من می نویسم « دارم گریه می کنم ». اما تو نمی دانی من چگونه گریه می کنم . اما تو نمی دانی چه می شود که یک آدم گریه کردنش را به یک جمله ی خبری تبدیل می کند. انگار بخواهد بگوید دست هایم بالاست. تسلیم شده ام. بگذار تمام شود. من را نگاه کن ؟! من دارم گریه می کنم. من می نویسم « دارم گریه می کنم» و تو دلت برای دو فعلی بودن جمله ی کوتاهم نمی سوزد. دلت برای گریه ای که نمی دانی چگونه رخ می دهد نمی سوزد. نمی دانی پاهایم را توی شکمم جمع کرده ام یا پایین تخت نشسته ام. نمی دانی محتوای معده ام را توی توالت بالا می اورم یا سیفون را می کشم. نمی دانی راننده ی تاکسی دو هزار تومن روی کرایه ام می کشد و من توی جیب هایم هزار تومنی های پاره ای دارم که راننده های مسیر دانشگاه توی پاچه ام کرده اند. تو نمی دانی و دلت نمی سوزد که من رقم های پلاک ماشینت را حفظ کرده بودم و توی شلوغی خیابانی که می دانم هیچ وقت گذرت به آن نمی خورد چشم هایی که هنوز گریه نمی کرد به دنبالت گشته اند. تو دلت نمی سوزد برای چشم هایم! دلت نمی سوزد که توی کیفم ، کیت کت های له شده و خرده کاغذ های مچاله پیدا کرده بودی. من می نویسم « دارم گریه می کنم» و جوری زیر گریه می زنم که انگار اخرین بار است. انگار اخرین فرصت گریه کردن است. انگار باید این مایع تلخی لعنتی ای که توی گلویم می دود برای همیشه تمام شود. من گریه می کنم و تو نمی دانی گفتنِ « دارم گریه می کنم» چه قدر غصه دار است، که هیچکس بعد از گفتن این حرف، دیگر نمی تواند جلوی آدمش در آید! نمی تواند روی پاهایش بایستد، نمی تواند خنده های بلند بزند و صدایش نلرزیده باشد، نمی تواند دست هایش را بدهد، بدون آنکه از پا پس کشیدن نترسیده باشد. « دارم گریه می کنم » جمله ی خطرناکی ست. تو دست هایت را به نشانه ی تسلیم روی تاچر تلفن همراهت می بری و اعتراف می کنی. بعد از ان آدم ها حق دارند رفته باشند، حق دارند که خودشان را از زیر مسؤلیت گریه های تو فراری دهند، حق دارند دستمال های کلینیکسشان را برای ماتیک های زن های دیگری کنار بگذارند و رد اشک هایت را نبینند. من می نویسم « دارم گریه می کنم» اما تو نمی دانی که چطور؟!... نمی دانی اشک هایم کجا پرت می شوند.. تو دلت نمی سوزد برای چشم هایم. من می نویسم «دارم گریه می کنم» و بعد از آن، چشم هایی دارم که از دست داده اند.
#الهه_سادات_موسوی
#الهه_سادات_موسوی
- دوسم داری؟
- چی؟
- هیچی، این رو خوب می دونم که هیچ وقت نباید یه سوال رو واسه کسی تکرار کرد، مگه وقتی که مطمئن باشی طرف گوش هاش سنگینه، چون در غیر این صورت داره به این فکر می کنه چه خزعبلاتی تحویلت بده، اگه می خواست راستش رو بگه قطعا همون اول می گفت!
- چی؟
- هیچی، این رو خوب می دونم که هیچ وقت نباید یه سوال رو واسه کسی تکرار کرد، مگه وقتی که مطمئن باشی طرف گوش هاش سنگینه، چون در غیر این صورت داره به این فکر می کنه چه خزعبلاتی تحویلت بده، اگه می خواست راستش رو بگه قطعا همون اول می گفت!
یک حساب ساده و سرانگشتی لازم است به جان شما
با خودتان بگویید
اصلا میصرفد وارد رابطه ای بشوید
که آخرش با جمله های تکراری و مسخره ی
تو بهتر از منی
و بهتر از من نصیبت میشود تمام شود؟
می ارزد این دلسوزی های بیخود برایتان بماند؟
از من میشنوید
بعضی اوقات بهتر است
بین قلبتان با آدم ها دیواری بکشید
که دست هیچ بنی بشری به آن نرسد
بعضی اوقات بهتر است
دوستت دارم ها
مثل یک بغض
خورده شوند و درگلو بمانند و دیده نشوند
آدم های این دوره زمانه
ماندن پای دوست داشتن هایشان را
بلد نیستند
ماندن پای یک رابطه را فراموش کرده اند
نمیتوانند پای شما بمانند ...
