بهش گفتم راه رو درست نميرم
شرايط رو تغيير نميدم،
كاري نمي كنم اوضاعم درست شه
و اين از عمد نيست
بهم گفت تو بايد همينجور ادامه بدی!
پرسيدم تا كجا؟
گفت تا وقتی كه خسته شی..
اونجا بود كه فهميدم،
چقدر نعمت بزرگيه خستگي
از خودت كه خسته شي، مصمم تري..
اصلا بهترين تصميم،
اونيه كه بعد هر خستگي ميگيري.
راحت كنار ميذاري.. راحت دل ميكني از خودت از همه چي،
كافيه خسته شی...!
شرايط رو تغيير نميدم،
كاري نمي كنم اوضاعم درست شه
و اين از عمد نيست
بهم گفت تو بايد همينجور ادامه بدی!
پرسيدم تا كجا؟
گفت تا وقتی كه خسته شی..
اونجا بود كه فهميدم،
چقدر نعمت بزرگيه خستگي
از خودت كه خسته شي، مصمم تري..
اصلا بهترين تصميم،
اونيه كه بعد هر خستگي ميگيري.
راحت كنار ميذاري.. راحت دل ميكني از خودت از همه چي،
كافيه خسته شی...!
خوشحالم مردم در خيابان
سرشان با گوشے گرم است،
فكرش را بكن
يڪ خيابان تو را مےديد،
يڪ خيابان عاشقت مےشد،
يڪ خيابان، رقيبم بود...
سرشان با گوشے گرم است،
فكرش را بكن
يڪ خيابان تو را مےديد،
يڪ خيابان عاشقت مےشد،
يڪ خيابان، رقيبم بود...
حامد بِهداد :
یعنی میخوای بگی
هیچ نامَحرمی بهِت دست نَزده ؟!
رعنا آزادی ور :
من فکر میکردم ،
گذشته ی من به خودم مربوطه ..
حامد بِهداد :
ببین ،
هیچوقت یه چیزایی و به مَن نگو ..
جَنبه شو ندارم ..
شاید خودم بگم بگو وَلی نگو ؛
بِهم میریزم ..
شاید تیریپِ بی غیرتی بردارم ،
بگم بگو ، ولی نگو ..
مَن خودمو میشناسم ، بِهم میریزم ..
#دیالوگ | #خانه_دختر
یعنی میخوای بگی
هیچ نامَحرمی بهِت دست نَزده ؟!
رعنا آزادی ور :
من فکر میکردم ،
گذشته ی من به خودم مربوطه ..
حامد بِهداد :
ببین ،
هیچوقت یه چیزایی و به مَن نگو ..
جَنبه شو ندارم ..
شاید خودم بگم بگو وَلی نگو ؛
بِهم میریزم ..
شاید تیریپِ بی غیرتی بردارم ،
بگم بگو ، ولی نگو ..
مَن خودمو میشناسم ، بِهم میریزم ..
#دیالوگ | #خانه_دختر
داشتم می گفتم
دنیا به ما روراست ها
خیلی بدهکار است
یک عالمه لبخند، بعد از اشک هایمان
چندتایی آدم که چینیِ شکسته یِ روحمان را بند بزند
آدم هایی که حرف هایمان را از چشم هایمان بخوانند و بفهمند دقیقا چه مرگمان است...
دنیا به ما روراست هایِ ساده لوح
که مدام زخم می خوریم و زخم زدن تویِ مرام و ذاتمان نیست
ماهایی که دشمنی نمی کنیم مگر اینکه دشمنی در لباس دوست به ما خنجر بزند
به ما دیوانه هایی که فوری با یک لبخند، یک کلمه، یک عزیزم می بخشیم و فراموش میکنیم هر جفایی را که در حقمان شد
خیلی بدهکار است، خیلی چیـزها بدهکار است
کلی ادم
کلی حالِ خوب که یکهو بهمان تزریق شود از مرگ برِمان گرداند
کلی صداقت
اما بیشتر از همه
به ما یک آغوش بدهکار است
که تویش تمامِ حماقتمان را زار بزنیم
آغوشی که بویِ امنیت بدهد، بویِ صداقت، بویِ کسی از جنسِ خودمان، جنسِ "روراستی" !
دنیا به ما روراست ها
خیلی بدهکار است
یک عالمه لبخند، بعد از اشک هایمان
چندتایی آدم که چینیِ شکسته یِ روحمان را بند بزند
آدم هایی که حرف هایمان را از چشم هایمان بخوانند و بفهمند دقیقا چه مرگمان است...
دنیا به ما روراست هایِ ساده لوح
که مدام زخم می خوریم و زخم زدن تویِ مرام و ذاتمان نیست
ماهایی که دشمنی نمی کنیم مگر اینکه دشمنی در لباس دوست به ما خنجر بزند
به ما دیوانه هایی که فوری با یک لبخند، یک کلمه، یک عزیزم می بخشیم و فراموش میکنیم هر جفایی را که در حقمان شد
خیلی بدهکار است، خیلی چیـزها بدهکار است
کلی ادم
کلی حالِ خوب که یکهو بهمان تزریق شود از مرگ برِمان گرداند
کلی صداقت
اما بیشتر از همه
به ما یک آغوش بدهکار است
که تویش تمامِ حماقتمان را زار بزنیم
آغوشی که بویِ امنیت بدهد، بویِ صداقت، بویِ کسی از جنسِ خودمان، جنسِ "روراستی" !