وقتی در یک رابطه ی عاشقانه،
برداشتت نسبت به طرف مقابل تغییرکند،
هیچ چیزی نمیتواند جبرانش کند!
چون دیگر هیچ گاه،
هیچ چیز شبیه به قبل نمیشود
و این تغییر، آزاردهنده است...
برداشتت نسبت به طرف مقابل تغییرکند،
هیچ چیزی نمیتواند جبرانش کند!
چون دیگر هیچ گاه،
هیچ چیز شبیه به قبل نمیشود
و این تغییر، آزاردهنده است...
غمگین ترین جای مجسمه
لبخند تلخی است که با چاقو تراشیده اند
لبخند تلخی است که با چاقو تراشیده اند
همیشه گفتهاند
دعا در حق دیگری زودترمستجاب میشود
خداهم این همدلی را دوست دارد
گاهی بیهیچ دلیلی خوشحال هستیدو حالِ خوبی دارید.
یقین بدانیدکسی برایتان دعا کرده است
پس شما هم برای همه دعا کنید
دعا در حق دیگری زودترمستجاب میشود
خداهم این همدلی را دوست دارد
گاهی بیهیچ دلیلی خوشحال هستیدو حالِ خوبی دارید.
یقین بدانیدکسی برایتان دعا کرده است
پس شما هم برای همه دعا کنید
من مطمئنم حتی اگه الزایمر هم بگیرم هیچ وقت اون حرف "بیل"معلم ادبیات رو فراموش نمیکنم
که گفت:((چارلی،ما عشقی رو قبول میکنم که فکر میکنیم لیاقتش رو داریم.))
که گفت:((چارلی،ما عشقی رو قبول میکنم که فکر میکنیم لیاقتش رو داریم.))
صدای بعضی آدما مثه آهنگه. یه آهنگی که رو متن یه فیلمه و زیاد بهش توجه نمیشه ولی وقتی حواستون جمعش میشه دیوونتون میکنه.
تنها چيزى كه درونم حس ميكنم،يه كوالاى خسته و تنهاست كه تنها چيزى كه ميخواد، بغله
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Nighty night 💛
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨
یروز یکی وارد زندگیت میشه
حس میکنی مدت هاس میشناسیش
همش غبطه میخوری چرا زودتر پیداش نکردی
پاره ای از تنت میشه
اینو دیگه دور نزن
دورش بگرد :))
حس میکنی مدت هاس میشناسیش
همش غبطه میخوری چرا زودتر پیداش نکردی
پاره ای از تنت میشه
اینو دیگه دور نزن
دورش بگرد :))
یک دختر عاقل،
می بوسد اما عشق نمی ورزد،
گوش می کند اما باور نمی کند و ترک می کند قبل از اینکه ترکش کنند...
-مرلین مونرو
می بوسد اما عشق نمی ورزد،
گوش می کند اما باور نمی کند و ترک می کند قبل از اینکه ترکش کنند...
-مرلین مونرو
هیچ چیزی خوب نیست،
وقتی نور نیست،
کی میفهمه چیه شفّاف بودن؟
دیده نمیشه پرواز تو شب؛
وقتی نور نیست،
کی میفهمه چیه شفّاف بودن؟
دیده نمیشه پرواز تو شب؛
کدام ساعت شنی بهار را زاييد؟
کدام فصل پيرهنی دارد گرمتر از تابستانی
که من عاشق دختر همسايهام
بودم؟
همان سال چه گريههايی ريخت از تن پاييز
و چه ارقام خستهای افتاد
از صفحهی غروب ساعت ديواری؟
انگار زمستان بود که عقربههای همان ساعت
لغزيدند تا کنار هم
افتادند درست در جای خالی شش و نيم
و حالا من پير شدهام
همچنان که دختر همسايه
بی هيچ خاطره از شش و نيم.
#بيژن_نجدى
کدام فصل پيرهنی دارد گرمتر از تابستانی
که من عاشق دختر همسايهام
بودم؟
همان سال چه گريههايی ريخت از تن پاييز
و چه ارقام خستهای افتاد
از صفحهی غروب ساعت ديواری؟
انگار زمستان بود که عقربههای همان ساعت
لغزيدند تا کنار هم
افتادند درست در جای خالی شش و نيم
و حالا من پير شدهام
همچنان که دختر همسايه
بی هيچ خاطره از شش و نيم.
#بيژن_نجدى