۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
عزیز که پُشتی ها و قالیچه ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو میله ها و پرسیدم: چرا جمع میکنی عزیزجون؟
گفت: مادر پاییز داره میشه برگا میریزه رو قالیچه، تمیز کردنشون سخته، کلافم میکنه!
یه نگا به موها حنابستش میندازم و یواش میگم: مامان میگه اونموقعها تا وسطا پاییز که هوا سرد شه، بساط ایوون پهن بود.
- اونموقعها این شکلی نبود مادر. که پاییز میشه تنگ غروبی دلت میخواد از غصه بترکه. پاییزاش یه شکل دیگه بود. شبا میشستیم دور هم انار خورون، گل میگفتیم، گل میشنفتیم. آقا جونت که رفت، دیگه پاییز اون پاییز نشد.
نگاش میکنم؛ روسریشو میگیره جلو صورتش و ریز میخنده: یادش بخیر یبار زهراسادات نشست انار دون کنه براش. گفت بده مادرت. انار با عطر دستا مادرته که خوردن داره..
میخندم باهاش: پس آقا جونم ازین حرفا بلد بود!
لپای بی جونش گل میندازن: اونموقع مث الان نبود مادر. دوس داشتن ورد زبون جوونا باشه. اونموقعها دوست داشتنو دون میکردن توو کاسه انار، گلپر میپاشیدن سرش..
آقاجونت که میخورد و میخندید
پاییز نبود دیگه
بهار میشد..!

#نازنین_هاتفی
آرتورنو بندینی: خوشبختی رو در چی می بینی کامیلا؟
کامیلا: اینکه عاشق هرکس که خواستی بشی و از این موضوع هم شرمنده نباشی.
- جان فانته
+هیچ فکر میکردی اینجا همدیگه رو ببینیم؟
بعد از این همه مدت
.
_هیچ فکر نمیکردم بتونم این همه مدت نبینمت..!
.
+آخرین حرفت یادم نمیره... جروبحثمون که تموم شد گفتی تو میری اما من میمونم تو حس و حال این رابطه.... .
موندی؟
.
_هنوزم همونجوری میخندی
.
+هنوزم همونجوری سیگار میکشی
.
_ما چطور این همه مدت بدونِ هم زندگی کردیم؟
.
+آدم به همه چی عادت میکنه
.
_من به بودنِ تو عادت کرده بودم
.
+پس موندی
.
_میشنوی صدای آسمونو؟
.
+آسمون که میگرفت...صدای رعد و برق که میومد جلو درمون منتظرم بودی... .
لباس گرم نمیپوشیدم که وقتی بارون زد بغلم کنی خیس نشم...
.
_اَبرایِ پاییز بغض دارن...
.
+دستتو میگرفتم و با اولین قطره ی بارون چشمامو میبستم...هی حرف میزدی...هی حرف میزدی...انقدر راه میرفتیم که بارون بند بیاد... .
وقتی خیسیِ صورتمو با آستینت خشک میکردی دلم میرفت واست... .
.
_یه بار تو همون خیابون دیدمت...روی همون نیمکت...بارون نمیومد اما صورتت خیس شده بود
.
+ابرای پاییز بغض دارن...
.
_مثل امشب مثل دیشب...مثل تموم این مدت که نبودی و تقویم رو پاییزِ اون سال قفل کرد
.
+میخواد بارون بگیره...من دارم میرم همون خیابون...میخوام قدم بزنم...با چشمای بسته...نمیای؟
.
_تو خیلی وقته رفتی... .
منم خیلی وقته موندم!
.
+میخوام برگردم
.
_آدمی که رفته میتونه برگرده اما آدمی که مونده راهی واسه برگشتن نداره... .
برو همون خیابون
زیر بارون قدم بزن
با چشمای بسته
فقط این دفعه لباس گرم بپوش
چترم با خودت ببر که صورتت خیس نشه...
@Deep_Mo
#علی_سلطانی
مرور ميكنم هر شب قبل از خواب،
تمامِ پيغام هايمان را...
باور كن هيچ نشانى
از اينكه قرار بود بروى، نميبينم
صبح بخيرت بود
قربان صدقه رفتنهايت بود
خستگى در كردنهايم
و سلفى هايى كه دلتنگيمان را نشان ميداد...
شب بخير اما،
نبود...
حق بده آشفتگى ام را...
انتهاى داستانِ ما،
مثلِ فيلمهاى فرهادى بود!
@Deep_Mo
عکس یا آهنگی مناسب کانال دارین بفرستین واسم، میزارم تو کانال...
@Mohix
کاش بدونی تا ابد از تو و عشقت سیر نمیشه... ❤️
@Deep_Mo
وقتی رابطه تمام میشود....
بزرگترین درد آدمی این ست که درگیر میشود
آیا آن طرف هم در تمام این روزها ، ماه ها ، سال ها به آن روزهای خوب فکر میکند ؟
آیا او هم در حجم وسیع خاطرات غرق میشود ؟
آیا او هم آهنگ های همیشگی را گوش می دهد یا نه دیگر طبع ش تغییر کرده ؟
آیا او هم شماره تلفن مرا از حفظ است یا نه ؟
آیا هنوز هم فلان جا که میرود یاد من می افتد؟
آیا او هم بایگانی عکس های قدیمی دارد یا که نه ؟
آیا آیا آیا آیا آیا ...
این سوالات است که مثل خوره روح آدمی را می جود
و بعد آدمی دیگر آدم سابق نمیشود
آدم سابق نمیشود....
@Deep_Mo
#پویان_اوحدی
شوقِ تسلیمِ تو بودن
لحظه لحظه تو تنم بود
بهترین تصویرِ عمرم
عکسِ زانو زدنم بود
نيامدن هزار بهانه می‌خواست
و آمدن
يكی‌ ،
دلتنگت بودم ...

