This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه دنیایی شده يه بي معرفت تو دلت ميگي ، قيافه صدنفر جلو چشات ظاهر ميشه ...
حوصلهات که سر میرود
با دلم،
با دوست داشتنم
بازی نکن!
من !
در بیحوصلگیهایم
با تو زندگیها کردهام...
با دلم،
با دوست داشتنم
بازی نکن!
من !
در بیحوصلگیهایم
با تو زندگیها کردهام...
ضرب المثل ها را زیر و رو می کنیم..
دل به دل راه ندارد جانم!
یعنی دارد ها..
دل من ، به تو..
دل تو ، به او..
دل او ، خدا می داند کجاست!
اینجا دل ها ، خط روی خط شده اند..
مشترک مورد نظر ، اشتباهی در آغوش شماست!
لطفا فورا رابطه را تعویض کنید ، نه تعمیر!
اینجا کودک درون شما ، شیطنت هاو هوس بازی هایش را به نام عشق تحمیل می کند!
مشکل از رفتن ها و نماندن ها نیست...ما اشتباهی رسیدیم ، به کسی که نباید...!
لطفا تمامش کنید این بازیگری های پشت نقابِ معصومیت را...
دنیای ما ساده ها ، محکمه و محکومیتی ندارد!
لطفا ، نگویید تر و خشک با هم می سوزد!
ما که سوختیم
دیگری اما...سوختنی در کار نبود!
هرروز نقش های تازه ای را بازی می کند
بنامِ "عشق"...!
اینجا خودِ جهنم است..
مشکل ما در رابطه ها ، نفر سوم نیست...
نفراتِ سوم و چهارم و پنجم و...
"برادرش" است... "دوستِ عادی" .."پسر خاله ی عروس عمه اش"...نسبت های جورواجور با سربندِ توجیه ، پشتِ نقابِ راستگویی ، با باطنِ خیانت...!
بگذریم!
دردودل که از دو خط گذشت ، حوصله سر بَر است!
می شود مکالمه ی یک طرفه..
حرف حساب که جواب ندارد!
دارد..؟!
#بهنام_بخشایش
دل به دل راه ندارد جانم!
یعنی دارد ها..
دل من ، به تو..
دل تو ، به او..
دل او ، خدا می داند کجاست!
اینجا دل ها ، خط روی خط شده اند..
مشترک مورد نظر ، اشتباهی در آغوش شماست!
لطفا فورا رابطه را تعویض کنید ، نه تعمیر!
اینجا کودک درون شما ، شیطنت هاو هوس بازی هایش را به نام عشق تحمیل می کند!
مشکل از رفتن ها و نماندن ها نیست...ما اشتباهی رسیدیم ، به کسی که نباید...!
لطفا تمامش کنید این بازیگری های پشت نقابِ معصومیت را...
دنیای ما ساده ها ، محکمه و محکومیتی ندارد!
لطفا ، نگویید تر و خشک با هم می سوزد!
ما که سوختیم
دیگری اما...سوختنی در کار نبود!
هرروز نقش های تازه ای را بازی می کند
بنامِ "عشق"...!
اینجا خودِ جهنم است..
مشکل ما در رابطه ها ، نفر سوم نیست...
نفراتِ سوم و چهارم و پنجم و...
"برادرش" است... "دوستِ عادی" .."پسر خاله ی عروس عمه اش"...نسبت های جورواجور با سربندِ توجیه ، پشتِ نقابِ راستگویی ، با باطنِ خیانت...!
بگذریم!
دردودل که از دو خط گذشت ، حوصله سر بَر است!
می شود مکالمه ی یک طرفه..
حرف حساب که جواب ندارد!
دارد..؟!
#بهنام_بخشایش
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
1:11
Make it happen
می دونی بعضی زخم هارو نباید مداوا کرد، نباید مرهم گذاشت. باید هر روز روش نمک پاشید تا از سوزش اون یادت بمونه که از چه کسی و چطور زخمی شدی، یادت بمونه که دیگه اشتباه نکنی..
