This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو هماني كه كسي شكل تو معشوق نشد..
تو یه ستاره ای که تو آسمونهُ منم يه آدمم رو زمین، هر چقدم که همو بخوایم، هر چقدم که همو دوس داشته باشیم بازم چند سال نوری بینمون فاصله س :)
آنکه بی یار کند، یار شود باز تویی
آنکه دل داده شود، دل ببرد باز تویی
آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی
"آنکه بی باده کند جان مرا مست تویی"
#مولانـــا
آنکه دل داده شود، دل ببرد باز تویی
آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی
"آنکه بی باده کند جان مرا مست تویی"
#مولانـــا
Daryacheye Namak
Siamak Abbasi
چشمات ادامهی هزار و یک شبه
با ریتم خندههات میرقصه عقربه
حرفای تو مثِ دیوانِ حافظه
طرزِ نگاهِ تو، بدجور نافذه :))
@Deep_Mo ✨
با ریتم خندههات میرقصه عقربه
حرفای تو مثِ دیوانِ حافظه
طرزِ نگاهِ تو، بدجور نافذه :))
@Deep_Mo ✨
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
یه دیالوگ تو فیلم سوپراستار بود دختره به شهاب حسینی میگفت "ببین من برم هم تو تنها میشی هم من، نذار برم"
💛
💛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ellen show, Jennifer Lopez Dance zone & Derek Half
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨
جرالد پرسید:
- نبینم گریه کنی.
اسکارلت با غضب فریاد زد:
- نه. از او دور شد.
- دروغ می گی ولی من خوشم میاد. خوشحالم که این غرور در تو هست. دختر دلم می خواد فردا هم تو مهمونی، همین طور مغرور باشی. دلم نمی خواد مردم پشت سرت حرف بزنند و بهت بخندند و برات غصه بخورند که عاشق مردی شدی که نمی تونه جز یک دوستی ساده چیز دیگه ای بهت بده.
#بر_باد_رفته
#مارگارت_میچل
- نبینم گریه کنی.
اسکارلت با غضب فریاد زد:
- نه. از او دور شد.
- دروغ می گی ولی من خوشم میاد. خوشحالم که این غرور در تو هست. دختر دلم می خواد فردا هم تو مهمونی، همین طور مغرور باشی. دلم نمی خواد مردم پشت سرت حرف بزنند و بهت بخندند و برات غصه بخورند که عاشق مردی شدی که نمی تونه جز یک دوستی ساده چیز دیگه ای بهت بده.
#بر_باد_رفته
#مارگارت_میچل
چشماش منو ياد جنگلاي شمال ميندازه ؛
ياد بچيگيام ..
درست همون لحظه اي كه ميخواي بيشتر بين درختا جلو بري و داره غروب ميشه ..
تو تاريكـي جنگلا ، يه جايي مثل حد فاصل بين جذبه ي مردمك سياه چشماش و سياهچـاله سبز اطرافش ؛ از گم شدن وحشت كردي اما علاقه اي ام به پيدا شدن نداري ..
اونقدر ماتت برده كه نه راه برگشت به جاده رو پيدا ميكني .. نه ميتوني مانع خودت از روند مسخ شده جلو رفتن بشي ..
اين همون طلسميه كه از چشماش نشأت ميگيره ..
زندانت ميكنه تو شب و تاريكي تا قلبت آروم آروم يخ بزنه و ساختار بلوري پيدا كنه...
#كى_آنا
ياد بچيگيام ..
درست همون لحظه اي كه ميخواي بيشتر بين درختا جلو بري و داره غروب ميشه ..
تو تاريكـي جنگلا ، يه جايي مثل حد فاصل بين جذبه ي مردمك سياه چشماش و سياهچـاله سبز اطرافش ؛ از گم شدن وحشت كردي اما علاقه اي ام به پيدا شدن نداري ..
اونقدر ماتت برده كه نه راه برگشت به جاده رو پيدا ميكني .. نه ميتوني مانع خودت از روند مسخ شده جلو رفتن بشي ..
اين همون طلسميه كه از چشماش نشأت ميگيره ..
زندانت ميكنه تو شب و تاريكي تا قلبت آروم آروم يخ بزنه و ساختار بلوري پيدا كنه...
#كى_آنا