عرفان عسگری
با خودتان بگویید
اصلا میصرفد وارد رابطه ای بشوید
که آخرش با جمله های تکراری و مسخره ی
تو بهتر از منی
و بهتر از من نصیبت میشود تمام شود؟
می ارزد این دلسوزی های بیخود برایتان بماند؟
از من میشنوید
بعضی اوقات بهتر است
بین قلبتان با آدم ها دیواری بکشید
که دست هیچ بنی بشری به آن نرسد
بعضی اوقات بهتر است
دوستت دارم ها
مثل یک بغض
خورده شوند و درگلو بمانند و دیده نشوند
آدم های این دوره زمانه
ماندن پای دوست داشتن هایشان را
بلد نیستند
ماندن پای یک رابطه را فراموش کرده اند
نمیتوانند پای شما بمانند ...
عرفان عسگری
من همون انتقاميَم كه روزگار از ليلي گرفت
دختري به دنيا اورد
كه مجنون بود
و
معشوق بي اعتنا به او..
دختري به دنيا اورد
كه مجنون بود
و
معشوق بي اعتنا به او..
آنزیم ها هم
جایگاهِ فعال دارند
یعنی با چیزی جز آن اصلِ کاری
جفت نمیشوند
جز آن را
نمیخواهند ..
حالا
تو هی از من بپرس :
چرا من !
مریم قهرمانلو
جایگاهِ فعال دارند
یعنی با چیزی جز آن اصلِ کاری
جفت نمیشوند
جز آن را
نمیخواهند ..
حالا
تو هی از من بپرس :
چرا من !
مریم قهرمانلو
اگه از پلی لیست محبوبش برات ترَک فرستاد بدون واقعا براش مهمی...😌👌
Forwarded from دنیای ترانه
Forever For Now
LP
بعضی از اتفاقات
با زمان حل نمیشن
ته نشین میشن...
با زمان حل نمیشن
ته نشین میشن...
تورو از سيگارمم بيشتر دوست داشتم
ميخندي؟ ببين من خيلي وقتا از شيكمم زدم ولي از سيگارم نه در عين حال ب خاطرت سيگارامو نصفه خاموش كردم ميفهمي؟
ميخندي؟ ببين من خيلي وقتا از شيكمم زدم ولي از سيگارم نه در عين حال ب خاطرت سيگارامو نصفه خاموش كردم ميفهمي؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر جور حساب میکنم تنها چیزی که مونده،
ته موندهی من و نبودنِ توئه!
با این دوتا هم که به هیچ جا نمیشه رسید!
حتی تا فردا...
ته موندهی من و نبودنِ توئه!
با این دوتا هم که به هیچ جا نمیشه رسید!
حتی تا فردا...
دلم بهانه ی تو را دارد
تو میدانی بهانه چیست؟
بهانه همان است که شبها نمیگذارد خواب به چشمان من بیاید،
همانکه روزها مرا به خیابان میکشاند.
به قدم زدن های بی هدف.
بهانه همان تویی،
همانکه هر چه میکنم،
نمیتوانم بدون آن،
زندگی کنم....
تقصیر توست
که هیچ وقت باور نکردی،
بهانه ی منی
برای زندگی.....
#منیر_دژنه
تو میدانی بهانه چیست؟
بهانه همان است که شبها نمیگذارد خواب به چشمان من بیاید،
همانکه روزها مرا به خیابان میکشاند.
به قدم زدن های بی هدف.
بهانه همان تویی،
همانکه هر چه میکنم،
نمیتوانم بدون آن،
زندگی کنم....
تقصیر توست
که هیچ وقت باور نکردی،
بهانه ی منی
برای زندگی.....
#منیر_دژنه
زمین تا اسمون فرق میکنه
ادمی که تورو تو تنهایت پیدا میکنه با اون ادمی که تورو تو تنهاییش پیدا میکنه
#ملیکاقناعت
ادمی که تورو تو تنهایت پیدا میکنه با اون ادمی که تورو تو تنهاییش پیدا میکنه
#ملیکاقناعت