هوا داره تمام تلاششو میکنه تا همه رو از خودش راضی نگه داره!
۵_۶ صبح قشنگ زمستونه!
ساعت ۱۰ صبح هوا بهاریه
سر ظهر هوا تابستونی میشه!
دم غروب میریم تو پاییز!
باز شب که میشه وارد زمستون میشیم!
هیچکس هم ناراضی نیست همه هم غر میزنن
۵_۶ صبح قشنگ زمستونه!
ساعت ۱۰ صبح هوا بهاریه
سر ظهر هوا تابستونی میشه!
دم غروب میریم تو پاییز!
باز شب که میشه وارد زمستون میشیم!
هیچکس هم ناراضی نیست همه هم غر میزنن
یه وقتیم مشکل نبودن نیست، مشکل زمانشه، که وقتی که میخوای نیست، وقتی نمیخوای هست
بعد از تو دیگه هیچی مهم نبود
حتی خودت :|||
حتی خودت :|||
اون فقط دوست داره
تو حق نداری هرجوری دلت میخواد باش رفتار کنی!
تو حق نداری هرجوری دلت میخواد باش رفتار کنی!
از آنجا که خیلی حواس پرت بود، قبل از سفر برایش لیستی از کارهای روزانه اش را نوشتم که با خودش داشته باشد و یادش نرود که انجام شان دهد.
تقریبا همه ی چیزها را برایش توی لیست نوشتم.
نوشتم قرص های ویتامین را چه ساعتی بخورد،
کِی ریشش را اصلاح کند،
چه ساعتی با مدیر امور بازرگانی تماس بگیرد
و خیلی چیزهای دیگر.
حتی برایش نوشتم که ساعت پخش برنامه ی مورد علاقه اش در آخرِ شب چه ساعتی است.
همه چیز را برایش توی لیست نوشتم که یادش نرود.
همه چیز را نوشتم. همه چیز را،
فقط یادم رفت که برایش توی لیست بنویسم :
"یادت نرود که برگردی
تقریبا همه ی چیزها را برایش توی لیست نوشتم.
نوشتم قرص های ویتامین را چه ساعتی بخورد،
کِی ریشش را اصلاح کند،
چه ساعتی با مدیر امور بازرگانی تماس بگیرد
و خیلی چیزهای دیگر.
حتی برایش نوشتم که ساعت پخش برنامه ی مورد علاقه اش در آخرِ شب چه ساعتی است.
همه چیز را برایش توی لیست نوشتم که یادش نرود.
همه چیز را نوشتم. همه چیز را،
فقط یادم رفت که برایش توی لیست بنویسم :
"یادت نرود که برگردی
ممبراي عزيز شما ديگه از امروز زندگي منين 😍 ديگه هزينه هام پاي شمااا 😂😂
آدم ها را به جایی نرسانید که کم بیاورند
و بعد به آنها بگویید ببخشید
خیلی چیز ها با معذرت خواهی حل میشوند
اما...
گاهی لفظی میبخشیم و فقط خودمان میدانیم
که چقدر دلخوریم
چقدر نیاز به هم صحبتی داریم
چقدر میخواهیم خالی از اندوه شویم
و طرف مقابلمان
تنها با یک ببخشید، شانه خالی کرد
از زیر تمام مسئولیت هایش
و همه انتظار دارند ببخشیم
چون گفتند ◁ ببخشید ▷ !!!
و بعد به آنها بگویید ببخشید
خیلی چیز ها با معذرت خواهی حل میشوند
اما...
گاهی لفظی میبخشیم و فقط خودمان میدانیم
که چقدر دلخوریم
چقدر نیاز به هم صحبتی داریم
چقدر میخواهیم خالی از اندوه شویم
و طرف مقابلمان
تنها با یک ببخشید، شانه خالی کرد
از زیر تمام مسئولیت هایش
و همه انتظار دارند ببخشیم
چون گفتند ◁ ببخشید ▷ !!!
