من اگه کارهای بودم تعطیلات نوروز و تابستونو برمیداشتم به جاش اردیبهشت رو تعطیل میکردم حیف این ماه که با استرس میانترم و سمینار میگذره
این ماه باید بغل دلبر بگذره☺️☺️
این ماه باید بغل دلبر بگذره☺️☺️
وقتی از من میپرسند چه شد فيلمساز شدی؟
من میگويم تصادفی!
ولی قضيه خيلی هم تصادفی نبود و بيشتر شرايط فراهم شد.
من کنکور هنرهای زيبا را دادم و رد شدم.
بعد در اداره پليس راه استخدام شدم.
سال آيندهاش به کلی اين قضيه را فراموش کرده بودم.
که به سراغ يکی از دوستانم به نام عباس کهنداری که کتابفروشی و خرازی داشت رفتم.
او به من پيشنهاد کرد برويم سر پل تجريش
ولی من گيوه پام بود و نمیتوانستم همراه او بروم.
بعد کفشهای او را پوشيدم و با هم رفتيم.
سر پل يکی از دوستانم را ديدم و او پيشنهاد کرد با هم به خانه فرهاد اشتری شاعر برويم.
به اتفاق رفتيم، در خانهی اشتری يک آقای نقاشی بود، که وقتی فهميد من در کنکور رد شدهام، از من پرسيد کلاس رفتی يا نه!؟
او به من توصيه کرد در کلاس طراحی اسمم را بنويسم و سال بعد کنکور شرکت کنم، من در رو دربايستی که داشتم
در آن کلاس اسم نوشتم.
سال بعد کنکور دادم و قبول شدم.
بعد نقاشی تبليغاتی کردم
بعد فيلم تبليغاتی ساختم و به همين طريق با مکانيزم دوربين آشنا شدم و...
حالا فکر میکنم اگر کفش های دوستم به پای من نخورده بود من الان بازنشسته ی وزارت راه بودم .
گاهی زندگی آدم به چيزهايی مانند مو بستگی دارد.
(خاطرات عباس کيارستمی)
من میگويم تصادفی!
ولی قضيه خيلی هم تصادفی نبود و بيشتر شرايط فراهم شد.
من کنکور هنرهای زيبا را دادم و رد شدم.
بعد در اداره پليس راه استخدام شدم.
سال آيندهاش به کلی اين قضيه را فراموش کرده بودم.
که به سراغ يکی از دوستانم به نام عباس کهنداری که کتابفروشی و خرازی داشت رفتم.
او به من پيشنهاد کرد برويم سر پل تجريش
ولی من گيوه پام بود و نمیتوانستم همراه او بروم.
بعد کفشهای او را پوشيدم و با هم رفتيم.
سر پل يکی از دوستانم را ديدم و او پيشنهاد کرد با هم به خانه فرهاد اشتری شاعر برويم.
به اتفاق رفتيم، در خانهی اشتری يک آقای نقاشی بود، که وقتی فهميد من در کنکور رد شدهام، از من پرسيد کلاس رفتی يا نه!؟
او به من توصيه کرد در کلاس طراحی اسمم را بنويسم و سال بعد کنکور شرکت کنم، من در رو دربايستی که داشتم
در آن کلاس اسم نوشتم.
سال بعد کنکور دادم و قبول شدم.
بعد نقاشی تبليغاتی کردم
بعد فيلم تبليغاتی ساختم و به همين طريق با مکانيزم دوربين آشنا شدم و...
حالا فکر میکنم اگر کفش های دوستم به پای من نخورده بود من الان بازنشسته ی وزارت راه بودم .
گاهی زندگی آدم به چيزهايی مانند مو بستگی دارد.
(خاطرات عباس کيارستمی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو هماني كه كسي شكل تو معشوق نشد..
تو یه ستاره ای که تو آسمونهُ منم يه آدمم رو زمین، هر چقدم که همو بخوایم، هر چقدم که همو دوس داشته باشیم بازم چند سال نوری بینمون فاصله س :)
آنکه بی یار کند، یار شود باز تویی
آنکه دل داده شود، دل ببرد باز تویی
آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی
"آنکه بی باده کند جان مرا مست تویی"
#مولانـــا
آنکه دل داده شود، دل ببرد باز تویی
آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی
"آنکه بی باده کند جان مرا مست تویی"
#مولانـــا
Daryacheye Namak
Siamak Abbasi
چشمات ادامهی هزار و یک شبه
با ریتم خندههات میرقصه عقربه
حرفای تو مثِ دیوانِ حافظه
طرزِ نگاهِ تو، بدجور نافذه :))
@Deep_Mo ✨
با ریتم خندههات میرقصه عقربه
حرفای تو مثِ دیوانِ حافظه
طرزِ نگاهِ تو، بدجور نافذه :))
@Deep_Mo ✨
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
یه دیالوگ تو فیلم سوپراستار بود دختره به شهاب حسینی میگفت "ببین من برم هم تو تنها میشی هم من، نذار برم"
💛
💛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ellen show, Jennifer Lopez Dance zone & Derek Half
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