۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
وسط هیاهوی جهان...❤️
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی
بشنود یک نفر از نامزدش دل برده
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی
که به پرونده جرم پسرش برخورده
خسته مثل پدری که پسر معتادش
غرق درخماری شده فریاد زده
مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس
پسرش پیش زنش برسر او داد زده
مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند
زنش اما به قسم خوردن ان مشکوک است
خسته مثل پدری گوشه اسایشگاه
که کسی غیر پرستار سراغش نرود
خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها
که عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود
خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید
غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است
شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید
درپی معجزه ای راهی مشهد شده است
قبل از اینکه ادعای عاشقی کنید
قلم و کاغذ بردارید وخوب خودتان را بررسی کنید.
ببینید آنقدر مرد شده اید
که یک تنه چند ماه سختی بکشید
ببینید آنقدر مرد شده اید
که مردانه پای عشق را به رابطه باز کنید
مردانه پای عشق ماندن
یعنی
چت روم تلگراممان فقط یک نفر بشود
یعنی
دوست اجتماعی به یک سلام و احوال پرسی ختم شود
یعنی
مهمانی مجردی تعطیل
یعنی
چشم ها را به روی خیابان بستن
یعنی
عشق و هوس و دیوانه بازی و خنده و شوخی و جنگ و دعوا یک پای ثابت داشته باشد
باور کنید
وظیفه شما نیست شریک سختی های دوست های اجتماعی خود باشید!
کنار بکشید و فقط حواستان را روی عشق خودتان جمع کنید
کنار بکشید تا دوستان اجتماعیتان هم جای خالی عشق را لمس کنند
آن ها هم نیاز
به یک سنگ صبور دارند،
به یک آدم تکراری ثابت،
که نبودنش روزگارشان را تیره و تار کند.
بگذارید عشق بین رابطه ها نفوذ کند.
لطفا به بشریت خدمت کنید!

#حامد_رجب_پور

🍁
یک نفر عشق را به زبان می آورد؛ هر لحظه و هر ساعت. یار را در آغوش میگیرد، سرش را می چسباند به قلبش و به گوشش میخواند که بودنت زندگیم را روشن میکند.
دیگری از واژه ها میترسد و با آغوش و لمس و بوسه راحت نیست. عشقش میشود چاشنی غذای گرمی که میپزد. پتویی که نیمه شب تا سینه یار بالا میکشد یا زمانی که موقع رد شدن از خیابان سمتی می ایستد که انگار محافظ توست در مقابل ماشین ها.

میخواهم این را بگویم که شبیه اثر انگشت، شیوه عاشقی کردن آدم ها هم منحصر به خودشان است.
همین!

#مهشاد_هاشمی

🍁
يك روز بى هوا
سر ميزنم به آنكه قبل از من،
در حياط خلوت زندگى ات،
سركى كشيده باشد
قسمش ميدهم به دين و ايمانش!
از تو بگويد برايم...
ديده موهاى پريشانت را؟
لمس كرده لطافتِ دستانت را؟
بوييده عطرِ تنت را؟
شنيده از لبانت دوستت دارم را؟
و اى كاش لال باشد
كاش لال باشد
لال باشد .

- علی قاضی نظام
+حالا که همه چیز بِینمون تموم شده،
بیا دوستِ معمولی باشیم

_دوست معمولی چجوری میشه؟
آهان وایسا خودم بگم
یعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون...بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره...!
شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی: سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم...کمکم میکنی؟
بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با ماشین بیام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کارِت تموم شه که بعدش بریم جیگر بزنیم و گازِ دوغو بگیرم رو موهات...!
همون یه جواب باید بدم که بلد نیستم ،
ببخشید....خب دوست معمولی ایم دیگه!!
دوستای معمولی با هم بیرونم میرن درسته؟
آره خب طبیعتا میرن دیگه!
مثلا وقتی با بچه ها رفتیم بیرون ، سردت شد قرار نیست دستتو بکنی تو جیب من...بعدم هی بگی، ها کن تو گوشم، یخ کردم...!
.
+بس کن
.
_نه نه وایسا
دارم فکر میکنم احتمال داره دقیقا همون موقع که دوستِ معمولی ایم و با هم رفتیم سینما تلفنت زنگ بخوره، لپات گل بندازه و بلند شی از جمع بری بیرون!
.
+تمومش کن
.
_چیه خب؟
دوست معمولی ایم دیگه...
از شنیدنش اذیت میشی ؟
خب دارم برات میگم که دوست معمولی چه شکلیه...
که قراره باشی و نباشی
که قراره آخر شب آنلاین باشیم اما بدون شب بخیر بخوابیم!
که قراره وقتی پیام دادی نَپَرم رو گوشی و ذوق نکنم....اصلا ده دقیقه بعد پیامتو بخونم !
که قراره از اولویت خارج بشی !
بزار یه چیزی بهت بگم
تو برای من یا باید صفر باشی یا صد !
اینو بُکُن تو گوشِت که عشق وسط نداره....اگه داشت یعنی بازیه....مثل دل دادن قلوه گرفتنای امروزی...که آخرشم میشن دوست معمولی...همون چیزی که تو میگی!
راستش درسته تو زرد از آب در اومدی اما من واسه لحظات زندگیم....واسه خاطراتی که با تو رقم خورد احترام قائلم !
‏کلی زحمت میکشین یکیُ به خودتون علاقمند میکنید
بعد یه جوری اذیتش میکنین که هیچ غریبه ای نمیتونه !
چتونه؟