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
ممبراي عزيز شما ديگه از امروز زندگي منين 😍 ديگه هزينه هام پاي شمااا 😂😂
Hame hazine ha ke bara toe mommy 😂🤦♂
تقصیر تو نیست من همیشه قهرمان های زندگی ام را دوست داشتم
از شرلوک هلمز بگیر که نیم ساعت قبل از شروع شدنش جلوی تلویزیون مینشستم تا شروع بشود وبعد هم تا اتمامش پلک نمیزدم، همه دیالوگ هایش را حفظ بودم و در خلوتم هزار بار خودم را جای او جا میزدم و نقشش را حتی بهتر از خودش بازی میکردم،
تا پینک فلوید افسانه ایی بگیر که بخاطرشان موهایم بلند بود و بیشتر اوقات تختم میشد استج و جاروی خانه گیتار برقی و مثل آن ها ترانه ها را از حفظ میخواندم و بالا و پایین میپریدم؛ تا این که تو را دیدم!
تو یک قهرمان جدید متفاوت دوست داشتنی در دسترس بودی، یک قهرمان با قائده خودت، نه مثل هیت لدجر گریمت. دوست داشتنی بودي، نه مثل هیچ قهرمان دیگري. از دیگران متفاوت بودی.
نه سریال بودی که نیم ساعت زودتر به انتظارت بشینم، نه پینک فلوید که ترانه هایت را حفظ کنم.
تو یک قهرمان دوست داشتنی هستی که نیمشود نقشت را بازی کرد.
#حامد_رجب_پور
از شرلوک هلمز بگیر که نیم ساعت قبل از شروع شدنش جلوی تلویزیون مینشستم تا شروع بشود وبعد هم تا اتمامش پلک نمیزدم، همه دیالوگ هایش را حفظ بودم و در خلوتم هزار بار خودم را جای او جا میزدم و نقشش را حتی بهتر از خودش بازی میکردم،
تا پینک فلوید افسانه ایی بگیر که بخاطرشان موهایم بلند بود و بیشتر اوقات تختم میشد استج و جاروی خانه گیتار برقی و مثل آن ها ترانه ها را از حفظ میخواندم و بالا و پایین میپریدم؛ تا این که تو را دیدم!
تو یک قهرمان جدید متفاوت دوست داشتنی در دسترس بودی، یک قهرمان با قائده خودت، نه مثل هیت لدجر گریمت. دوست داشتنی بودي، نه مثل هیچ قهرمان دیگري. از دیگران متفاوت بودی.
نه سریال بودی که نیم ساعت زودتر به انتظارت بشینم، نه پینک فلوید که ترانه هایت را حفظ کنم.
تو یک قهرمان دوست داشتنی هستی که نیمشود نقشت را بازی کرد.
#حامد_رجب_پور
اسکار سخت ترين كار دنيا هم ميرسه به؛
دوست معمولى بودن با كسى كه عاشقشى...!! 😣
دوست معمولى بودن با كسى كه عاشقشى...!! 😣
ولی من یکی ازاین شبا که از شدت دلتنگی میزنه به سرم...
پا میشم میرم دم درِ خونشون
مهم نیست ساعت چنده ،
با مشت میکوبم رو درِشون
هرکی اومد میگم بگید خودش بیاد
خودش که اومد بدون هیچ حرفی محکم بغلش میکنم ودلم که آروم شد راهمو میکشم ومیرم...
#لیلا_فرهمند
پا میشم میرم دم درِ خونشون
مهم نیست ساعت چنده ،
با مشت میکوبم رو درِشون
هرکی اومد میگم بگید خودش بیاد
خودش که اومد بدون هیچ حرفی محکم بغلش میکنم ودلم که آروم شد راهمو میکشم ومیرم...
#لیلا_فرهمند
می دانی چیست؟
گاهی دلم میخواهد "یک نفر" از راه برسد که خسته باشد!
یک نفری که خوشی هایش را کرده،
شکستهایش را تمام و کمال خورده و هزاران بار زمین خورده باشد!
که طعمِ انواع عشق هایِ رنگی و پوشالی را چشیده و گوشهایش از دوست داشتن های جعلی پُر شده باشد...
