۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
قبل از اینکه ادعای عاشقی کنید
قلم و کاغذ بردارید وخوب خودتان را بررسی کنید.
ببینید آنقدر مرد شده اید
که یک تنه چند ماه سختی بکشید
ببینید آنقدر مرد شده اید
که مردانه پای عشق را به رابطه باز کنید
مردانه پای عشق ماندن
یعنی
چت روم تلگراممان فقط یک نفر بشود
یعنی
دوست اجتماعی به یک سلام و احوال پرسی ختم شود
یعنی
مهمانی مجردی تعطیل
یعنی
چشم ها را به روی خیابان بستن
یعنی
عشق و هوس و دیوانه بازی و خنده و شوخی و جنگ و دعوا یک پای ثابت داشته باشد
باور کنید
وظیفه شما نیست شریک سختی های دوست های اجتماعی خود باشید!
کنار بکشید و فقط حواستان را روی عشق خودتان جمع کنید
کنار بکشید تا دوستان اجتماعیتان هم جای خالی عشق را لمس کنند
آن ها هم نیاز
به یک سنگ صبور دارند،
به یک آدم تکراری ثابت،
که نبودنش روزگارشان را تیره و تار کند.
بگذارید عشق بین رابطه ها نفوذ کند.
لطفا به بشریت خدمت کنید!

#حامد_رجب_پور

🍁
یک نفر عشق را به زبان می آورد؛ هر لحظه و هر ساعت. یار را در آغوش میگیرد، سرش را می چسباند به قلبش و به گوشش میخواند که بودنت زندگیم را روشن میکند.
دیگری از واژه ها میترسد و با آغوش و لمس و بوسه راحت نیست. عشقش میشود چاشنی غذای گرمی که میپزد. پتویی که نیمه شب تا سینه یار بالا میکشد یا زمانی که موقع رد شدن از خیابان سمتی می ایستد که انگار محافظ توست در مقابل ماشین ها.

میخواهم این را بگویم که شبیه اثر انگشت، شیوه عاشقی کردن آدم ها هم منحصر به خودشان است.
همین!

#مهشاد_هاشمی

🍁
يك روز بى هوا
سر ميزنم به آنكه قبل از من،
در حياط خلوت زندگى ات،
سركى كشيده باشد
قسمش ميدهم به دين و ايمانش!
از تو بگويد برايم...
ديده موهاى پريشانت را؟
لمس كرده لطافتِ دستانت را؟
بوييده عطرِ تنت را؟
شنيده از لبانت دوستت دارم را؟
و اى كاش لال باشد
كاش لال باشد
لال باشد .

- علی قاضی نظام
+حالا که همه چیز بِینمون تموم شده،
بیا دوستِ معمولی باشیم

_دوست معمولی چجوری میشه؟
آهان وایسا خودم بگم
یعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون...بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره...!
شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی: سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم...کمکم میکنی؟
بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با ماشین بیام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کارِت تموم شه که بعدش بریم جیگر بزنیم و گازِ دوغو بگیرم رو موهات...!
همون یه جواب باید بدم که بلد نیستم ،
ببخشید....خب دوست معمولی ایم دیگه!!
دوستای معمولی با هم بیرونم میرن درسته؟
آره خب طبیعتا میرن دیگه!
مثلا وقتی با بچه ها رفتیم بیرون ، سردت شد قرار نیست دستتو بکنی تو جیب من...بعدم هی بگی، ها کن تو گوشم، یخ کردم...!
.
+بس کن
.
_نه نه وایسا
دارم فکر میکنم احتمال داره دقیقا همون موقع که دوستِ معمولی ایم و با هم رفتیم سینما تلفنت زنگ بخوره، لپات گل بندازه و بلند شی از جمع بری بیرون!
.
+تمومش کن
.
_چیه خب؟
دوست معمولی ایم دیگه...
از شنیدنش اذیت میشی ؟
خب دارم برات میگم که دوست معمولی چه شکلیه...
که قراره باشی و نباشی
که قراره آخر شب آنلاین باشیم اما بدون شب بخیر بخوابیم!
که قراره وقتی پیام دادی نَپَرم رو گوشی و ذوق نکنم....اصلا ده دقیقه بعد پیامتو بخونم !
که قراره از اولویت خارج بشی !
بزار یه چیزی بهت بگم
تو برای من یا باید صفر باشی یا صد !
اینو بُکُن تو گوشِت که عشق وسط نداره....اگه داشت یعنی بازیه....مثل دل دادن قلوه گرفتنای امروزی...که آخرشم میشن دوست معمولی...همون چیزی که تو میگی!
راستش درسته تو زرد از آب در اومدی اما من واسه لحظات زندگیم....واسه خاطراتی که با تو رقم خورد احترام قائلم !
‏کلی زحمت میکشین یکیُ به خودتون علاقمند میکنید
بعد یه جوری اذیتش میکنین که هیچ غریبه ای نمیتونه !
چتونه؟
مسعود صادقلو 💛
ميكِشدم 'مى' به چپ
ميكِشدم 'دل' به راست

رو كه كشاكش خوش است
تو چه كشيدى ؟ بگو...

#مولانـــا
دخترها موجودات عجیبی اند،
اصلا به آنها که نگاه میکنی،
با آن دست های لاک خورده و خط چشم های قرینه و چشمهای پر از غرور
فکرش را هم نمیکنی،
این دختر شب گذشته
توی تخت خوابش چه جنگی داشته با خاطراتش و شکست هم خورده توی آن جنگ...
دخترها موجودات عجیبی اند،
هرقدر دلتنگ تر،
هرقدر شکست خورده تر،
هرقدر غمگین تر،
رنگ رژ و لاکشان جیغ تر و خط چشم هایشان قرینه تر و چشمهایشان پر غرور تر...
#فاطمه_جوادی
صادقانه بگو؛
توی رویاهایت،
آنجایی که هیچ رودربایستی با هیچ کسی نداری،
آنجا که دیگر غرورت یکه تازی نمیکند،
آنجا که مجبور نیستی تظاهر کنی به هیچ چیز،
آنجا هم مرا دوست نداری؟؟
#فاطمه_جوادی
با دیگران که نه،
ولی با خودم که میتوانم صادق باشم...
دلم برای یک آغوش امن عجیب تنگ شده،
از آن آغوش هایی که یک جور در برم بگیرد که تکه های شکسته ام بچسبد به هم...
دلم برای یک دست که اشک هایم را پاک کند و محکم بزند روی شانه ام که یعنی من هستم پر میکشد...
دلم برای دو گوش شنوا تنگ است،
بگویم،بگویم،بگویم و نترسم که همان کلمات پتکِ سرزنش شود و فرو بیاید توی سرم...
دلم برای یک نفر که بنشیند رو به رویم
کل حسم را از چشم هایم بخواند عجیب تنگ است....
برای روزی که بدانم قرار است پاهایم از راه رفتن زیاد تاول بزند....
برای شب سردی که با پالتو و عطر تن یکی گرم شود...
دلم برای یکی که نه،
برای آغوش و گوش شنوا و دستهای حامی و عطر تن هم نه،
دلم برای تو تنگ شده...
#فاطمه_جوادی