#سيد_على_صالحى
برای تو می‌‌نویسم
که تو فقط بخوانی
مرا ببخش
اگر از گونه‌هایم عشق می‌ریزد
و سطرها یم بارانی می‌‌شود
از تو چه پنهان
به اندازه تمام پریشانی موهایت شکسته ام
اما باور کن
خاطراتت چه خوب میزبانی بود
برای بهانه‌های نفس کشیدنم
خیالت راحت
به هیچ کس نگفته‌ام حکایتمان را
حال فقط با گریه‌هایم می‌‌خندم
تو مرا ندیده ای ؟ :)
#امیر_وجود
امکان ندارد کسی تو را بیشتر از من
دوست داشته باشد...!
اصلاً حاضرم شرط ببندم!
قرارمان همین فردا،
تو او را بیاور...
من هم...من هم...
ببینم،
هنوز هم حکم قتل، اعدام است...؟!
#آرش_شریعتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Behind every tears, comes a Fucking Releaf that says :
You are no longer important to me :)
Hallelujah 🙌
@Deep_Mo
نرو، تورو خدا بذار صدات کنم.... ❤️
@Deep_Mo
همیشه میگفت اگر مرا میخواهی،باید اخلاق گندَم را تحمل کنی. دو دوتای من،خیلی وقتها چهار نمیشود!میگفت تو مهربان و حساسی. ممکن است اذیت شوی،اما من همینی ام که هستم. شاید بعضی روزها حوصله نداشته باشم و از تو خبری نگیرم،اما تو باید حواست به من باشد. باید جویای حالم شوی. مثلا صدتا missed call خوب است!!هر چقدر بیشتر،بهتر!میگفت بی منطقم،لجبازم،عصبی ام. بحث که میکنم،جوابم را نده. همیشه حق با من است!اصلا معلوم است که حق با من است!!

حالا من در رابطه ی بعدی ام هستم. دختر خوبی ست. مهربان است. از آن دخترها که میشود سادگی شان را پرستید. اما با این همه،به او گفته ام اگر مرا میخواهی،باید اخلاق گندَم را تحمل کنی!دو دوتای من،خیلی وقتها چهار نمیشود...!

#معین_نیک_افعال
آدم‌هایی که اگه توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشون رو با لبخند تعارف می‌کنن که غریبگی نکنی.
آدم‌هایی که خنده رو از دنیا دریغ نمی‌کنن... توی پیاده رو بستنی میخورن و روی جدول لی‌لی می‌کنن.
دوستی که همیشه موقع دست دادن برای خداحافظی توی اون لحظه‌ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هات یک فشار کوچیک می‌ده چیزی شبیه یک بوسه مثلا...

راننده تاکسی‌ای که حتی اگه در ماشینش رو محکم ببندی بلند می‌گه: روز خوبی داشته باشی!
آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشم شون می‌شی، دستپاچه رو بر نمی‌گردونن، لبخند می‌زنن
آدم‌هایی که حواسشون به بچه‌های خسته‌ی توی مترو هست، بهشون جا می‌دن و گاهی بغلشون می‌کنن
اون‌هایی که دستی رو که برای تراکت دادن جلوشون دراز شد، رد نمی‌کنن ، هر چی باشه با لبخند می‌گیرن و یادشون نمیره که همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ رو می‌شه تا کرد و گذاشت توی کیف.

دوست‌هایی که بدون مناسبت کادو می‌خرن، مثلا می‌گن این شال پشت ویترین بود انگار مال تو بود

آدم‌هایی که از سر چهارراه نرگس نوبرانه می‌خرن و با گل میرن خونه.
آدم‌های اس‌ام‌اس‌های آخر شب که یادشون نمیره گاهی قبل از خواب به دوستانشون یادآوری کنن که چه عزیزند

آدم‌هایی که حواسشون به گربه‌هاست، به پرنده‌ها، درخت‌ها و موجودات دیگه هم هست

همین آدم‌ها با همین کارهای کوچیکشون
همین‌ها هستند که دنیا رو جای بهتری می‌کنن برای زندگی

#روانشناسی
ﺁﺩﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﺸﻮﺩ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺷﺪ،
ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﺑﻮﺳﯿﺪ.
@Deep_Mo
#ژان_لوک_گدار
مرور ميكنم هر شب قبل از خواب،
تمامِ پيغام هايمان را...
باور كن هيچ نشانى
از اينكه قرار بود بروى، نميبينم
صبح بخيرت بود
قربان صدقه رفتنهايت بود
خستگى در كردنهايم
و سلفى هايى كه دلتنگيمان را نشان ميداد...
شب بخير اما،
نبود...
حق بده آشفتگى ام را...
انتهاى داستانِ ما،
مثلِ فيلمهاى فرهادى بود!
@Deep_Mo
اشتباه من رو تکرار نکنید...
قبل از اینکه رابطرو تموم کنید یه بار دیگه تلفنی باهاش حرف بزنید تا حسرت گوش دادن صداش به دلتون نمونه...
تا نرین وویسای قدیمی رو گوش بدید پیش خودتون بگید اینجا هنوز عوض نشده بود، اینجا هنوز نمیدونست که دوسش دارم...