یک نفر که راه های زیادی را پیاده طِی کرده، خطاهای زیادی را متحمّل شده و تجربه های زیادی رویِ دوشهایش تلمبار شده و آنقدر پُخته و آب دیده شده که فرقِ بین عشق و هوس را به خوبیِ هر چه تمام تر میداند و در پیِ یک عشقِ واقعی همهیِ شهر را میگردد؛
کسی که گویا چشمهایش با همهی مردمِ شهر فرق میکند؛
ناگهان بیاید و در اوجِ نا امیدی مرا از دور ترها ببیند، با دیدنم صاعقهای به قلب و روحِ زخمی اش بخورد و حسِ خوبِ زندگی در رگ هایش جاری شود، مردانه عاشق شود و مردانه تر بماند پایِ این دوست داشتنی که تمامَش را زیر و رو کرده است...
یک نفر که از شدتِ خستگی، با من به پایانِ قصه یِ خوب و شیرینی بیندیشد، طوری که اگر روزی خودم را گُم کردم بداند باید کجا پیدایم کند آنطور که
تا ابد،
تا همیشه
من نقطهی پایانیِ
زندگی اش شوم...!
گاهی دلم میخواهد "یک نفر" از راه برسد که خسته باشد!
یک نفری که خوشی هایش را کرده،
شکستهایش را تمام و کمال خورده و هزاران بار زمین خورده باشد!
که طعمِ انواع عشق هایِ رنگی و پوشالی را چشیده و گوشهایش از دوست داشتن های جعلی پُر شده باشد...
یک نفر که راه های زیادی را پیاده طِی کرده، خطاهای زیادی را متحمّل شده و تجربه های زیادی رویِ دوشهایش تلمبار شده و آنقدر پُخته و آب دیده شده که فرقِ بین عشق و هوس را به خوبیِ هر چه تمام تر میداند و در پیِ یک عشقِ واقعی همهیِ شهر را میگردد؛
کسی که گویا چشمهایش با همهی مردمِ شهر فرق میکند؛
ناگهان بیاید و در اوجِ نا امیدی مرا از دور ترها ببیند، با دیدنم صاعقهای به قلب و روحِ زخمی اش بخورد و حسِ خوبِ زندگی در رگ هایش جاری شود، مردانه عاشق شود و مردانه تر بماند پایِ این دوست داشتنی که تمامَش را زیر و رو کرده است...
یک نفر که از شدتِ خستگی، با من به پایانِ قصه یِ خوب و شیرینی بیندیشد، طوری که اگر روزی خودم را گُم کردم بداند باید کجا پیدایم کند آنطور که
تا ابد،
تا همیشه
من نقطهی پایانیِ
زندگی اش شوم...!
اینهمه قلبِ شکسته
اینهمه تکلیف خود را ندانستن..
اینهمه وابستگیِ بی ثمر..
همه و همه فقط برای نبودنِ آدمهای ماندن است..
بله جانم ..!
ما «آدمِ ماندن» نداریم!
ته کشیده..کفگیرمان خورده تهِ دیگ!
یک مشت حرافِ الکی خوش شده ایم
که دلِ ماندن با هیچکس را نداریم..
نمی مانیم که موقعیت های بهتر را از دست ندهیم..!
چه مان شده؟
این دیگر چه جورش است؟
عجیب مبتلا شده ایم !
کاش خودِ خدا دست به کار شود و این بیماریِ همه گیر را ریشه کَن کند..!
اینهمه تکلیف خود را ندانستن..
اینهمه وابستگیِ بی ثمر..
همه و همه فقط برای نبودنِ آدمهای ماندن است..
بله جانم ..!
ما «آدمِ ماندن» نداریم!
ته کشیده..کفگیرمان خورده تهِ دیگ!
یک مشت حرافِ الکی خوش شده ایم
که دلِ ماندن با هیچکس را نداریم..
نمی مانیم که موقعیت های بهتر را از دست ندهیم..!
چه مان شده؟
این دیگر چه جورش است؟
عجیب مبتلا شده ایم !
کاش خودِ خدا دست به کار شود و این بیماریِ همه گیر را ریشه کَن کند..!