يه جوري براش خوب باش كه تمام عمرش هركي ديگه رو ديد با خودش بگه "ولي اون يه چيز ديگه بود."
همیشگی باش، خب؟؟؟
یک مشترک در دسترس …
یکی که توی هر مناسبت کنارم باشد ،
که زود به زود دلش برایم تنگ شود …
زیاد اهل عاشقی نباش
از رمانتیک بازی سر در نیاور
فقط یک "نفر اولی " بمان
گاهی دنیا را به هم بریز برای آرامشم
همانی شو که فهمیدن دوست داشتن هایش خیلی بلد بودن نخواهد
یکی که آمده بماند
یکی که آمده نرود …
یک مشترک در دسترس …
یکی که توی هر مناسبت کنارم باشد ،
که زود به زود دلش برایم تنگ شود …
زیاد اهل عاشقی نباش
از رمانتیک بازی سر در نیاور
فقط یک "نفر اولی " بمان
گاهی دنیا را به هم بریز برای آرامشم
همانی شو که فهمیدن دوست داشتن هایش خیلی بلد بودن نخواهد
یکی که آمده بماند
یکی که آمده نرود …
نسل ما كه پير بشه
هيچوقت دلش براي جوونياش تنگ نميشه:)
هيچوقت دلش براي جوونياش تنگ نميشه:)
من برای امروزی که تو را ندارم
ناراحت نیستم
ناراحتم برای چهل سالگی ام،
آنجا که به بهانه ی یک شعر،یک آهنگ،
به یادت می افتم
و به دخترم لبخند میزنم
من برای آن لبخند که درد دارد،ناراحتم
ناراحت نیستم
ناراحتم برای چهل سالگی ام،
آنجا که به بهانه ی یک شعر،یک آهنگ،
به یادت می افتم
و به دخترم لبخند میزنم
من برای آن لبخند که درد دارد،ناراحتم
میدونی چرا زندگیمون اینقدر کج و کوله است ؟!...
چون اونجاهایی که باید عذرخواهی کنی، داد میزنی !
چون اونجاهایی که باید عذرخواهی کنی، داد میزنی !
همینطور پیش برو!
به خوب بودنت ادامه بده..
نگذار بدخلقی های من یا هر چیز دیگری مانع خوب بودنت، مانع مهربانیات شود..
بگذار حداقل یک گوشه از جهان،
عشق واقعیت خود را به چشم ببیند؛
بگذار
یک نفر به درستی مسیر عاشقی را طی کند..
هرچند معشوقهاش معشوقه بودن بلد نباشد !!
به خوب بودنت ادامه بده..
نگذار بدخلقی های من یا هر چیز دیگری مانع خوب بودنت، مانع مهربانیات شود..
بگذار حداقل یک گوشه از جهان،
عشق واقعیت خود را به چشم ببیند؛
بگذار
یک نفر به درستی مسیر عاشقی را طی کند..
هرچند معشوقهاش معشوقه بودن بلد نباشد !!
چِرا نِميخاي باوَركّني
دوسِت دارم........هوم؟؟
بااااااوَر كٌن
دوسِت دارم........هوم؟؟
بااااااوَر كٌن
زنی که
حرفهایش را
به موهایش سنجاق می کند
نگرانی هایش را
به ناخن هایش رنگ می زند
آرزوهایش را
به عروسک هایش می گوید
و گاه و بی گاه
نگرانِ
عدد شناسنامه اش می شود دیوانه نیست اما کم دارد !
چیزی به نام "عشق" در کیفش کم دارد.
#آزاده_پیرای
حرفهایش را
به موهایش سنجاق می کند
نگرانی هایش را
به ناخن هایش رنگ می زند
آرزوهایش را
به عروسک هایش می گوید
و گاه و بی گاه
نگرانِ
عدد شناسنامه اش می شود دیوانه نیست اما کم دارد !
چیزی به نام "عشق" در کیفش کم دارد.
#آزاده_پیرای
خودت باش...
خود واقعی ات...
ساده و معمولی...