بعضی حرفارو باید بنویسی بذاری جلو چشمات که هیچوقت یادت نره که عزیزترین آدمای زندگیت چطوری با حرفاشون بهت خنجر زدن.. یادت نره ادعای رفاقت رو همه دارن، رفیق واقعی اونه که توی سخت ترین روزها کنارت بمونه وتنهات نذاره. رفاقت حرمت داره، لایق هر کسی نیست...
#سمیرا_نوروزی
بعضی حرفارو باید بنویسی بذاری جلو چشمات که هیچوقت یادت نره که عزیزترین آدمای زندگیت چطوری با حرفاشون بهت خنجر زدن.. یادت نره ادعای رفاقت رو همه دارن، رفیق واقعی اونه که توی سخت ترین روزها کنارت بمونه وتنهات نذاره. رفاقت حرمت داره، لایق هر کسی نیست...
#سمیرا_نوروزی
اگه انتظار داشته باشی یه رابطه بدون نقص داشته باشی تا ابد تنهایی
اگه یاد بگیری بدیها و خوبی هاشو با هم دوست داشته باشی تا ابد آرومی
اگه یاد بگیری بدیها و خوبی هاشو با هم دوست داشته باشی تا ابد آرومی
انسانها هر چقد هم باهوش باشن باز هم در حد باور کردن دروغهای کسی که دوستشون دارن احمقن
شهریور جان!
میشود خیلی دوستانه خواهش کنم بروی؟
من باتو
حالم خوش نیست
دلم کمی پاییز و شالگردن و خیابان میخواهد
صداقت مرا ببخش اما؛
تو هرکار هم کنی
مثل"پاییز"
به دل
نخواهی نشست! :)
میشود خیلی دوستانه خواهش کنم بروی؟
من باتو
حالم خوش نیست
دلم کمی پاییز و شالگردن و خیابان میخواهد
صداقت مرا ببخش اما؛
تو هرکار هم کنی
مثل"پاییز"
به دل
نخواهی نشست! :)
آن زمان که دیگر نباشم ،
ابری با توست...
سایه اش بر سرت...
آن ابر منم..!
نخواهی شناخت...
شبانگاهی بر بالین ،
به این سو و آنسو
نه در خواب و نه در بیداری...
آن رؤیا منم...
نخواهی شناخت...
در تنهایی سخن میگویی...
با آن که نیست...
باز میگویی هر آنچه را
که تا کنون نگفتهای...
با تمام جان به تو گوش میسپارد...
آن که نیست منم...
نخواهی شناخت...
به ناگاه سوزشی در جانت ،
بی آن که بدانی از کجاست...
قلبت به تپش در میآید از خاطرات...
آن سوزش منم...
نخواهی شناخت...
ابری با توست...
سایه اش بر سرت...
آن ابر منم..!
نخواهی شناخت...
شبانگاهی بر بالین ،
به این سو و آنسو
نه در خواب و نه در بیداری...
آن رؤیا منم...
نخواهی شناخت...
در تنهایی سخن میگویی...
با آن که نیست...
باز میگویی هر آنچه را
که تا کنون نگفتهای...
با تمام جان به تو گوش میسپارد...
آن که نیست منم...
نخواهی شناخت...
به ناگاه سوزشی در جانت ،
بی آن که بدانی از کجاست...
قلبت به تپش در میآید از خاطرات...
آن سوزش منم...
نخواهی شناخت...
جهنمی در کار نیست هر چقدر میتونید ببوسیدش :)
_چرا جواب نمیدی تلفنتو؟
+ببخشید پشت موتورم سریع بگو
_ببین به نظرت بین رژ قرمزو مشکی کدوم یکی به اون لباسی که گرفتی برای..
+ [صدای بوق کامیون]
+ببخشید پشت موتورم سریع بگو
_ببین به نظرت بین رژ قرمزو مشکی کدوم یکی به اون لباسی که گرفتی برای..
+ [صدای بوق کامیون]