانیه_صادقی
وقتی بهت میگه هوا سرده سرمانخوری یا پشت فرمونی قطع کن بعدن باهات صحبت میکنم یا مراقب خودت باش و ازاین حرفا.. توجوابش فقط بگو: منم دوسِت دارم... ❤️
یجوری باشید که باید احمق باشه که شمارو از دست بده.
دست هایت را که گُم کردم
به دیوارها آگهی زدم :
"از یابنده تقاضا می کنم بمیرد!"
به دیوارها آگهی زدم :
"از یابنده تقاضا می کنم بمیرد!"
درستش این بود ك پشت بخاری هیزمی نشسته باشی و نان گرم کنی با پنیر گوسفندی بخوری، ازونورم داريوش بخونه واست؛
كجارو حالا اشتبا رفتيم ك اين شد خدا ميدونه...
كجارو حالا اشتبا رفتيم ك اين شد خدا ميدونه...
وقتی از چیزی ناراحتید؛حرف بزنید!
با کنایه حرف نزنید،پوزخند نزنید،سرتونو از آدم برنگردونید
دوست داشتید داد و فریادم بکنید، ولی سکوت نکنید..
با کنایه حرف نزنید،پوزخند نزنید،سرتونو از آدم برنگردونید
دوست داشتید داد و فریادم بکنید، ولی سکوت نکنید..
بعضی وقت ها شماره اونایی که باهاشون قهرین رو بگیرین
جواب که داد برینین بهش
که فکر نکنه یادتون رفته
جواب که داد برینین بهش
که فکر نکنه یادتون رفته