بگذار اگر قرار است عاشقت شوند
اگر قرار است به تو دل ببندند
عاشق همین سادگی و معمولی بودن تو شوند
مطمئن باش...
آن کسی که میان هزاران ستاره چشمک زن و بزرگ،چشمش ستاره کوچک کم نوری را میگیرد
لیاقت یک عمر کنارت بودن را دارد..
وگرنه عاشق ستاره درشت چشمک زن شدن
کار دشواری نیست..
همه عاشقش میشوند...
خود واقعی ات...
ساده و معمولی...
بگذار اگر قرار است عاشقت شوند
اگر قرار است به تو دل ببندند
عاشق همین سادگی و معمولی بودن تو شوند
مطمئن باش...
آن کسی که میان هزاران ستاره چشمک زن و بزرگ،چشمش ستاره کوچک کم نوری را میگیرد
لیاقت یک عمر کنارت بودن را دارد..
وگرنه عاشق ستاره درشت چشمک زن شدن
کار دشواری نیست..
همه عاشقش میشوند...
یه نفر اومده تو زندگیتون،
به هر دلیلى رفته،
شما میخواین باقى عمرتون غصه بخورین
که چرا رفته؟
پس کى از زندگى لذت میبرین؟
به هر دلیلى رفته،
شما میخواین باقى عمرتون غصه بخورین
که چرا رفته؟
پس کى از زندگى لذت میبرین؟
بی تو، مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشۀ ماه فروریخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
ـ «از این عشق حذر كن!
لحظهای چند بر این آب نظر كن،
آب، آیینۀ عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!»
با تو گفتم: «حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .»
باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!»
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .
بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشۀ ماه فروریخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
ـ «از این عشق حذر كن!
لحظهای چند بر این آب نظر كن،
آب، آیینۀ عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!»
با تو گفتم: «حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .»
باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!»
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .
بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم
پاییز،یهو میاد...
وقتی میبینی بهارت رفته واسه همیشه!
-محیکس
وقتی میبینی بهارت رفته واسه همیشه!
-محیکس
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
<unknown> – بهار دلکش-استاد شجریان
تذکر :
گوش دادن بیش از حد موجب تشنج و روی آوردن انواع و اقسام امراض شناخته و ناشناخته دیگر میشود .
پ.ن:
لطفا در هنگامگوش دادن ریپیت را آف کنید .
گوش دادن بیش از حد موجب تشنج و روی آوردن انواع و اقسام امراض شناخته و ناشناخته دیگر میشود .
پ.ن:
لطفا در هنگامگوش دادن ریپیت را آف کنید .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اطرافِ بعضى از آدم هاى زندگيتان
خطِ قرمز بكشيد!
آدم هايى كه برايشان از جان مايه مى گذاريد
اما ارزش هاى شمارا ناديده مى گيرند،
آدم هايى كه خُرده قلب شمارا هم
به بازى مى گيرند،
چه برسد به خودتان!
کسانی که چشم هايتان برايشان بارانى مى شود
اما بى تفاوت زیرِ بارانِ اشک هایِ شما قدم میزنند و خاطره میسازند...
اصلا بهتر است
بعضى از آدم هارا از همان ابتدا
در زندگيتان راه ندهيد!
تا در انتهاى مسير عوض نشوند!
به هر حال براى داشتنِ آرامش
بايد از يك جايى شروع كرد...
خطِ قرمز بكشيد!
آدم هايى كه برايشان از جان مايه مى گذاريد
اما ارزش هاى شمارا ناديده مى گيرند،
آدم هايى كه خُرده قلب شمارا هم
به بازى مى گيرند،
چه برسد به خودتان!
کسانی که چشم هايتان برايشان بارانى مى شود
اما بى تفاوت زیرِ بارانِ اشک هایِ شما قدم میزنند و خاطره میسازند...
اصلا بهتر است
بعضى از آدم هارا از همان ابتدا
در زندگيتان راه ندهيد!
تا در انتهاى مسير عوض نشوند!
به هر حال براى داشتنِ آرامش
بايد از يك جايى شروع كرد...